معامله واقعی قسمت ۳ از ۸۳۵۲ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲
#3
مهم ترین چیز اینجا
اینه که شما اول
به حریف حمله کنین
برای این کار
قبل از حمله حریف
باید به سمتش حمله کرد
دیدن احمقی مثل تپ
تو این حالت خیلی خنده داره
گفتی میخوای با کشتنم
تلافی کنی؟
خونسردیتو از دست نده
و ....
فقط به نقاط
حساس ضربه بزن
اگه اون حمله
زورش بیشتر بود
نمیتونستم جلوشو
بگیرم
این بچه
بالاخره میتونم
کاری که ازش در میرفتم رو
انجام بدم
چرا باید همچین
کاری کنم؟
بابام که همه ادم
بدارو میگیره
چون پدرت همیشه
با خانواده نیست
وقتی پدرت نیست
تو باید از مادرت مراقبت کنی
یه قولی بهم بده
قول بده این قدرتو
فقط برای مراقبت استفاده کنی
باشه؟
حله بابا
داری چیکار میکنی؟
تو ...
چرا اینکارو میکنی؟
میخوای چیکار کنی؟
فک میکنی
قانون اجازه این کارو
میده؟
اگه کسیو بزنی
میری زندان جوانان احمق
اگه ادامه بدی
زندگیت به فنا میره
میشه بگی چه اتفاقی
برای مبصر سو یون افتاد؟
چرا رفته
و این حرومی هنوز
اینجاست؟
عه عه
خفه شدی؟
فکرشو میکردم
چون تو هم یه
اشغالی
دیوونه ای
اون برگه هارو بده من
منطقی باش
اگه الان عذرخواهی کنی...
منطقی؟
کیر تو منطق
یا منطق به این
روز افتادم
دفتر حضور غیاب
بگیرینش
اگه پدرم منو میدید
پدرمو در میاورد
پدرم همیشه روی عدالت
حساس بود
حتی نتونستم از مادرم
مراقبت کنم
منو تنها گذاشت تو این دنیای کیری
کیر تو هر چی
عدالته
من مثل پدرم زندگی
نمیکنم
هاااا
ای کاش نمیومدی
پیشم
تو کسیی که
مدیر گفت
ببخشید ؟
تا موقعی کار
مدیر تموم بشه...
من تورو تعلیم میدم
به عنوان یه مامور
عمووووو
کارتت موجودی نداره
تو کیی؟
این چه کوفتیه؟
عموم کوش؟
اینجا نیست
عمورو دیدی؟
گوشیشو جواب نمیده؟
خبر داری؟
یه پیام برات
گذاشته
چی هست؟
این اقا چند وقتی
باهامون میمـ
هااا؟ این احمق؟
با من؟
عموت گفت به چشم
خانواده نگاش کن
چرت و پرت
اون احمق
امکانـ
اینو به من میدی؟
اگه با اون احمق
زندگی کنم؟
سلام داداشی
با این پول
میتونم اونو بخرم
تازه میتونم
اونجا هم برم
داره اهنگ میخونه
شرمنده بابت تاخیر
اره
هنو هیچی نشده خستم
مدیر گفت وقتی اومدی
در های برزخو باز کنم
دنبالم بیا
یه مسیر طولانی و دردناک
پیش رو داری
پشت این در
برزخه
وقتی بری تو
یا جسدت میاد بیرون
یا هم دوباره
متولد میشی
جفتش برام مهم نبست
اماده ای؟
خیلی وقته امادم
وقتی یه سگ وفادار شدی
برگرد
نمیدونم این یارو
میاد بیرون یا نه
دو سال بعد
پایان

قسمت 3 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 4

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی معامله واقعی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت