#22
نباید نگهش داری
فقط لذت ببر
هاااه!
عاااح!
ضربدری
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
عاح...سه یونگ!
اگه ادامه بدیم قطعا لو
میریم!
هوممم!
اوممم!
من...
نمیتونم...
آهههه!!!
هوممم!
خوبه؟
آره، خیلی خوبه، متاسفم
نتونستم نگهش دارم...
اوکیه
بالاخره تو امروز منو
خوشحال کردی...
فقط میخواستم
ازت تشکر کنم
سه یونگ...
ممنونم ازت
هاااه...
تا الان پیش پروفسور چوی
بودی؟
آره
مشکلی هست؟
هاه...
نه، مشکلی نداره
فقط...
چرا من شبیه
روان پریشا شدم؟
چرا انقد حسودی
میکنم؟
شاید واقعا
روان پریشی
خودت خواستی
اگه میخوای آدم مسئولیت پذیری
باشی،پس فراموشش کن
درسته، همش نتیجه
جسور و بی کفایت بودن منه
باید میدونستم...
به خاطر هوس های
خودم...
خطر ضربدری رو درک
نکرده بودم!
و حالا...
باید بهای تصمیم خودم رو
پس بدم
پرفسور چوی!
اوه سه یونگ!
تو اینجایی!
وقتی فهمیدم یهو اومدی
اینجا غافلگیر شدم
بیا بریم داخل
ماشین!
چی؟!
یهو؟ کجا میخوایم
بریم؟
بدو!
باشه ، بریم!
پرفسور
کجا میریم؟!
دیروز اتفاقی اینجا رو
پیدا کردم، منظره جالبی
داره
نظرت چیه؟
واقعا نمیتونم جلوتو
بگیرم
چرا فقط نگفتی میخوای
بیای اینجا؟ چرا انقد گیجم
کردی.
خب...
خوشت نیومد؟
چرا
خیلی دوسش دارم
پرفسور تو واقعا میدونی
دخترا چی میخوان
یکم باهم راه بریم؟
آره بریم!
کسی اینجا نیست
آره، تعداد کمی از مردم
تا اینجا میان
خسته که نشدی؟
از پیاده روی خوشم میاد
به هر حال...
این چند روز چکار
میکردی؟
به تو فکر میکردم
هرروز
هاهاها~
واقعا!
خیلی بامزه ای
هرروز به من فکر میکردی؟
چقد زیاد
اگه راست میگی...
من واقعا خوشحالم
انگار واقعا هرروز
به من فکر میکنی
آره...
از صبح تا شب
فقط به تو فکر میکنم
آه!
عااح!
عاه...
عااحح...
هاااه!
پرفسور چوی!
سه یونگ
میخوام بکنم توش
باشه...
بکن توش
عااحح!!