#56
عااح!
عاح!
عاح!
عااح خیلی خوبه!
هاااه!
سه یونگ...!
دارم ارضا میشم...!
سانبی، محکمترر!
سه یونگ دارم ارضا
میشم!!
عاااح!
سه یونگ سه یونگ!
سانبی!
اگرچه ضربدری باعث شد
رابطه ما بهتر بشه...
ولی خیلی از مردا دلشون میخواد
با سه یونگ سکس کنن.
ضربدری
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
عصبی ام...
چرا هنوز نیومده...؟
برم؟
دیر کردم؟
خیلی منتظر بودی؟
سه یونگ نونا!
فکر میکردم نمیای
هه هه...
من خودم قرار
گذاشتم باهات، چطور
میتونستم نیام
امروز خوشتیپ شدی
اوه مرسی!
آه...دیگه نمیتونم تحمل
کنم...!
خیلی خوشگله...!
لعنتی...!
دارم راست میکنم...!
همه جوونا اینطورین...؟
خوشحال و بامزه به نظر
میاد... حیح
نونا چیزی خوردی؟
میخوای بریم یه جا
شام بخوریم؟
گان وو
به یونجی چی گفتی اومدی
اینجا؟
ها؟
بهشت گفتم میرم تولد
یکی از دوستام
اوکی شد؟
شکاک نیست؟
اوه نه! اون خودش هم
رفت واسه دیدن یکی از دوستاش
که از خارج اومده!
این دوتا چقد ساده اند.
ولی نمیتونم بهش بگم زنش
امشب با همسر من قرار داره.
خب میخوای امروز منو
کجا ببری؟
صادق باش، لازم نیست
خیلی نگران باشی...
من...
میخوام...
ببرمت کافه روم!
کافه روم؟
همینقدر آبجو مزش رو
بی نظیر میکنه!
اینم از آبجوی مخصوص!
مرسی، به نظر
خوشمزه میاد
وای...
سه یونگ نونا واقعا
خوشگله!
چطور میتونی موقع خوردن
انقد سکسی باشی؟!
وای چقد خوبه...!
چطور بود؟
خوب بود نه؟
آره، خوشمزست!
یه جا همشو خوردی!
خیلی حرفه ای هستی!
اوه خدای من
این فقط یه نوشیدنیه،
لازم نیست غافلگیر بشی
البته! تو فقط یه دکتر
نیتی، همچنین یک زن زیبایی.
حتی مدل نوشیدنی
خوردنت هم عالیه
یه سوال ازت داشتم...
چرا منو آوردی اینجا؟
در واقع...
هیچوقت همچین جایی
نیومدم از وقتی ازدواج کردم
برا همین همیشه میام
اینجا
حس میکنم...
با یه دختر قرار دارم!
آه...!
چش شده...؟
چرا انقد دوست داشتنی شده؟
فکر میکردم خیلی
احمق باشه...
ولی معصوم تر از
چیزیه که فکر میکردم
گان وو میشه یه قولی
بهم بدی؟
عا؟
چی؟
امیدوارم با یونجی به خاطر
ما جدا نشی
میدونی منظورم
چیه؟
گان وو
باشه!
قول میدم!
درسته که بهت علاقه دارم ولی
عشقم نسبت به یونجی تغییر نمیکنه!
خوبه
خب...
بیا اینجا بشین
باشه!
گان وو
چرا بوسم نمیکنی؟
باشه!
هوم...
هااه...
ها...
سوتین نداره؟!
میخوای...
میخوای به ممه هام
دست بزنی؟
پس...
باید واسم بخوری!