#25
پس...
عاحح...
هااه...
امشب تو زن منی
و چون شوهرتم هرکار
بخوام میکنم
درسته؟
آره
عزیزم
ضربدری
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
عاحح...
هاااه!
عااحح!
عاح...
آههه...
عاححح...
هااه...
اوه...
هاااه...
سه یونگ!
خیلی خوبه!
میخوام...
بکنم توش
اوکی...
بکن توش
عاحح!
عااححح!!!
هاااه...
خیلی خوبههه!!
امروز...
تو خیلی تنگی
شروع کن
اوکی
میخوام به ارگاسم
برسونمت امروز!
هااه
عاح!
عاااححح!!!
عااححح!
پرفسور چوی!
خیلی خوبه!!!
عااححح!
دوباره منو پرفسور
چوی صدا کردی
مگه توافق نکردیم...
امشب زن و شوهر باشیم؟
پس تو باید...
منو صدا بزنی...
عزیزم
تو واقعا...
دوست داری اذیتم کنی
باشه، حالمو بهتر کن
عزیزم!
عاحح!
عااحح!
هااه!
عااحح!
عااحح!
هااه!
عزیزم...
عزیزم~!
خیلی خوبههه!!
میدونم...
همه چیزو میدونم...
هرچی بیشتر انجامش میدم
بیشتر نمیتونم عقب
بکشم
در واقع...
هنوز مردد ام
هاااه!
عااح!
آخرین بار...
وقتی اون نگاهو روی
صورتش دیدم
چرا مثل روان پریشا رفتار میکنم؟
چرا حسادت میکنم؟
البته این چیزی بود
که من بهش گفتم...
شاید تو یه روان پریشی
راستش اون موقع عصبانی بودم
دارم متزلزل میشم
همین الان...
خیلی دیره واسه
برگشت؟
اون حسادت میکرد و
پشیمون میشد
ممکنه قبل اینکه اوضاع
بدتر بشه، همه چی برگرده
به روز اول؟
ولی...
هااه..
آشفتگی من زود
از بین رفت...
عااحح!
چون دوباره طعم پرفسور
چوی رو حس کردم!
پرفسور چوی...
هااه!
عااح!
لذتی که اون روی تخت
بهم میده در مقایسه با جین هیوک
بهتره!
آره، دیگه فهمیدم
عااحح...
عااحح...
هااه!
عااحح!
قبل اینکه همه این
اتفاقا بیوفته...
میدونستم...
لحظه ای که چهره کسل کننده و
خسته کنندش رو دیدم
و من...
اینکارو نکن
حس مشابهی دارم
میخوام بازم یه چیز
جدید حس کنم!
آه!
آههه...
عزیزم!
خیلی خوبه!
خیلییی خوبههه!
عالیه!
سه یونگ...
چرا فقط الان
نشون میدی؟!
سه یونگ...
چرا فقط الان زن
من شدی؟!
عذر میخوام عزیزم
خیلی دیر شناختمت!
پس تا میتونی منو محکم
بکن!
هاااه!
سه یونگ...
میخوام بریزم توت
میخوام بچه منو
داشته باشی!
چی گفتی؟!
وایسااا!
نمیتونی بریزی توش!
امروز نه!!!!
امروز روز امن من
نیست!
پرفسور صبر کن!!!
بکش بیرون!
بکش بیروون!!
آهههه!!!
دیرشده!!
آبم اومد!!
عااح! نههه!
میخوام کصتو پر
کنم!
واااای!!!
هااه...
این مرد دیوونست!