عشق ممنوعه قسمت ۶ از ۷۵۴۰ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰
قسمت 6
هوفف
خوش اومدی
اینبار دیگه
خیلی دیر کردی
سیا؟!
مترجم: LichKing
نخوابیدی؟
یعنی همش
منتظر من بودی؟
آره بدون تو
خوابم نمیبرد
به هرحال حتما
روز سختی داشتی
مست کردنم
سختی های
خودشو داره
نه بابا فقط
یه شام ساده
شرکتی بوده
هاها
من میرم بخوابم
باشه منم میام
یهو نزدیکم که شد
رنگم پرید
اگه میفهمید
از شامپوی هتل
استفاده کردم چی؟
یا شایدم..
ممکنه فهمیده باشه
حتی طاقت نگاه کردن
به چشماشو ندارم
با اینکه من بهش
مشکوک بودم..
ولی خودم بهش
خیانت کردم
امروز زود نمیری؟
آره میرم
بدوئم
توهم دیگه
کم کم برو شرکت
باشه
مراقب خودت باش
میبینمت
هوفف
دیشب بد نخوابیدم
ولی نمیدونم چرا
انقدر خستم
امروزم کلی
کار...
عه!!
اونکه..
همون مربی شناعست!
و چرا..
اومده دوییدن؟
آره میرم
بدوئم
چه اتفاقی
داره میفته؟!
آخه چرا..؟
یهو کجا رفت؟
لعنتی!
چرا..
همه چیز انقدر باید
باهم مطاقبت داشته باشه؟
آقای پارک؟
آقای پارک!
بله بله؟
شنیدین
چی گفتم؟
عا
بله شنیدم
داشتم میگفتم
من باید بدونم که قصد دارید
کیو به تیم اضافه کنید
بنظر من با توجه به همین اعضای فعلی
اضافه کردن یه توسعه دهنده جلویی
و دوتاهم توسعه دهنده عقبی میتونه خوب باشه
آره
راستش یه کلمه
از حرفاشم نفهمیدم
خب پس من
میرم سر میزم
هومم
چخبر از زندگیه
زناشوییتون؟
هاااا؟!
هیچی! طبق معمول
هاها
حتما همیشه
استرس داری
که زن زیبایی داری
مهم نیست چقدر
بهش اعتماد
داشته باشی
خیخی
البته با توجه
به خودتم..
اونم نباید
کاری بکنه
شما اینجور
فکرمیکنید؟
ممنونم
من برم
اوهوم
هرچی بیشتر میبینمش
بیشتر به این پی میبرم..
که طعمه خوبی
بنظر میاد!
مدیری!
دیروز سالم
رسیدی خونه؟
کلک رفتی خونه
بازم انجامش دادی؟
من بهتر بودم
یا زنت؟
هیسس!
صداتو
میشنون ها
ای وای
ببخشید
خیخی
راستی اومده بودم
اون پرونده هایی
که گفته بودی رو
بررسی کنم
یعنی باید بهش
بگم که امروز
صبح چه
اتفاقی افتاده؟
مینا
جونم؟
میشه امشبم
باز بنوشیم؟
خب معلومه
داره بهت
خیانت میکنه
چی؟!
تو که دیروز
میگفتی نه خیانتی
درکار نیست
خب دیروز دیروز بود
ولی امروز امروزه!
ببین
نمیدونم چطور
برات بگم
ولی نمیتونه
همه اینا
اتفاقی باشه
یعنی تو
فکرمیکنی اتفاقیه؟
البته هنوزم
هیچ مدرک
روشنی نداری
ولی اگه یکم
پیگیری کنی
یچیزی دستت
رو میگیره
به هرحال من
که باورم نمیشه
پس..
یعنی گول خوردم؟
رابطمون..
درواقع...
نه نمیتونه
درست باشه
غیرممکنه
من خودم
6 سال بهش
وفادار بودم
خب
توهم یبار
با من خوابیدی
پس دیگه ناراحت چی؟
اگه واقعا بهت
خیانت کرده باشه..
پس برابر شدین
دیگ مگه نه؟
اگه همچنان درحال خیانته
توهم با من بهش خیانت کن
بجای اینکه الکی
خودتو عذاب بدی
رابطتتو با من
شروع کن
من همیشه..
هاهه
آماده سکس
با توام
آهه
پیشنهاد
غیر منتظره!
با اینکه اینجا
جاش نیست..
ولی من دیگه
بیشتر از این
نمیتونم صبرکنم
هاهه
هاهه
پس زود
بکنش توم
هاهه
هاهه
با اینکه بار اول سختم بود
ولی اینبار خیلی راحت قبول کردم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 6 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 7

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی عشق ممنوعه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت