چطور با هیپنوتیزم کص بکنیم؟ قسمت ۳۵ از ۴۴۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
قسمت 35
نونا...
وایساا!
صبر کن بهش عادت
میکنی...
به خاطر این همه تحریک
پشتم به طور خودکار...!
نمیتونی سان وو!
ها...؟
بهت گفتم...
همه کارارو بسپر به من
پس حرکت نکن
بمون سرجات!
چطور با هیپنوتیزم کص بکنیم؟
ترجمه اختصاصی سایت
سرراست
🐺Geralt🐺
هووه...
داغه...
سان وو...
نونا...
مریض هستی ولی مگه
دستت هم از کار افتاده؟
آه...
عاحح
هااه
هااع...
خودشه...
به خاطر کیر کلفتت میتونم
اینکارو بکنم...
عاااح...
نونا...!ـ
چون من همیشه همون اول
سریع میکنم توش...اممم...
امروز هرکار بخوام
میکنم...باشه؟
باشه...
تو چقد با نمکی...
آههه...چقد داغه...
آهههه نونا...
خیلی تحریکم کردی...!
هاااه‌...
دوسش دارم‌...!
اگه نونا دوسش داشته
باشه منم دوسش دارم...
آهههه!
حالا حتی بیشتر
دلت میخواد؟
راستش...
از وقتی گفتی دنبال دوست دختری
نگران شدم.
میدونی چیه؟
چرا نونا؟
میخواستم بدونم چه
زنی قراره سان وو رو ازم
بدزده...؟
شاید عجله میکردی یه دختر
عجیب غریبو انتخاب میکردی...
حتی وقتی تو کافه کار
میکردم، خودم یه اشتباهی
کردم که به یادمه...
و فکر میکردم اگه
دوست دختر پیدا کنی ، از
من دور میشی...
تو که واقعا نگران
تو رابطه رفتن نبودی نه؟
این ... یه رازه
آههه!
خیلی بزرگههه... !
آه...نونا ...
خیلی تنگی...
آههه...واقعا...؟
هااععع!!!
نونا...! سیون داخل
خونست!
صداتو ممکنه بشنوه!
سیون تازه رفت
بیرون...
گفت فردا برمیگرده...
عه؟
آره...
امروز فقط من و توییم.
هوممم...
آههه
عاااح
هاااه
به خاطر اینه که خیلی
وقت گذشته؟
داره می تپه داخلم...
دارم دیوونه میشم...
کیرش تا ته
داخلمه...
ولی دلم میخواد عمیق تر
بکنه...!
هااه...دیگه نمیتونم
تحمل کنم سان وو.
میخوام بیشتر حرکت کنم
باشه؟
آهههه!
عاااح
عاااه...
عااه
هااعع
آهههه!
عاح
هاااه
هاااهع
هاااه
هااععع
عاااه
عااحح
هااه
عااه
هاااع
هااعع!
عااه..‌.
هاااهه...
هاعععع!!
انقدر عمیقه که به
جاهایی میخوره که معمولا
بهش دسترسی نداری‌‌... !
دارم روانی میشم!!!
سان وو...توهم حالت
خوبه؟
آههه...آره
عالیه نونا...
آههه...تو چی؟
حالت خوبه نونا؟
بیا باهم خوش بگذرونیم
باشه؟
آهه...نونا !
خیلی سریعی...!
هاااه...!
سان وو!
عمیق تررر!
نونا...خیلی شهوتیه...
مخصوصا وقتی تکون
میخوره ممه هاشم بالا پایین میشه...
واااای؟!
هاععع!!!
چی...این چیه؟
همین الان سینه هامو
لمس کرد و...
سان وو...؟
یکم دیگه ارضا
میشم...؟
من شنیدم نوک سینه های
معکوس مثل مال تو خیلی
حساسن.
درسته؟
آه...
نمیدونم‌...
پس بذار تاییدش
کنم.
آههه؟!!
درد دارههه!
هااااه!آرووم باش!!
درد میکنه!!
ولی پایین بدنت
یه واکنش دیگه
نشون میده نونا.
چهره ات نمیگه که داری
درد میکشی.
راجب چی حرف میزنی...؟!
آروم باش لطفا...!
اگه حرکت کنی
حالت بهتر میشه.
سعی کن سریعتر
حرکت کنی.
معمولا وقتی بهش
دست میزنم اینطور نیست...
ولی چرا وقتی سان وو
دست میزنه اینطوریه...؟
عااه...
دیگه نمیتونم برگردم!!!
خیلی خوبههه!
هااعععع!!!
عاااحح!
عاااه!
همونطور که انتظار داشتم
تو حالت خوبه...
نوک سینه هات خیلی
حساسن
عااح...!
خب حالا...
عاه...
سان وو...نه...
تو مریضی...
اوکیه نونا، اونقدر
هم مریض نیستم.
به جاش یه چیزی
ازت میخوام...
میتونی امروز از کلمات
افتخاری استفاده کنی؟
یهو تشویقی و افتخاری
صحبت کنم...؟ چرا؟
میخوام هیجانو لمس
کنم.
منطورت چیه...
آقای...سان وو...؟
اینطوری؟؟
درسته خانوم
سووآه.
چییی؟!
میخوام بکنم تو
کصت خانوم سوواه.
هااععععععع!!!
پایان

قسمت 35 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 36

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی چطور با هیپنوتیزم کص بکنیم؟
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت