28
تمام انگشتاشُ
حس میکنم
با اینکه هیچی نمیبینم...
ولی گرمی و نرمی
کص همیشه برام آشناست
با اینکه وضعیت
پیچیدهایه...
کیرم شق شده
یخرده باهاشون حال کنم یا نه؟
زندان
زنان
واو... چه کص داغی
داره... انگشتام دارن
میسوزن
عمم...چه بوی
جذابی داره
من دارم چه
گوهی میخورم
یه مدته اینقدر گیجم
که حتی جقم نزدم...
مغزم رد داده
همینجوری
میذاری میری
همون براتون کافی
بود، بگیرین بخوابین
یه لحظه وایسا...
3 سال از آخرین باری
که با یه مرد بودم میگذره
مهم نیست چند بار انگشتم کنی
اینا راضیم نمیکنه
نمیخوای خواهرای دوقلویی
که مثل حیوون رفتار میکننُ
تنبیه فیزیکی کنی؟
تا وقتی آزاد شیم... نه
حتی بعد از آزادی هم این
یه راز بین خودمون میمونه...
فقط یه بار مارو بگا... باشه؟
ووآااع
از بدنت تا کیرت...
تو یه آلفایی افسر ووجین
فقط از بوش حس
میکنم حامله شدم
هااام
عوووم...هااا
وااو ... ساک دوقلوها
یخرده عجیبه دوتا
خواهر دارن برام ساک میزنن
ولی فوقالعادهست
هوووم
خیلی خوبه
هووو...
چون انگشتم کردی
کصم خیس خیسه
لطفاً بکن
تو کصم
واایی
چه بزرگه
هاااییی
فاک...کصم داره
جر میخوره
2382
فقط اونجا وایستی
نگاه کنی که
چیزی نمیشه
خُب دارم خواهرمو
نگاه میکنم
من...هیچ تجربه ای
با مردا ندارم...هاهاها
اوه...
اینطوریه؟
بیا اینجا کنار
خواهرت بشین
یه حالیم به تو بدم
هی... تو هم اومدی!
تصمیم درستی گرفتی!
اگه قراره باکریگتُ به کسی
بدی بهتر از افسر ووجین نیست
مردایی مثل اون
دارن منقرض میشن
کونتُ بیار بالا
و لاشو باز کن
بـــاااعشه!
ادامه دارد...