معامله واقعی قسمت ۳۳ از ۸۳۱۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹
#33
اون موقع فکر کردم
که مردم
دلم تنگ پدر و مادرم نبود
یا یه زندگی عاشقانه با اون
یه چیزی بیشتر از اینا
میخواستم
می‌خواستم انتقام
بگیرم
معامله واقعی
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
چپتر 33
هی برام دردسر
میسازن
مدیر داخلی MW
ماری چوی
از حق نگذریم
یه عالمه شرکتو نابود
کردم
منطقیه الان
دنبالم باشن
کسایی که به این
روز انداختنم
هان هاجین
نامگونگ جین...
خودم میکشمشون
نباید اینجا بشینی
خانم
برو بشور خودتو
بو میدی
کاش یکم پول
نقد داشتم
سرم درد میکنه
از کارتم نمیتونم
استفاده کنم چون
ردیابیم میکنن
با گوشیم انداختمش
دور
تا جایی که تونستم
از شرکت ها دور شدم
ولی...
الان هیچ جایی برای
موندن یا رفتن ندارم
امیدوارم هیچ کس
منو نشناسه
باید حرکت کنم
کونشووو
اگه درس نخونی
اینشکلی میشی
هان هاجین
کدوم گوریه؟
این اقاهه
چقدر خوشتیپه
به چی زل زدی؟
به تو چه
عه این همونیه
که اومده بود دنبال
یونا؟
اون اشغاله؟
از قیافش معلوم
بود هیچ نیت خوبی نداشت
اگه بی دقتی نمیکردم...
اینا همونایین که یونا رو اذیت کرده بودن
نمیخواد الکی بهش
توهین کنی
هیچ نیازی به این
حرفا نیست
تازشم، خیلی خوشتیپه
قوی هم هست
دوست پسر یوناست؟
اون عکسو از
کجا گرفتی؟
ها؟ یه کافه
این نزدیکیاست...
کجا؟
واستا یه لحظه
اوهو
خیلی پورن نگاه کردی؟
چرا نمیای با ما
بازی کنی؟
عجب احمقی هست
تو
میخوای کیرتو بکنم
و بکنم تو دهن رفیق
خیکیت؟
و جفتتونو
اتیش بزنم؟
این مسیرو برو
چرا باید تو
روز تعطیلم با تو
اینور اونور برم؟
همش تو خونه
موندن خیلی مضخرفه
واسه همین خواستم
بیایم بیرون و یه بادی
بهمون بخوره
خودت تنهایی
هم میتونستی
برای بازی که نیومدم
اومدم اطلاعات جمع کنم
یه محافظ هم
باید داشته باشم
هان ریور هم
بود چرا منو
کشوندی بیرون؟
ا اخه...
من میرم دستشویی
عه
منم برم؟
ماری چوی؟
کراو ماگا
تکنیک دفاعی
کراو ماگا اسم یه هنر رسمیه
که همه مامورای مخفی یاد میگیرن
فک نمیکردم
دوباره ازش استفاده کنم
فک کردی دوباره
گول اون حرکتو میخورم
چطوری اومدی اینجا؟
زندگیمو به خطر انداختم
که تو و سازمان پشتتو تموم
کنم
سازمان...
باید ارومش
کنم تا بتونم حرف بزنم
اول چاقو
اخخخ
چقدر سرسختی
از بین ممه هات
چی میخوای دربیاری؟
همون چاقو اون
برنامست؟
چند تا تو بدنت قایم
کردی؟
بذارش تو
به ممه هام
دست نزن!!!
یعنی چی؟
میخوام جلوی چاقوتو
بگیرم
به ممه هات چیکار دارم
چرا داری باهاشون
بازی میکنی؟
میخوام چاقو رو
بگیرم و یه حقه بزنم
بهت
کس دیگه ایم
اینجاست؟
باید بشاشم
نزدیک بودا
میخوای بهت حال بدم؟
ها؟
چند وقتیه دارم
کیرتو میمالم
توهم یه مردی
خوشت اومد از
ممه هام؟
میخوای دوباره
شلوارتو دراری؟
دیگه زیردستت نیستم
اومدی دستشویی مردونه
و در مورد این چیزا
جرف میزنی؟
همین که الان
شق کردی یعنی
خوشت میاد
فقط باید جیغ بزنم
تا مردم تورو بگیرن
لطفا ساکت باش
عه؟
دوست نداری؟
مدرک کافی
تو دستم هست
به عنوان متجاوز
گزارشت میدم
بعد که از زندان
دراومدی
میکشمت
منحرف من
اوهو
چقدر مطمئنی به خودت
منم بلدم چند تا
حقه
اییی
مممف؟
الان چیکار میخوای بکنی؟
وقتی دهنت پره؟
پایان

قسمت 33 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 34

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی معامله واقعی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت