قسمت 42
آهه عزیزم
مینا کوچولوی
خوشگل خودم
هومم
باز که زیاده
روی کردی
حالا من باید..
باهات
چیکار کنم؟
مترجم: LichKing
هاهه
لعنتی!
هرچی بیشتر
نگات میکنم..
بیشتر خوشمزه تر
برام میای
بهم حق بده
دیگه نتونم جلوی
خودمو بگیرم
هاهه
هاهه
هومم
هومم
وات دا فاک!؟
بیدار بود؟؟
الان گیج شدم
یعنی با
خواست
خودشه؟
عقلم میگه
که باید..
جلوشو بگیرم!
وایسا!
هوفف
هوفف
من اینجوریم..
دیگه خوشم نمیاد
داری خطرناک میشی
داری مجبورم میکنی
بهت تجاوزکنم
آره؟
هه
فکرمیکردم از اینجور
چیزا خوشت میاد
انگار من
اشتباه میکردم
نه کاملم
اشتباه نکردی
ولی...
ولی چی؟ راستش میدونی
خیلی کنجکاو بودم که ببینم..
واکنشت
چیه
برای چی
اینکارو کردی؟
بعد اتفاق امروز
که تحقیرت کرد..
باز حاضری
بخاطرش..
اینکارارو کنی؟
مراقب حرف
زدنت باش
زندگیت
الان زیرمه!
ولی خودمونیم ها..
داری میمیری
که منو بکنی آره؟
برای یبار..
ارزششو داره؟
ببخشید میپرم
وسط حرفت
ولی من الان
تصمیم نداشتم بکنمت
درضمن..
کی گفته فقط
قراره یبار باشه؟
ترجیح میدم تا موقعی
که خودت لنگاتو
واسم بازکنی
عوضی
بشین تا
برات بازکنم!
هققق
هققق
چطور
تونستی؟!
حتی بهم یبار
فرصت حرف
زدن ندادی
خیلی نامردی
بعدش سریع رفتی
با آرام
بدترش اینجاست که..
جلوی همه
تحقیرم کنی
اون لجن
با حیله گری..
ازم عکس گرفت
هققققق
واقعا نامردی
دیگه..
هققق
هققق
نمیدونم باید
چیکارکنم
کیه این
وقت شب؟!
کیه؟؟
سلام نونا جونم
هی تو..
اینجا چه
غلطی میکنی؟؟
عه این چه حرفیه
دلم برات تنگ
شده بود دیگ
جیغغغ!
چیکار میکنی؟؟
ولم کن
شرمنده
نونا
امروز بد حشریم
اگه خودمو تخلیه نکنم
تا صبح دق میکنم
توکه..
دلت نمیاد
من دق کنم؟
نگران بچتم نباش
قول میدم
مهربون باشم
کاش واقعا..
دق میکردی
از دستت راحت میشدم
خیلی بدجنس شدی ها
نههه!
هاهه
هاهه
هاهه
هاهه
هاهه
هاهه
هاهه
هاهه
هاهه
پس چته تو؟
هوفف
هوفف
شدی جنازه
بوی الکلم
میدی
انگار یادت رفته
بارداری ها
سیگارم
که میکشی
انگار نه انگار
با توام!
هی!
یچیزی بگو
اتفاقی واسه
بچت بیفته
اونوقت...
هوفف
حال آدمو میگیری
نخواستیم
بابا
همون دق کنم بهتره
توهم خودتو
جمع کن
این روندی
که پیش گرفتی
هی بچه به درک
خودت به فنا میری
از ما گفتن بود
لطفا نرو
دوباره
بکنش توم
میخوام توم
تموم بشی
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com