SARRAST.com
قسمت 96
هوممم
هومم؟
چندوقته
که اینجاییم؟
عه بیدار شدی؟
تو چرا..
داری رانندگی میکنی؟
خب چون تو
بیهوش شده بودی
انگار کلا از دنیا رفته بودی
بعد مشکوک میشدیم
اگه تا پارکینگ میموندیم
الان بهتری؟
آره
تازه داره یادم میاد
همین که به ارگاسم رسیدم
چشمام رفت!
اولین باریه همچین
چیزی رو تجربه میکردم
همینجا وایسا
ممنونم
خودم تا جایی که میتونستم
صندلی رو تمیز کردم
ولی بقیش با تو
باشه
خیلی شرم آوره که تو سن من
اینجوری گند بزنم به صندلی
اصلا خودمم باورم نمیشه
راستی اگه هارو
ماشینو اینجوری ببینه چی؟
نکنه با هارو هم
مثل من رفتار میکنه؟
تو با هر زنی همینجوری؟
چجوری؟
یعنی با بقیه زن ها
مثل من انقدر خشن نباش
وگرنه نمیبخشمت
نه بابا من
اینجوری نیستم
دوکون و یه عالمه کیون
مترجم: LichKing
آخرش انقدر تعارف کرد
که مجبور شدم وایسم
بگو عااااا
راستی رابطت
با هارو چطوریه؟
هاااا؟!
ما که رابطه خاصی نداریم
آره ارواح عمم!
واقعا؟؟
فقط میخوام بگم اگه روزی
روزگاری با هارو وارد رابطه شدی
کاری که ما امروز...
باشه باشه فهمیدم
آفرین
معلومه آدم
فهمیده ای هستی
هاها
فعلا که همه چی
بخیر گذشت
تا ببینیم بعدا چی میشه
اینجا چیکار میکنی؟
عه ایون وول
خوبی؟
داشتم مغازه رو نگاه میکردم
عه پس اینجا مغازته
سوپرمارکت
سئونگسیل
آره این اسم
مغازمه
پس گفتی
سوراخ در دیوار
آره اینم بهش میگن
خب اون سوراخ کجاست؟
چی؟!
اون سوراخه..
همه جا تو
قلب همه هست
خوراکی میخوای؟
چرا اومدی اینجا؟
مامانت میدونه؟
اومدم دوستام رو ببینم
حال مادرت چطوره؟
سرما خورده شدید
سرما؟!
ولی ناراحت نیستم
چون زود به زود میاد خونه
پس چرا من نمیدونستم
هی بیا بازی
اومدم
بریم
دوستاشو اولین باره میبینم
اونام این روستا
زندگی میکنن؟
اگه آره پس چرا تا حالا
خانواده هاشونو ندیدم؟
راستی بچه های امروزی
چطوری بازی میکنن؟
ببین یه
پروانه گرفتم
یادش بخیر دوران
بچگی های خودمون
پس چرا انقدر
دیر از مدرسه اومد؟
مامان
جواب نمیده
عه چرا جواب داد
سلام جئوم
دخترت پیش منه
تو کی؟؟
بابا منم جاکانگ
آها خوبه خیالم راحت شد
پس گوشیش دست تو
چیکار میکنه؟
هوفف
داره جلوی مغازه من
بازی میکنه
حالش خوبه؟
ههه ترسیده بودی
نکنه دزدیمش؟
باشه دارم میام
الان اصلا حالشو
نداشتم برم اونجا
ولی چاره ای نیست
امیدوارم اتفاقی نیفته
عه اوناهان!
حملهه
دارین چیکار میکنین؟؟
از سنت خجالت نمیکشی؟
خب کودک درونم فعاله
فقط میتونستی
مراقبشون باشی
راستی دوستاش کین؟
تا حالا ندیده بودمشون
اونارو میگی؟
مال اینجا نیستن
از یه روستای دیگه اومدن
عجب
زیاد همو میبینن
خب اینکه خوبه
بیشتر نگران بزرگیشم
مثل خودت میشه
اتفاقا از همین میترسم
نمیخوام مثل من بشه
مثلا همین گوشی
اشتباه بزرگی که کردم
دیگه ولش نمیکنه
گوشی؟!
انگار بچه های امروز
خیلی زود صاحب گوشی میشن
فکرکنم دیگه دست از گوشی برندارن
چون بدجور معتادکنندس
آره دقیقا همین که دستش
میخوره به گوشی دیگه ازش جدا نمیشه
میخوای داستان بخونیم؟
نه نمیخوام
خودت برو
تنهایی بخون
من کارتون میبینم
انگار دیگه هیچ نیازی
به من نداره
خودتو ناراحت نکن
باید یجوری خودشونو
سرگرم کنن
به هرحال..
تو نمیخوای تا بچه ها
دارن بازی میکنن از
سوراخ استفاده کنی؟
نه نمیخوام
چرا نه؟
چون نمیخوام!
بیا دیگ
نزدیکم نمیشی ها
انرژی یانگم زیادی کرده
میخوام به اشتراکش بزارم
به اندازه کافی امروز
به اشتراکش گذاشتی!
یعنی تو...
آره میدونم
اون باباته؟
نه
فقط میشناسمش
آخه انگار خیلی
به مامانت نزدیکه
فقط یه حدس زد
انقدر سریع خودمو لو دادم
ایون وول مامان بیا
داره دیر میشه باید برگردیم
باشه اومدم
خداحافظ
خداحافظ
نگران من نباش
مطمئنی؟
آره، من برم
ای بابا این
بارون چه موقع بود
یلحظه وایس
ببینم چتر اضافی دارم
نه فقط همین
یه چترو دارم
عه
حالا چیکار کنیم؟
فقط مارو میبری خونه
چون همین چترو داری
و بعدش برمیگردی
آره آره
منو همینجوری
تا خونه کول کن باشه؟
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
SARRAST.com