زندان زنان قسمت ۸۲ از ۱۰۵۱۰ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰
زندان زنان
عاشقشم
واقعاً عاشقشم
بازم منُ بگا
تا وقتی تخمات
خشک شه
زندان زنان
واو، بویون!
خودش نشست روش
و حالا هم داره
تلمبه میزنه
بویون امروز
دیوونه شده!
اگه یه زن
اولین قدم رو برداره...
مرد باید دو برابر
تلاش کنه!
آاایی!
آااه!
هااا
...!
...
هربار که میام
بهش غذا بدم
وضعیتش بدتر شده
مامان!
مامان
مامان
وقتی ووجین خودشُ
تسلیم کنه ، احتمالاً
این آزاد میشه
پس منم به جرم
همدستی تنبیه میشم، نه؟
از اولش نباید بخاطر
پول باهاش همکاری میکردم
انگار یه بمب ساعتی
تو دستامه
رییس، منم
افسر ووجین
بیا تو
دفتر رییس
واو
ادامه دارد...
پایان

قسمت 81 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 82

این قسمت را دوست داشتی؟

۴ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی زندان زنان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت