معامله واقعی قسمت ۵۸ از ۸۳۳۴ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴
#58
فکر کردی بهت
میدم؟
اوکیه
ظاهرا زنا فقط
وقتی راست میگن که بکنیشون
احتمالا چون باکره
ای خیلی تنگه
جدا که نمیخوای
منو بکنی نه؟
تکون نخور وگرنه
بیشتر دردت میاد
معامله واقعی
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
چپتر 58
واقعا کردیش توم
بابام خیلی عصبانی
میشه
حرومی بکشش
بیرون
درد دارههه
چون دفعه اولته
و منم حسابی
کفریم
بهتره بهم بگی
اون دکمه کجاست
یا میکشمت
عوضی
پس منو بکش
ترجیح میدم بمیرم
تا تحقیر بشم
درست مثل باباتی
شجاع و سرسخت
منکر شجاعتت نمیشم
ولی
اگه نمیخوای
باکره بودنت به باد بره
بهم بگو
چیکا میکنی؟
منو بدار زمین
چرا؟
بعد از گرفتن جای
دکمه شاید گذاشتمت
خیلی خشنه
اینطوری بیهوش
میشم
یه خاطره محو
از مادرم دارم
چیز زیادی نیست
بعدش دیگه مادرم
کنارم نبود
سلام کن
تو با دا یی؟
هر چند وقت یه بار
بابا یه زن میاورد
تا کارای خونه رو انجام بده
خانم قبلی مریض
شد واسه همین نمیتونه بیاد
باهاش خوش رفتار
باش، اوکی؟
ناراحت بودم
چون تا به خانمه نزدیک میشدم
یکی دیگه میومد جاش
چقدر خوشگلی
کاش بیشتر از
بقیه پیشمون بمونی
تب دارم
امروز زودتر مبرم
خونه
ولی برخلاف ارزوم
خانم خوشگله زیاد
پیشمون نموند
این چه صداییه؟
اگه اون روز زودتر
نیومده بودم
و اگه اون صحنه
رو ندیده بودم چی میشد؟
مممف
من دو هی کیم
هستم، از امروز مراقبت
میمونم
منو دو هی صدا
کن
بعد از صبحونه
باهم بریم مدرسه؟
دو هی
جانم
میشه استعفا بدی
و بری خونتون؟
نگران خسته شدن
منی؟
نه مسئله اون نیست
من خوبـ
دفعه پیش منو
سرکار دیدی نه؟
خوب نگاه کن
این باعث میشه
ادم قویی بشی
کسایی هستن که به
بابا کمک میکنن
ما هم باید
بهشون کمک کنیم
تو تنها کسی هستی
که برای بابا باقیمونده
درکم میکنی نه؟
بابام تنها خانوادم بود
و چاره ای جز
دنبالش رفتن نداشتم
چقدر سر و صداست
دارم درس میخونم
میشه یکم اروم تر؟
نیازی به درس
خوندن نداری
مهم نیست چقدر
خوشگل و پولداری
در نهایت یه تیکه
گوشتی
همه همینن
یه شوهر خوب
برات پیدا میکنم
تا اون موقع با
پسرا بیرون نرو باشه؟
درس هم نمیخواد
بخونی
قراره بعدا
جای منو بگیری
جایزه تحصیلی
مال بادا کنگه
اون کیه؟
چقدر جذابه
دوست پسر داره؟
هی
دوست دخترم
میشی؟
اوه
جدا ازش
خواست دوست دخترش
بشه؟
ببخشید
جنده
چطور جرات
کردی ابرومو ببری
نمیتونستی
مثل یه دختر خوب
قبول کنی؟
با یه دختر
داری دعوا میکنی؟
خاک به سرت
فکر میکنم دختره
عادت داره به این موقعیت ها
یعنی بهش
تجاوز شده؟
خوب اگه عادت داره
که بذار منم انجامش
بدم
نکشش
ها؟
گفتم نکشش
بسمه دیگه
لطفا نکشش بابا
پایان

قسمت 58 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 59

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی معامله واقعی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت