معامله واقعی قسمت ۱۸ از ۸۳۷۳ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳
#18
چرا دیر کرده؟
داره میترکونه
چقدر کونش خفنه
برم شمارشو بگیرم؟
د فاک؟
داره چه غلطی می‌کنه؟
دیوونه شده؟
میخوای یه چیزی
بخوریم؟
خیلی سخت نگیر
قرار بود به چشم
نیایم ولی این دیگه خیلی
واضحه
محافظت کلوپ
هم متوجهش شدن
این زنه رو میگی؟
ببخشید خانم
میدونستم
رییس دوست
داره شمارو ببینه
جدا؟ باشه
ناموصا؟
بالا پر از ادمه
سخت میشه نفوذ کرد
بین این همه ادم
قایم شدن هم کار سختیه
باید به آ اعتماد
کنم ظاهرا
یعنی
اخخخ
بالاخره یه ماموره
خودشو تو دردسر نمیندازه
میدونم که اوکی میشه
ولی چرا
خدایی آ بود؟
اینقدر استرس گرفتم
پیامی بهم نداد
خیلیم داره طول میکشه
شاید اتفاقی براش
افتاده
قاعدتا باید
بیخیالش شده باشن
تا الان
باید به زور برم تو
هاه؟
چیکص؟
عه
ها جینه که
چی شده؟
معامله واقعی
ترجمه اختصاصی سرراست
🐺 Geralt 🐺
چپتر 18
یه ساعت قبل
این طرف
پس این همون
اتاق مخصوصه؟
کسیم که اون سمت
نشسته
خوش اومدی
دیدم پایین خیلی بهت
خوش میگذره واسه
همین گفتم بیای بالا
اوکیی دیگه؟
دیگه لازم نیست
دنبالش بگردم
شانس اوردم
پیشنهادت چیه؟
بشین تا
پاهات درد نگرفته
خوشت میاد از
پیشنهادم
میخوای پول خوب
دربیاری؟
پول؟
چیز خاصی نیست
فقط این مرد رو
سرگرم کن
بعدشم پولتو
بگیر
اگه بخوای هم
میتونی کلا برای خودمون
کار کنی
نظرت چیه؟
با اینقدر پول
فک کنم بشه
چیزی که میخوامو
به زودی میفهمم
خب پس
حالا که توافق کردیم
الکل؟
نظرت در مورد یه
نوشیدنی چیه؟
تاحالا الکل نخوردم
ولی فکر نکنم
بتونم از زیرش در برم
اونطوری نباید
بخوریش...
به سم ها مقاومم
پس الکل هم...
باید اوکی باشه...
د فاک؟
این چه مرگشه؟
چیز خورش کردی؟
نه بابا
چیکار کنیم حالا؟
خوبه که حتی
دارو هدر ندادیم
چقدر راحت شدن
این جنده ها
همه چی به نفعم داره
میشه
چرا اینقدر
نزدیکم شدی؟
دلم میخواد بگیرم
بزنمت
ر رییس؟؟؟
چرا داد میزنی؟
سرم رفت
با این داد زدنات
اخیش
ساکت شد
زمان حال
خوبی؟
معلومه
عالیم
میبینی؟؟
باشه
بیا بزنیم بیرون
ارواح عمت که حالت
خوبه
جدا خوبماا
باشه باشه
میدونستم آشنایی
هی یئول کیم
تا جایی که میتونی
ازش لذت ببر
مثل یه بچه
خوابیده
مجبورم صبر کنم
ممم
چرا لباساتو
در میاری؟
شنیدم مردا اون کارو
با زنای مست میکنن
ها؟
مگه تو مرد نیستی
چی داره میگه؟
به عنوان مربیت
تا امروز فقط بهت
درس دادم...
ولی توی تخت
تو باید بهم درس بدی
چرا اینقدر قویه
نمیتونم تکون بخورم
چون...
این دفعه... اولمه
هااااا؟
خوب
نمیتونم دست رد به این سینه ها بزنم
پایان

قسمت 18 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 19

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی معامله واقعی
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت