قسمت ۵
خب~ مثل دیروز
مامان رو ماساژ
دادم یکم.
ماساژ...؟
بیا باید
حرف بزنیم.
مچم رو گرفت...؟
چطور با هیپنوتیزم کص بکنیم؟
ترجمه اختصاصی سرراست
𓆃سوشیانت𓄂
بذار دوباره ازت بپرسم. توی
اتاق مامان چیکار میکردی؟
مثل دیروز
ماساژش دادم دیگه.
تو و سیاون که ماساژ
دادن منو دیدید.
نمیدونم چیزی میدونه
یا نه پس باید خودمو
به اون راه بزنم...
پس دوباره همون
کارا رو کردی؟
مثل دیروز...؟
آره... من فقط ماساژش
دادم. مشکلش کجاست؟
گاز گرفتن و خوردن
هم ماساژه...؟
چقدر دیده؟ نگو که
همه چیزو دیده...؟
مچم رو گرفت یعنی...؟
اگه فقط این
شمع رو میتونستم
روشن کنم...!
آره، درسته. یه
ماساژ عادی-
چی میگی؟
عجب... خیلی
نمک شدی ها...!
اگه باور نمیکنی،
پس چرا خودت
امتحان نمیکنی؟
چی تو فکرته؟ اون
اصلا ماساژ نی-
فقط "عجیب" به نظر
میاد، مطمئنم اگه امتحانش
کنی نظرت عوض میشه.
عجب...
اگه امتحانش کردی و
باز هم فکر کردی
عجیبه، بعد بیا حرف بزنیم.
انقدر مضطرب نباش، میتونی
دراز بکشی. خوب ماساژت
میدم.
ب-باشه فهمیدم، پس
برو کنار...! دراز میکشم...
اگه به جاهایی که
نباید دست بزنی،
جیغ میکشما...
محاله که من بخوام با
توووو کاری کنم
چی...؟
بنظر نسبت به قبل
بیشتر باهام سرد شده.
عاح
عاح
عطر شمع توی اتاق پخش
شده... ولی بیا با احتیاط جلو
بریم...
عاح
وقتی ورزشت تموم
شد حتما شونههات رو
کش بیار.
نونا وقتی ورزش میکنی
شونههات رو کش نمیاری؟
انگار شونههات گرفتهان...
عاح... باشه...
حتما...
ولی این کاری که
تو کردی نیست.
مگه تو چی دیدی؟
خ-خب...
داشتی یه جاهای
خاصی رو ماساژ
میدادی...
هاااح؟!
آها منظورت
اینه؟
هوووی... جونگ سونوُو
چه غلطی داری میکنی؟ دستتو
بکش زوودددد؟!
آروم باش و دستاتو شل
کن. غدد لنفاویت اینجان.
واسه همین فکر کنم واسه
تو هم این ماساژ خوبه.
شونههای سوآ هم
گرفته بود واسه همین
اینجاش رو ماساژ دادم،
و-واقعا؟ سعی نمیکنی کار
عجیبی بکنی، نه...؟
بهت که گفتم کاری
نمیکنم... بهم اعتماد نداری؟
ب-باشه.
عاح
عاح
سوآ نونا خیلی زودتر
هیپنوتیزم میشد...
چرا شمعها روش
اثر نمیکنن...؟
کار من با زیر
بغلت تموم شد، حالا
میرم سراغ پشتت.
به خاطر اینه
که بهم مشکوکه؟
هاح؟!
چ-چیکار میکنی؟!
اینکه ماساژ
نیست!
ها...؟ نگو که...؟
عاح
عاهخ
میدونستم یه جای کار
میلنگه؟! تو واقعا اسم
این کارا رو میذاری ماساژ؟!
خوبه همینه.
عه؟ خب اینم ماساژه دیگه.
بهش میگن ماساژ
سوئدی. قراره یه
کم قلقلکت بیاد.
میگن باعث میشه اعصاب
پاراسمپاتیکت فعال شه و
خستگیت رو رفع میکنه.
عاهخ...
عاح...
خوبه که اینو حفظ
کردم تا ازش به عنوان
بهونه برای سوآ استفاده کنم...
سوئدی یا هرچیزی که هست،
دیگه نمیخوام پشتم رو دستمالی
کنی اگه میخوای ماساژم بدی بیا
جلوم رو ماساژ بده...!
ب-بسه!!
حتما خیلی قلقلکت اومده...
باشه نونا.
ریلکس باش.
نونا اگه اینجوری خودتو
سفت کنی نمیتونم ماساژت بدم
ب-باشه...
... اگه بخوای کار
عجیبی بکنی، نمیذارم دستت
به جایی بخوره...
چیشد؟ از اینکه یه لحظه
پشتت رو مالیدم، کصش
خیس شده؟
اگه انقدر حساسه، پس
لازم نیست جلوی خودمو
بگیرم.
عاح
عاح
عاح
عاح
عاح
و-وایسا
دستتو بکش... بهت
که گفتم کارای عجیب نکن...
این حرفا چیه
میزنی، نونا؟ من
دارم گرههای لنفاویت
رو ماساژ میدم!
خب خودت
ببین.
دروغ نگو! اصلا همچین
ماساژی وجود ندار-
ایناها، اینجا نوشته
دیگه، نه؟ گرههای
لنفاوی کشاله ران.
ه-ها؟ جدی همچین
چیزی داریم...
خیالت
راحت شد؟
من که بهت گفتم
کار عجیبی باهات
نمیکنم.
باشه... ببخشید-
عاح؟!
ماساژ دادن این
قسمت سخته، پس باید
حواسمون باشه و
بیشتر ماساژش بدیم.
عاح... ولی بازم...
بنظرم یکم...
پاهاتو سفت نکن،
یکم شل کن، نونا.
عاح...! خجالت
میکشم... عاح...
عاح
عاح
جونگ سونوُو... عاح
واقعا این... ماساژه...؟
یجورایی... عجیبه...!
اصلا هم عجیب
نیست. یکم تحمل کن
فقط.
خودت که دیدی
نونا.
عاح
الان تموم
میشه.
عاح
و-وایسا...! چرا
داری اونجام رو دست-
عاح
عاهههخ
عاهخ
عاح
تو... این...
بگا رفتم...؟
چ-چیکار میکنی-؟!
اگه ماساژ از روی
لباس باشه اثرش کمتر میشه
چ-چی میگی-؟!
عاههخ
ب-بس کن...
عاهحح
عاح
ا-این... عمرا... ماساژ...
باشه... عاح؟!
بابا بهت که گفتم این
فقط یه ماساژ معمولیه.