زندان زنان
عاشقشم
واقعاً عاشقشم
بازم منُ بگا
تا وقتی تخمات
خشک شه
زندان زنان
واو، بویون!
خودش نشست روش
و حالا هم داره
تلمبه میزنه
بویون امروز
دیوونه شده!
اگه یه زن
اولین قدم رو برداره...
مرد باید دو برابر
تلاش کنه!
آاایی!
آااه!
هااا
...!
...
هربار که میام
بهش غذا بدم
وضعیتش بدتر شده
مامان!
مامان
مامان
وقتی ووجین خودشُ
تسلیم کنه ، احتمالاً
این آزاد میشه
پس منم به جرم
همدستی تنبیه میشم، نه؟
از اولش نباید بخاطر
پول باهاش همکاری میکردم
انگار یه بمب ساعتی
تو دستامه
رییس، منم
افسر ووجین
بیا تو
دفتر رییس
واو
ادامه دارد...