دوکون و یه عالمه کیون قسمت ۹۷ از ۱۵۱۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷
SARRAST.com
قسمت 97
ما برگشتیم
سلام
مامان بزرگ
جئوم رو خصوصی میبینه
مگه سوراخ سنتی
نیست که باید حفظ بشه؟
باید به جئوم
تذکر بدی
خیالت راحت
دختر فهمیده ایه
بفرما تو جوون
نه ممنون
میخوام برم
نه اینجوری نمیشه
باید کم کمش شام بمونی
شرمنده
بیا دیگ
وگرنه ناراحت میشم
خب من که دلم نمیاد
ننه جان رو ناراحت کنم
پس میمونم
چی؟!
خیلی خوش اومدی
عمو بیا با من بازی کن
باشه عزیزم
به به چه خوشمزه شده
جدی؟! پس یکمم
میدم با خودت ببری
دوکون و یه عالمه کیون
مترجم: LichKing
راستی اون غذایی هم
که برا شکرگزاری دادین
عالی بود
نوش جان
حالا کدومش بهتر بود؟
هاااا؟!
منظورم هاروعه
مگه اونم نیاورده بود؟
آها خب..
معلومه مال
شما بهتر بود
هوفف
نمیفهمم چرا انقدر ناراحته
میخوام یه کار احمقانه بکنم
عهه
هی!
چه غلطی میکنی؟؟
هیچی!
خانوام همینجا
نشسته ها
چیشده؟ حالت
خوب نیست؟
خیلی عوضی
فقط وایسا و ببین
هی داره بیشتر فشار میاره
خب معلومه
حشری میشم
مامانی آرنجت
رو میزه
گفتی این کار زشتیه
آره ببخشید عزیزم
هاها
هاهاهاها
اوخخ!
انگار توهم زیاد
حالت خوب نیست
نه من خوبم
اگه سیر شدی
چرا دیگه نمیری؟
چون هنوز
گرسنمه
عوضی!
آهای
تو الان..؟
ممنون بابت غذا
من باید برم
دستشویی
فقط میخواستم یکم
حال و هواشو عوض کنم
انگار زیاده روی کردم
اصلا زمان و مکان
حالیش نمیشه
تا اینو نشستم
نمیتونم بندازمش
داخل لباسشویی
لعنتی خیلی سریع
خیس شدم
عه داری میری؟
آره دیگه بیشتر
از این زحمت نمیدم
زحمت چیه بابا
تو رحمتی
نه ممنون برم دیگ
در مغازه هم نبستم
به خانواده هم اطلاع ندادم
الان حتما نگرانم شدن
ایشالا یه وقت دیگ
بله عزیزم؟
چرا امشب نمیمونی؟
دفعه بعد عزیزم
دفعه بعد
یعنی کی؟
عه اذیتش نکن
قول میدم سری بعد
با کلی خوراکی بیام
عهه
بزار تا مغازه..
همراهیت میکنم
خودم تنهایی میرفتم ها
زشته مهمونمی
انگار هروقت تورو میبینم
بارون میباره
آخرین بارهم
بارون اومد
آب و هوا که
دست من نیست
راستی میخواستم یکم
مغازه رو تغییر بدم
مشتری ها روشون نمیشه
بیان مغازه
چون خیلیا نگاشون میکنن
مثلا یکم بزرگترش کنم
که خودمم توش زندگی کنم
پس میخوای 24 ساعته
انجامش بدی
فقط برای آسایش مشتری ها
و خودمم میخوام
جدا زندگی کنم
خب رسیدیم
چرا از من دوری میکنی؟
ازت هیچ دوری نکردم
اگه ازم دوری نمیکنی
پس چرا دیگه بوسم نمیکنی؟
درسته تو تنها مردمی..
ولی من یکی از اون
دخترا برای توعم
چییی؟؟؟
نه داری اشتباه میکنی
تو خیلی برام خاصی
به عنوان مشتری؟
یا یه زن؟
جفتشون
روز اول کارم اینجا
تو اولین مشتریم بودی
و همینطور
اولین بوسم
از همون اولشم
نباید میبوسیدمت
چون مجبورم
از نظر عاطفی
با کسی درگیر نشم
ولی نتونستم و
وابسته تو شدم
لعنت بهت!
میدونم باید زندگی کاریم
و شخصیمو ازهم جدا کنم
ولی...
ببین اگه همین الان
انجامش بدیم یعنی داریم
سکس میکنیم نه سوراخ!
قول میدم
بهونه نیارم
توهم که زیرش
چیزی نپوشیدی
همش تقصیر توعه
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
SARRAST.com
پایان

قسمت 97 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 98

این قسمت را دوست داشتی؟

۲ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دوکون و یه عالمه کیون
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت