دوکون و یه عالمه کیون قسمت ۱۱۵ از ۱۵۱۸ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸
تو چرا گریه میکنی؟
وققق
هققق
جئوم..
اینجا گریه کنید
بقیه میگن ببین چیشده
بیا بریم داخل
من که گریه نمیکنم
بعدش به سختی کسی
تو این روستا پیدا میشه
دوکون و یه عالمه کیون
مترجم: LichKing
حالا میخوای
برگردی سرکارت؟
نه دیگه کل روزو
مرخصی گرفتم
قبل اینکه هم بیام اینجا
از مادراشون عذرخواهی کردم
خوبه پس همه
چی بخیر گذشت
فقط نگران اینم وقتی از الان
خودشو درگیر مشکلات میکنه
بزرگ بشه چی میشه
نباید مثل من بشه
مگه چه اشکالی داره
مادرش الگوش باشه
نه اصلا وگرنه
شیرمو حلالش نمیکنم
چه بی اعصاب!
راستی شنیدم خودتو
پدرش جا زدی
فکرنمیکردم بیای
آره یونوول اینجوری
صدام زد، براهمین منم...
لازم نیست هرچی اون میگه
به سازش برقصی
حالا اینبار فرق میکرد
تازه جلوشون زانو زد
و عذرخواهی کرد
چییی؟؟؟
ععع!!
خود مادرها از رفتارشون
پشیمون شده بودن
خیلی خنده دار بود
راست میگه؟
خب آخه
چیز بود..!
چرا اونکارو کردی؟؟
نمیخواستم شر بشه
مگه دیوونه ای؟!
باشه فهمیدم میخواستی
هوای دخترمو داشته باشی
ولی..
دلیل نمیشه که
جلوشون زانو بزنی
تو میگی چیکارمیکردم؟
بابا میگم نمیخواستم
اوضاع بدتر بشه
اه!
هوفف
باشه
بیا بریم
عیونوول
عه به این زودی؟
به هرحال..
ممنونم ازت بابت مراقبت
بای بای
دوست داری شام
بیای پشیمون؟
نه مغازه یکم کار دارم
حالا بمونه برا بعدا
پس من میرم
مراقب خودت باش
لعنتی!
گندش بزنن
چرا همه چیز
انقدر پیچیده شد؟
فقط میخوام با
همه کنار بیام
اوپا این آخر هفته ای وقت داری؟
آره اتفاقا باید حرف بزنیم
نه نه!
اوپا این آخر هفته ای وقت داری؟
آره...
هنوز نتونستم
این زنارو درک کنم
بعضی وقتا بیشتر از
حد انتظار بهم نیاز دارن
ولی بعضی موقع هام هست
هرچقدر تلاش میکنم، منو از خودشون دور میکنن
دیگه نمیفهمم باید چیکارکنم
آخخ..الو؟
میتونم همین الان ببینمت؟
جئوم؟!
همین الان؟؟
حتما
اوکی
چه زود اومدی
هوا سرده
بزار بیام تو
برم از مغازه
برات آبجو بیارم؟
نه امروز نمیخوام
مست کنم
ببخشید امروز از
دستت ناراحت شدم
اومدم تا تشکر کنم
لازم نبود...
چرا بود!
تو نمیدونی چقدر تنهایی
سختی کشیدم تا بزرگش کنم
و میدونم تو این راه
به کمک اطرافیانمم نیاز دارم
باید بهتر بشم
ولی میخوام خودم
مسئولیت بچمو
به عهده بگیرم
دیگه هیچوقت
جلو کسی زانو نزن
واقعا از کاری که کردی ممنونم
اما نمیخوام بخاطر من
از اینکارا کنی
با.باشه!
چرا گفتم باشه؟!
دلیلش مهم نیست ولی اینو
الان مطمئنم خود معمولیش نیست
یه هدیه هم به عنوان تشکر
برات آماده کردم
میشه اول برگردی؟
باشه
یعنی چه هدیه ای
آماده کرده؟!
حتما الان میخواد بگه
خودمو برات هدیه کردم
بیشتر از سگ
خوشت میاد یا گربه؟
خب جفتشونو دوست دارم
ولی سگ رو بیشتر چون حرف گوش کن ترن
عه واقعا؟؟
یعنی از گربه هام
بدت نمیاد؟
نه اونام کیوتن
خوبه پس..
نکنه برام
گربه آورده؟؟
حالا میتونی
برگردی
میو!
میوو
اصلا نادیده بگیر
هه هه
نگاه نکن تا
درشون بیارم
دارم از خجالت
آب میشم
ولی بنظرم که عالی شدی
جدی؟!
حالا کی این ایده رو
بهت داده؟
بورا
من که خوشم اومد!
مرسی بورا:)
راستش عذاب وجدان داشتم
امروز تو کمکم کردی
ولی من با عصبانیت
جوابتو دادم
براهمین یه شب گربتم
برخلاف همیشش
خیلی ناز شده
وای وای خیلی شرم آوره!
اون عوضی بهم گفت
اگه اینکارو کنم عاشقم میشه
بدتر رید تو حس و حالم
انگار هنوز باورت نشده
خوشم اومده
آره جون
عمت
به هرحال برای
یه شب گربمی
هومم!
آرهه
میوو
ععع!!
با کارایی که..
همیشه میکردیم
خیلی فرق میکنه
فقط یه امشب
هاهه
هاهه
پس اشتباه برداشت نکنی
میدونم یچیزی داره
زیرلب میگه..
ولی چشماش کلا یچیز دیگه میگه!
هومیو!
قسمت 115
پایان

قسمت 115 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 116

این قسمت را دوست داشتی؟

۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دوکون و یه عالمه کیون
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت