عشق ممنوعه قسمت ۲ از ۷۵۹۹ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹
SarRast
عشق ممنوعه
قسمت
02
آخه
کجا برم؟
یعنی چی کجا برم؟
فکرکنم
خیلی مسته
میخواستم یچیزی
بهت بگم
چی بگو
دوست داری..
تنهایی..
خودمون دوتا
یه دور دیگم بخوریم؟
مترجم: LichKing
یه دور دیگ؟!
شرمنده
باید برم
ایشالا بمونه واسه
یه وقت دیگ
نمیخوام!
یا الان یا هیچوقت
فقط یه شات
ای بابا
ول کن
آخه گفتم باید برم
زنم خونه منتظرمه
اگه چیزی میخوای بگی
همینجا بگو
اه
خب..
راست
میگی؟
یعنی همینجا بگم؟
هاااا؟!
آها آره
پس خودت خواستی
وایسا ببینم!
الان..
داره..
منو میبوسه؟!
چی با خودش
فکرکرده؟
مینا وایسا
نمیخوام!
چرا انقدر
محکم بغلم کرده
نه!
هومم
هومم
هوممم
میخوام
جلوشو بگیرم
ولی..
خیلی
زورش زیاده
تا الان اگه میگفتم بخاطر مستیشه
دیگه داره خطرناکه میشه
چرا..
انقدر..
هاته؟!
هومم!
هوممم!
بوی الکل شدیدش
که از دهنش
و نفساش میاد بیرون
داره دیوونم میکنه
چی میشه اگه
فقط یبار
انجامش بدیم؟
حتی یه هتلم
همین بغلمونه
ولی هرچقدرم
مست باشه
نباید یهویی
میبوسیدم
آخ دیگه
دیوونه شدم!
میخوام همین
الان، همینجا
انجامش بدم
بعد ازدواجم
با هیچ زنی
انجامش ندادم
بوی یه زن غریبه
بعد مدت ها..
قلبمو به
تپش انداخته
بسه!
هوفف
هوفف
مینا
میدونم
خیلی مستی
نه فقط تو..
جفتمون
مدیر
یعنی فقط..
کار من اشتباه بوده؟
وایسا
یلحظه..
داشتم کنترلمو
از دست میدادم
هوفف
عزیزم من برگشتم
عزیزم؟
خوابیدی؟
هوفف
هنوزم قلبم
میتپه
انتظار داشتم
تا الان آروم بگیره
یه حسی که خیلی وقته
حسش نکرده بودم
خیلی هیجان زده
شده بودم
هیجان بخاطر اینکه
ممکن بود یه شب رو
با یه زن غریبه بگذرونم
چیزی که بعد ازدواجم
دیگه تجربه نکرده بودم
چی میشد اگه..
واقعا
انجامش
میدادیم؟
اونوقت قطعا..
سکته رو میزدم
عه عزیزم
کی برگشتی؟
ببخشید من
خوابم برد
خب..
چطور بود؟
کارمندا
خوب بودن؟
سیا...
ععع!!
یهو چت شده؟؟
یهو؟!
من از صبحه
فکرم پیش توعه
خب خودت
دیر برگشتی
قهرنکن دیگ
فقط یبار
انجامش بدیم
قول میدم
باشه
آروم باش
اول لباساتو دربیار
نه الان وقت
اینکارا نیست
فقط میخوام
تورو حس کنم
یواش
مگه میشد یلحظه
به تو فکر نکنم
عاااااااحح
اههه
عشقم
یواش تر
خیلی
خشنی
دردم میاد
عااحح
اههه
یسس!
آره
همینو
میخوام
شاید یلحظه پام
بخاطر زیباییش
لغزیده بود
عااح
ولی به زیباییه
زنم که نمیرسه
هومم
هومم
اگه بخوام به
یه زن تا آخر
عمرم وفادار باشم..
عااااح
عااح
اون یه زن
قطعا سیاعه
عااااح
تا الان..
عااح
عااح
هیچ زنی رو
بهتر از سیا ندیدم
پس این شد..
عااح
آخرین باری که
وسوسه میشم
عااح
من و سیا..
تا ابد
برای هم
هوفف
هوفف
خیلی اومدم
مرسی عزیزم
چطور بود؟
توهم لذت بردی؟
آره عزیزم
عالی بود
و این شد..
صد و سیزدهمین..
مشکلی که حل کردیم
اونم با افزودن چندتا
داده جدید به کل
ساختار داده ها
کسی هست نظری
یا سوالی داشته باشه؟
اگه اینجوری حل شده..
خب فردا نوع جدیدی
از پارامترهارو دریافت کنه
که باز ارور میده
این روش اشتباهه
خب بفرمایید
انگار یکم..
با عصبانیت گفتم
فعلا روزای اولمه
یکم باید جا بیفتم
اونوقت نظر بدم
نه هیچی
واسه
امروز
کافیه
ممنون از همگی
ببخشید آرام
میدونم سرت شلوغه
ولی میشه اسناد توسعه
و اسناد زیرساخت رو بررسی کنیم؟
اتفاقا
بررسی
شده ان
آخه از آخرین باری که مرتبشون کردم
خیلی وقته میگذره
مگه باز باید سازماندهیشون کنم
و بعد براتون بفرستم
باشه پس هرکاری
لازمه رو بکن
خسته نباشی
هوفف
اینجوری پیش بره
که پروژه بگای سگ میره
مهم نیست چقدر طول بکشه
من باید کدهای اصلی رو یه نگاه بندازم
بیا
عه مینا؟!
هاهاهاها
چرا انقدر تعجب کردی؟
امروز تو جلسه
خیلی عالی بودی
دستت درد نکنه
حالا چیکار کنم؟
یعنی یادش نمیاد؟
دیدی عمرمون
چه زود میگذره
بهتره خودم
بهش اشاره کنم
راستی درباره دیروز...
درباره دیروز...
آره شرمنده
راستش تازگی ها
از دوس پسرم جدا شدم
خیلی شبیه تو بود
و خب دیروزم
خیلی مست بودم
نفهمیدم دارم
چیکار میکنم
حتی وقتی رسیدم خونه
خیلی از رفتارم پشیمون بودم
خواستم بگم
فکرنکنی من
از اوناشم
به هرحال
متاسفم
درکت میکنم
وقتی آدم مسته
یه کارایی میکنه که
پشمای خودشم میریزه
منم خودم مست بودم
پس منم متاسفم
آره
ممنون
گفتی اکست
شبیه من بود آره؟
پس خوش قیافه بوده
چه غلطا
اتفاقا خیلیم
بی ریخت بود
پس تو بد سلیقه ای
نخیرم!
چی؟!
باهم بریم؟
آره واسه چی
انقدر تعجب کردی؟
آخر هفتس
سرکار که نمیرم
با زن زندگیم وقت بگذرونم
اینجوری نگام نکن
منم یه پا شناگرم
ولی کارت عضویت
نداری ها
حتما بلیط یه
روزه هم دارن
این زنه بود؟
آره خوشگله نه؟
چطور تونستی
مخشو بزنی؟
هیچی داشت
تنهایی شنا میکرد
منم رفتم پیشش
و با یکم لاس
کارو درآوردم
بعدش؟
یبار غذا بردمش بیرون
و بعد اون
یه چندبار دیگم
قرار گذاشتیم
تا آخر بردمش خونه
ایول بابا
پس کردیش
آخه حیف این زن نباشه
که متاهل باشه
واقعا خود فرشتس
متاهل؟! این بی ناموس ها
به متاهل هم رحم نمیکنن
خداروشکر که من
اینجور آدمی نبودم
و نیستم
الان رفتیم خوب
نگاش کن، یه مایوی
دریایی پوشیده
عه ببخشید
حواسم نبود
پس قیافش
اینشکلیه
کصکشی که
به زنای شوهردارم
رحم نمیکنه
اوکی؟
ایشون شخصیت
بد ماجراست..
و تازه از اینجا به بعد
ماجرا شروع میشه:)
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
ادامه دارد...
پایان

قسمت 2 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 3

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی عشق ممنوعه
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت