چطور با هیپنوتیزم کص بکنیم؟ قسمت ۲۲ از ۴۴۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
قسمت ۲۲
آبجی...! عالیه...!
حداقل الان میتونم
نفس بکشم...
ن-نه... بدنم ضعف
رفت...
آخ... آبجی...
آخ...!
چطور با هیپنوتیزم کص بکنیم؟
ترجمه اختصاصی سرراست
𓆃سوشیانت𓄂
کی میاد
پس؟
سون‌وُو خیلی وقته
منتظری؟
عه اومدی آبجی! نه
منم تازه رسیدم...
واو... چقدر
خوشگل شدی...
واقعا...؟ مرسی
هه هه.
بریم داخل؟
...باشه.
قرار با آبجی سوآ
خودِ قرار هم
خیلی هیجان‌انگیزه.
خوب بیافتم ها
ممنون بابت امروز،
سون وو. واقعاً
بهم خوش گذشت.
از وقتی سی هیون و سی اون به دنیا
اومدن اینقدر بهم خوش نگذشته بود.
من انقدر سرم شلوغ بود
که اصلا واسه خودم وقت نمیذاشتم
تا وقتی که تو
رو دیدم، سون وو.
همیشه وقتی خونه نبودم
نگران بچه‌ها بودم.
به خاطر تو
احساس آرامش می‌کنم.
تو تا الان
کنارم بودی.
اهم... خیلی چیزها یادم
نیست چون اون موقع
خیلی کوچیک بودم... اما
داری خجالتم می‌دی.
اه... دارم
خجالت‌زده‌ات می‌کنم؟
راستی، بچه‌های این دوره زمونه
معمولا آخر قرارهاشون چیکار میکنن؟
آخر قرار؟
معمولا...
...ها؟
اینجا...
عشقم~
پام درد گرفته~
پس بیا اینجا
یکم استراحت کنیم
ماساژت هم
میدم عشقم~
واقعاً~؟
آخ جووون~♥️
فکر کنم برای
همه همینه...
آبجی...
کلی راه رفتیم
امروز... پاهات درد
میکنه نه؟
یکم...
عاح
عاح
سون‌وُو...
عاح
امروز خیلی خوشگل
شدی آبجی...
عاهخ
عاح
عاح
عاح
عاح
وای بازم این صداهای
خجالت‌آور...
عاح
عاح
هاح...
آبجی...
عاح
عاح
سون وو... نظرت چیه
اول یه کم بریم
خودمونو بشوریم، هان؟
من امروز یه
کم عرق کردم...
اشکال نداره...
عاههخ...
آخ...
نه...
فکر می‌کردم می‌تونم
راهنماییش کنم...
ولی بجاش اون
داره منو راهنمایی
میکنه...
دیگه نمیتونم جلوی خودمو
بگیرم آبجی...
وایسا سون‌وُو...
...ها؟
کاندوم نداری...؟
باید وسایل پیشگیری
داشته باشیم...
خب کاندوم
ندارم...
وایسا یه لحظه
اینو میمالن برای
پیشگیری...؟
آره. این روزا همه
از این می‌زنن.
واقعاً...؟
بذار یکم
بمالم روت
چون سونوو گفته،
باور می‌کنم...
نمیدونم چرا
ولی یه حالیم...
وقتی میماله رو بدنم
از داخل دارم آتیش
میگیرم.
دوست داری
دراز بکشی...؟
بذار این دفعه
آبجیت کمکت کنه...
دفعه بعدی که با دوست‌دخترت
بودی، باید حتما از وسایل
پیشگیری استفاده کنی، باشه...؟
باشه
آبجی...
عاح
خیلی گنده‌ست... نمی‌دونم
چقدرش می‌تونه جا بشه...
عاح
عاح
حالت خوبه؟
عاح... آره...
خوبم...
عاهخ...
قشنگ حس می‌کنم
کصم پر شده...
من خیلی
تجربه ندارم...
خب حالا شروع
میکنم به بالا پایین
رفتن
ولی این کار مشکلی
نداره که، نه...؟
عاح
عاح
آخ...
تاحالا روی چیز
کسی سواری نکرده
بودم...
چرا اینقدر ناجوره؟
آبجی اصلا
بلد نیستا.
باید یه کم
کمکش کنم.
عاههخ؟!
هاح... سون‌وُو...
تو فقط دراز
بکش...!
عاح
عاح
عاح
نه... دوباره دارم
توی لذت غرق میشم...
باید کنترل رو
دستم بگیرم...!
هاح...
آبجی!!
هاح... بذار
پاشم سون‌وُو...!
اینجوری نمیشه...! بذار من
خودم بالا پایین کنم...
من... من...
آبم داره میاد...!
عاااههخ؟!
عاهخ
هاح
پایان

قسمت 22 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 23

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی چطور با هیپنوتیزم کص بکنیم؟
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت