قسمت ۲۳
هاح... بذار
پاشم سونوُو...!
عاح
عاح
اینجوری نمیشه...! بذار من
خودم بالا پایین کنم...
من... من...
آبم داره میاد...!
عاااههخ؟!
چطور با هیپنوتیزم کص بکنیم؟
ترجمه اختصاصی سرراست
𓆃سوشیانت𓄂
من هنوز آبم نیومده...
آبجی... فقط یکم دیگه...
س-سونوو، نمیشه قبل
از اینکه دوباره
شروع کنیم، یه
کم استراحت کنیم...؟
چون من اومدم روت
و چیزت هم خیلی بزرگه،
یه جورایی خیلی داره سخت
بهم میگذره...!
پس بیا پوزیشن رو
عوض کنیم آبجی.
چ-چی...؟
س-سونوو... این
پوزیشن یکم...
اگه اینجوری بکنمت
دیگه واست سخت
نمیگذره، موافقی؟
ن-نمیدونم...
وای این پوزیشن از
قبلیه هم خجالتآورتره...
تازه، از پشت
که نمیتونم ببینم
داره چیکار میکنه،
واسه همین میترسم...
عاح
سونوُو این پوزیشن
یه جوریه...
ولی اینجوری تو راحتتری.
یواش
سونوُو...!
چون همین الان ارضا
شدم کصم خیلی حساسه...!
دینگ دینگ
عه تلفنم...
سیهیون...
کیه داره زنگ میزنه
و چرا برنمیداری؟
جواب بده
آبجی
باشه...
سلام مامان کجایی؟
نیومدی خونه؟
الو؟ سیهیون؟
اهم... خب
من الان... ها؟!
مامان...؟ مشکلی
پیش اومده؟
الو؟
مامان؟
نفس نفس میزنی مامان
چیکار داری میکنی؟
زیاده روی نمیکنی ؟
اینجوری نگو مامان. من
میتونم کمکت کنم توی ورزش
کردن.
حتی اگه سرم شلوغ باشه،
مامان میتونم بهت کمک کنم~
وای مامان
چیشد؟
وای مامان مراقب باش
تروخدا!
انگار تو
هم خبر نداری؟
به هرحال، مامان، موقع
ورزش مراقب باش.
مامان؟ چیزی شده؟
عاح...
عاح... اووم... سیهیون...
گوشم با توعه...
حس میکنم یکم چاق شدم...
برای همین دارم... ورزش میکنم
سونوُو، تروخدا
نکن...!
عاح... نه... از بس چاق
شدم دیگه لباسام واسم کوچیک
شده...
عاح... نه... میدونم
تو هم بخاطر کارت سرت
شلوغه...
عاح... عاح...
واقعاً...؟
ولی بازم...
هنننن...! خودم ورزش میکنم...
عاااح
آخ... نزدیک بود پام
به یه سنگ گیر کنه... هاا...
اوممم... مراقبم...
آها راستی سونوُو کجا رفته؟
اونم خونه نیست...
س-سونوو...
خونه نیست؟
منم نمیدونم... شاید
رفته مغازه سر کوچه
یه چیزی بخره؟
عاح عاهخ... منم یکم
دیگه میام خونه...
عاح
عاهخ
هااح...! چرا وقتی دارم با
تلفن حرف میزنم اینجوری منو
میکنی...!
ولی خودتم داشتی
حال میکردیا...!
خب دیگه لازم نیست جلوی
آه و نالههات رو بگیری آبجی
الان دیگه کسی
صداتو نمیشنوه.
الان مشکل این
نیست... هااااه!!!
عاح
عاح
عاح
هاااح؟!
نههه!!
چیکار میکنی...؟!
اینکارو نکن...!
اوف حتی وقتی اینجوری
میشی هم خیلی سکسیه
خیلی خجالتآوره...
وقتی اینجوری داگی شدم، و همه
جاهای خجالتآورم رو نشونش
میدم و اونم داره همهشون رو
دستمالی میکنه...
عاهخ
با این حال... تو
این پوزیشن قشنگ تا
ته میکنه توم، واسه همین
خیلی حس خوبی داره...
عاهخ
دیگه اصلا کونم رو
حس نمیکنم...
آبجی وایسا...!
هااااح...؟!
هاح... خیلی
خوشم میاد...!
سونوُو یواش...
هااح... آروم
باش و یواش بکن...
هاااح
نمیتونم آروم
بکنمت، خیلی
کصت خوبه...
عاح
عاهخ
ن-نههه...
عاهخ
عاح
اوممم
کیرش داره میخوره
به رحمم... دارم دیوونه میشم
عاح...
هاح... ا-این؟!
هاااح!! نههههه...!
اونجام نه!!
هاح
هاح
فکر کنم دارم عقلمو
از دست میدم...!
آبم داره میاد آبجی.
عاهخ؟!
عاهخ؟!
نههه...!
بسه!
عاهخ
بسه~!
فکر کنم آبم
داره میا-
عاح
عاح
عاهخ
دوباره نههه... عاهخ
کونم... آخ
عاهخ...
بیا... بریم خونه
سونوُو...
همان شب
اوققق...
آخ...
اوف...
چقدر آب
ازت اومد...
وای...
ولی اوپا... خیلی
مشکوکی...