دوکون و یه عالمه کیون قسمت ۱۰۴ از ۱۵۱۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸
منیش داره..
از تو سوراخم میریزه بیرون
عه کی کیرشو کشید؟
ای بابا دوست داشتم
یکم دیگم باهاش ور برم
اوففف
آیسا..!
بس کن لو میریم
هومم؟
الان تموم میشه
دارم تمیزش میکنم
بالاخره این وظیفه
والدینه که آشفتگی های
بچه هاشونو پاک کنند
شت!
نباید بزارم یه قطره هم
روش بمونه
هومم
پووآاه!
دیدی چه تمیز شد
اولین باره این سایز
کوچولوشو میبینم
پس چرا هنوز وایسادی؟
الان هارو سروکلش پیدا میشه ها
ماشینتم که دم دره
میفهمه نرفتی
آره خوبه گفتی
اصلا حواسم نبود
آره بدو
باشه پس بعدا
حرف میزنیم
دوکون و یه عالمه کیون
مترجم: LichKing
با اینکه قرارمون خوب تموم نشد
ولی خوش گذشت
خب خداروشکر
تو فقط راضی باشی
آره خوب بود
الان که بهش فکرمیکنم
انقدر درگیر سوراخ بودم که کلا
یادم رفت میخواستم چیکارا کنم
آره هنوزم دیر نشده!
دست همو گرفتن
عه داری
چیکار میکنی؟؟
بغل کردن
و در آخر بوسیدن:)
علامت یه زن دیگه رو
رو گردنش میبینم
هومم
آها حالا بهتر شد
چی؟!
دیگه الان صاحب دار شدی
صاحب دار شده؟!
از تو بعید بود
عه مامان؟!
بدون من خوش گذشت؟
عه مامان زشته
نزن از این حرفا
بعدا خودم بهت
زنگ میزنم
هوفف
قرار گذاشتن با دخترا
چه داخل روستا چه بیرون
هیچ فرقی نمیکنه
ببخشید قرارت رو
خراب کردم
اشکال نداره از
رو هدف که نبوده
مامان؟
جونم؟
تو قرار امروزمون
یچیزی فهمیدم..
واقعا عاشقش شدم
معلومه دخترم
بزرگ شده ها
ععع!!
اتفاقا رو خوب کسی
عاشق شدی
دارم جدی میگم
منم که شوخی نکردم
آهه!
چه بلایی سرم اومده؟
هارو از یک طرف
مادرشم از یه طرف دیگ
هندل کردن دوتا زن باهم
واقعا سخته
من برگشتم
عه چه زود برگشتی
فکرکرده تازه داری میری بیرون
هاااا؟!
هیچی منظورم اینه
شب رو بیرون میمونی
آها نه بابا
ولی حتما یه دوش رو بگیر
ننه تیزه
هوممم
واقعا بو میدم؟
دیشب با هربدبختی بود خوابیدم
خب با امید خدا..
در مغازه رو بازمیکنم
راستی تصمیم داشتم
یه تغییراتی به سوراخ بدم
الان یه ایده هایی
به ذهنم رسیده
ولی قبلش باید
مغازه رو تمیز کنم
ببخشید
امروز مغازه بازه؟
عه سلام یئورین
آخه دیروز تعطیل بود
امروزم..
چه هوا خوبه
الان به هوا
چه ربطی داشت؟
میخواستم بخاطر رفتار سری قبلم عذرخواهی کنم
بعد چون بلد نبودم درست حسابی ارتباط بگیرم
زدم تو اینترنت که چشمم خورد به آب و هوا
و دیدم عه! چقدر هوا خوبه
خلاصه اینکه داشتم میگفتم...
باشه باشه فهمیدم
یه نفس بکش
خلاصه خواهرم بعد سوراخ
دیگه حالش خوب شده
براهمین میخوای
ناهار رو باهم بخوریم؟
هم به عنوان تشکر
و هم چون تنهام
پس آه یونگ کجاست؟
بعضی وقت ها باهم
ناهار میخوریم
ولی الان سرش شلوغه
وای برداشت امسالمون
به فنا رفت!!
پس من فکرکردم مریضه
نمیتونه تا مدتی کارکنه
لطفا
آره چرا که نه
واقعا؟؟ هوراا
فقط یکم صبرکن
تا مغازه رو مرتب کنم
باشه منتظر میمونم
خیلی وقت میشه کسی
رو به خونه دعوت نکردم
به عنوان یه خونه روستایی
خیلی خونه شیکیه
البته خواهرمم خودش خواست
که دعوتت کنم
اینو تو مایکروویو
گرم کن
آه یونگ همه اینارو
بهت میگه؟
نه معمولا خودم برای خودم آشپزی میکنم
امروزی رو فقط قرار شده خواهرم کمکم کنه
آه یونگ بیچاره
هم از مزرعه و هم از
خواهرش مراقبت میکنه
خب چه غذاهایی بلدی
درست کنی؟
همه چی
مثلا املت
املت رو که
یه بچه هم بلده
آره اصلا همشو دروغ گفتم
من هیچی بلد نیستم
لطفا برو!
عیب نداره حالا
یچیزی باهم میخوریم
همینشم خیلی
عالی شده
واقعا؟؟ خب البته اینم
با کمک خواهرم بوده
دستش
درد نکنه
وقتایی که تنهایی
چیکارا میکنی؟
میشه اول اوپا
صدات کنم؟
آخه هارو هم
اینجوری بهت میگه
آره راحت باش
معمولا به خواهرم
کمک میکنم
آها اون پهپاده هم یادته؟
با اونم پرنده هارو میترسونم
عجب!
البته نه اینکه مریض باشم ها
حوصلم سر میره
پس عملا هیچکاری نمیکنی
نه!
همش که نمیشینم خونه
باشه بابا ببخشید
اصلا بیا بهت نشون بدم!
اینجا اتاق منه
چطوره؟
اینجا میشنم با پهپاد
کمک خواهرم میکنم
آها از اون لحاظ
این اتاق اصلا بوی
اتاق یه دخترو نمیده
پس کمک خواهرت
پرنده هارو فراری میدی
عه
طراحیتم که خوبه
نه اونو نبین!
عه چرا؟! خوب بود که
خوشم نمیاد کسی
نگاشون کنه
نه تو
حتی خواهرم
ببخشید نمیدونستم
ولی واقعا طراحی به خوبی
تو ندیده بودم
خب اینم خودش
یه نوع سرگرمیه
الان دیگه از این به بعد
بهت میگم هنرمند
واقعا؟؟
هنرمند اسکل
همه اینارو
خودت کشیدی؟
آره
تو نقاشی دخترا خیلی خوبم
ولی نمیتونم مردارو بکشم
آخه نه چون بدن یه مرد رو
از نزدیک ندیدم
براهمین نمیخواستم ناامیدت کنم
خب منو بکش
چییی؟؟؟
نه جدی میگم
منو بکش
واقعا یعنی میتونم؟
چرا که نه
اتفاقا همیشه دوست داشتم
یکی منو بکشه
باشه پس..
میشه لخت شی؟
چی؟!
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 104 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 105

این قسمت را دوست داشتی؟

۳ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی دوکون و یه عالمه کیون
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت