قسمت ۱۹
س-سونوو؟! اینجا
چیکار میکنی...؟! عاهخ
ن-نگاه نکن...!
عاهخ
چه خبره...
یاخدا... اون شورت
من نیست...؟
ن-نه، سونوُو.
اونجوری که فکر
میکنی نیست...!
س-سوءتفاهم شده...!
چطور با هیپنوتیزم کص بکنیم؟
ترجمه اختصاصی سرراست
𓆃سوشیانت𓄂
منظورت چیه...؟
م-من فقط...
وقتی از این استفاده
کردم، حسش شبیه وقتهایی
بود که ماساژم میدادی...
اتفاقی بود همش...
خب...
راستش اصلا نمیتونم به بهونههایی
که الان میخواد بگه گوش کنم.
و الان واقعا بی ادبیه اگه
بخواد خودشو با پتو بپوشونه...
س-سونوو...
خب؟ از شورتم
راضی بودی؟
چی...؟
آخ... نه پتو رو
نکش...! نه!
ن-نه...!
آبجی اونجات این
همه خیسه چرا؟!
فقط با بو کردن شورت
من اینقدر خیس شدی؟
چی-چی میگی...؟!! من
شورتتو بو نمیکردم که
خودارضایی کنم...!
واقعا؟
هاح...!
نکن...!
پس چرا اینجات
انقد خیسه؟
چ-چون...
عاهخ!!
خیس نشدی چون داشتی
شورت منو بو میکردی
و خودارضایی میکردی؟
ن-نه...!
عاهخ...!!!
آخ وایسا
سونوُو...
عاح...
ببخشید...
متاسفم...
س-سونوو...؟
چیکار میکنی...؟!
و-وایسا!!!
سونوُو...!
نکن...!!!
چرا نه؟ مگه
همچین چیزی دلت
نمیخواد؟
ع-عمرا...!!
آخخخ
واقعا میخوای
بذاریش توم...؟! هاح...!
عاهخ...! این...
درش بیار-!!!
نکن توم...!
هنوز کامل
نرفته توت.
دستتو بکش
آبجی سوآ.
هاخ...!
ن-نه...!
عاهخ...!!
وای... واقعا کردیش
توم...!! عاهخ...
آبجی توت خیلی
داغه.
تو هم خیلی
خیسی... حس خوبی داری؟
س-سونوو...
چیکار می-! هاح...!
زود باش درش بیار...!
باشه
میتونم اینجوری
درش بیارم
هاح؟!
عاح... اینجوری
نه...!
و دوباره بکنمش
توت
چ-چی؟! نه...!
هااااح...
نکن...! عاح... نکن...!!
بس کن...!
چطور میتونم بس کنم
وقتی انقد خیسی...
دیگه کار از کار
گذشته آبجی
آخخخ...
سونوُو...
عاهخ!!
نه! باید جلوی سونوُو رو
بگیرم...!
ولی هرچی که بیشتر میگذره
حرف زدن هم سخت تر میشه...!
هاح...؟!
هممف
این چه صداهایی
که درمیارم...؟!
ب-بس کن...
سونوُو
نباید این کارو کنم!
من مادر سونوو ام!
عاهخ
آبجی هر چقدرم
سعی کنی جیغ
نزنی، فایده نداره.
عاح
ن-نه...!
عاهخ...!
من از کصت میفهمم الان
چه حسی داری
خب دلیلی نداره
بس کنم پس
و-ولم کن...!
اومم...
اومم
اومم
هاع... آبجی...
زبونتو بیشتر بیار
بیرون.
ب-بسه...
عاهخ...
هاح
ن-نه... سونوُو... بیا
بس کنیم... باشه؟
اگه قرار بود نصفهکاره ولت
کنم، شروع نمیکردم اصلا.
نمیفهمم چی میگه اصلا...
عاهخ
نه...!
هاح...
عاهخ
هاح... میدونستی کصت نسبت به
قبلا نرم تر شده...؟
چ-چی
میگی...؟!
عاهخ!!
راستش انقد دارم حال میکنم
که اگه یه لحظه حواسم نباشه
ممکنه آبم بپاچه توی کصت
چی...؟
نه... هیچوقت آبتو
نریز توم...
عاهخ... تروخدا
درش بیار...
ولی آبجی کصت از بس
تنگه نمیتونم بکشم بیرون
چ-چی میگی...؟!
فقط درش بیار...
آخ؟!
س-سونوو ؟!
تروخدا بسه...!
میخوام آبم رو
بریزم توت آبجی
چ-چی...؟! نههه!
تروخدا درش
بیار...!
چون خودت هم اینو میخوای
انقد کصت تنگ شده!
آخ... س-سونوو...!
عاهخ!! بسه!!!
میگم نههه!!
عاهخ
عاهخ
عاهخ!!
دیگه نمیتونم جلوی
خودمو بگیرم آبجی!!
عاهخ
آبتو نریز
توم...
سونوُو...
تروخدا
عاح
آخخخ؟!