معامله واقعی قسمت ۶۷ از ۸۳۴۱ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱
#67
پدرم مرده
من بجاش اومدم
گروه MW
کلوپ هیدس
رییس فعلی
نامگونگ جین
اون مرد یه دوری
توی جزیره زد
اصلا خوب نیست
انگاری وقتتو تلف کردی
و پیشنهاد عجیبی بهم داد
ولی دوست دارم باهات
کار کنم
از امروز
این جزیره برمیگرده
به حالت قبلیش
دیگه لازم نیست
حیوونارو بکشی
بجاش ادم بکش
هر ماه بهم جسد تحویل بده
تا بهت پول بدم
معامله واقعی
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
چپتر 67
یعنی چی؟ لذت جنسی
قاچاق انسان و مواد؟
ما از این کارا
نمیکنیم
میدونی چقدر
تلاش کردم تا اینجارو
بهتر کنم؟
صادقانه بگو
تو این جزیره چطوری
میخوای پول دراری؟
این پیش پرداخته
تاسان
این خیلی زیاده
کل خانواده
هامون تامین میشن
بازم
کشتن مردم اشتباهه
همش درخت و
گل و بوته کاشتیم
دیگه نمیخوام فقیر
باشم
ما از اول
قصاب بودیم، چه فرقی میکنه
چی قصابی کنیم؟
راست میگن
این جزیره هیچی نداره
صرفا ادامه دادم
تا رییس رو ببینم
چطوری به خودت میگی
رییس وقتی اینقدر ضعیفی؟
احتمالا پدرم اشتباه کرده
بود
همش بخاطر
روستاست
به این شکل
جزیره جزو کلوپ هیدس شد
اون احساسات تاریک
بعد از ده سال دوباره پیداشون شد
برای تامین جسد
ادمای بی‌خانمان رو میدزدیدیم
کشتن ادما ساده نبود
ولی برای ما قصابا
اونقدرم بد نبود
یه دختر کمه
چرا نتونستی مثل
ادم کارتو انجام بدی؟
فاک
نباید دوباره از سهمیه
عقب بیفتیم
یه روز
یه مشکل پیش اومد
باید یه زن باشه
راهی هست
یه زن گیر بیاریم؟
باید بین خانواده
و کارم تصمیم میگرفتم
اگه یکیو بدزدیم
یکی میارم
یه راه برای محافظت از
جفتش پیدا کردم
عزیزم
زود اومدی امشب
چیزی شده ؟
ببخشید عزیزم
بخاطر خانواده و جزیره
باید بهم کمک کنی
بابا
اگه اون پیشنهادو قبول
نکرده بودم
ببخشید بادا
این تقصیر منه
میتونستیم خوشحال
بمونیم؟
به خودت بیا
بادا و گرنه هممون
میمیریم
بجنب
اقای کنگ
چه غلطی میکنی؟
اگه بعد از این همه
سال باهام اینطوری رفتار
میکنن
همون بهتر که همشون
بمیرن
چه غلطی میکنی
اقای کنگ؟
این سبک برخورد با
مشتری نیست
شت
میونگ ایل جئون؟
اینجا چیکار میکنه؟
رسیدیم به ساحل؟
شنیدم شرایط بحرانیه
ولی این دیگه چیه؟
رییس یه بخش
باید بدونه چطوری
رفتار کنه
گروه MW
کاپتان بخش بازرسی
ووبین شین
وسط کارم منو
اوردین اینجا
اضافه حقوق یادتون نره
ووبین شین؟
د فاک؟
هان هاجین؟
بعد این همه سال...
اون جنده چطوره؟
سی یئون بود؟ سو یئون بود؟
حیف نکردمش اون روز
حرومییییی
این بار دیگه خوش شانسی
نمیاری
اگه غیبت نزده بود
اون روز میکشتمت
میشناسیش؟
صحبت بسه
برو سمتشون
بذار ببینم چقدر
بهتر شدی
خوبه
ولی...
من قوی ترم
مخصوصا وقتی عصبی
میشم
اینطوری
میخواستم زنده
نگهت دارم ولی حیف
که مقاومت کردی
چه گوهی خوردی؟
شتت
رد داده
فاک
همگی
بکشینش
یه بدن با قدرت زیاد
تو دختر منی
پس زنده میمونی
از اینجا که رفتی
هر طور میخوای زندگی کن
ببخشید که همه چی
اینطوری شد
میدونم بهترین پدر
نبودم...
ولی واقعا دوستت دارم
خیلی معلوم نیست
ولی اون پسره
شاید بتونه باهات کنار بیاد
شجاع و قویه
ظاهرا بهت اهمیت هم
میده و میخواد ازت مراقبت کنه
اوی عوضی
جلوی اینارو میگیرم
تو مراقب دخترم
باش
پایان

قسمت 67 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 68

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی معامله واقعی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت