مظلوم ولی حشری قسمت ۳۸ از ۸۲۱۸ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸
.38.
داستان سکسی یک دختر مظلوم
که یک مرد لاشی میخواد اونو تبدیل به برده خودش کنه
مظلوم ولی حشری
مترجم: LichKing
چپتر 38
واریزی: 120 دلار
موجودی: 7000 دلار
چخبره!
هوففف
تازه من که بهت
تخفیف دادم
بیشتر از این نداشتم
پچ پچ*
پچ پچ*
پچ پچ*
چیه؟
مگه بهت نگفتم
نرخ من بالاس
معمولا اینکارو نمیکنم
ولی برا تو ویژه
انجامش دادم
بازم با این وجود
بهت تخفیف هم دادم
بیخیال دیگ
شوخی نکن
منم که ثروتمند نیستم
یه کارمند معمولی سادم
کلی موجودی کارتم
500 دلار بیشتر نیس
بعدشم این اولین بار
نیس که سکس داشتیم
پس اگه اینجوریه
کص زنت 1 دلار ارزش داره
چییی؟؟؟
مگه اشتباه میگم؟
انقدر با زنت خوابیدی
که کصش بدرد نمیخوره
زنت از دونستن ماجرا
قطعا خیلی خوشش نمیاد
وقتی بهش بگم
شوهرش کص منو 500 دلار
توافق کرده ولی مال تو
یه دلارم نمی ارزه
چه غلطی
میکنی؟
چه زری زدی؟
فکر کردی جنده ای
مثل تو میتونه خودشو
با زن من مقایسه کنه؟
کوبیدن*
میتونستی به همون
پول راضی باشی
ولی راسته میگن
یه جنده همیشه جندس
زدن*
هی دادا
تو دیگ کدوم خری هستی
که دست روی ناموس
مردم بلند میکنی؟
برو بینیم بابا
آخ گلوم
اینجا چخبره؟
آهای ول کن
کصکش
داشت حقمو میخورد
قرار بود 5000 دلار بریزه
ولی بجاش تهدیدم کرد
مگه بهت نگفتم
بدون اطلاع من
هیچکاری نکن
هی جوجه
پول خانمو بده
تا اوضاع بدتر
از این نشده
نگا سگی*
فهمیدی؟
باشه باشه
ولی 500 تا بودا
زودباش
اوکی
درضمن..
5000 تا نه
7000 تا بزن
واس چی؟
به هرحال
تهدیدش کردی
اینم به عنوان
تنبیهت
هوففف
کیر بهش
اون پولو داشتم جمع میکردم
تا خودم بعدا یه جنده خونه بندازم
هیچ لذتی تو زندگیم
احساس نمیکنم
قبلنا میتونستم
کلی گوه کاری کنم
واقعا دوران خوشی بود
اینکه میتونستم هر سری
با یکی باشم
هاهاهاها
هاهاهاها
همیشه بالافاصله
بعد کار میرفتم باشگاه
ولی الان برا یه
سکس ساده و عادی
تموم پولمو دادم به النا
چکه کردن*
دیگه امیدمو
از دست دادم
با اینکه زنم کنارمه
ولی دیگ اون
حس قبلیو نداره
لذتی رو که میخوام
بهم نمیده
ولی به این معنی نیس
که به سکس بگم نه
عه عزیزم چرا
یهو اینجوری میکنی؟
فکرکردم خوابی
یه خواب شیطونی دیدم
بیا قبل خواب
انجامش بدیم
آخی عزیزم
منم واقعا میخوامش
ولی هنوزم پریودم
یه امروزم صبرکن
نمیخوام لکه های خون
زندگیمو به گوه بکشه
اگه خونی ببینم..
گرفتن*
فکرکنم بیشتر
هیجانی بشم
هاااا؟!
عهه!
بس کن
گفتم خون زندگیمو
به گوه میکشه
تو جدی..
این روزا خیلی
منحرف شدی
میبینم پریودی
بیشتر تحریک میشم
عجب
مالیدن*
احساس میکنم
ممه هات یکم
بزرگتر شده
آهه وایس
برای چی
وایسم؟
آههه
هرکاری بخوام
انجام میدم
عزیزم بس کن
میگم وایس
اونجا نه
عااااح
وایس میگم
بس کن
اونجا نه
آههه
خودت ببین
نوک ممه هات
سفت شده
د نکن
خیلی منحرفی
یعنی خوشت نمیاد؟
چرا
ولی...
خشن تر بخورم
عههه
منظورم اونجا نبود
اصن بیخیال
انقدر وول نخور
امشب میخوام
خشن باشم
پس الکی
مقاومت نکن
عزیزم دستتو
بکش بیرون
الان دستت خونی میشه
بهت گفتم الکی
مقاومت نکن
عااااح
وول خوردن*
دارم جدی میگم
اگه ادامه بدی
ازم خون میادا
اههه نه
خووون
داره میااااد
آههه
دیدی بهت
گفتم
حالا شد
الان تازه یکم
هیجان زده شدم
حالا بچرخ
و کونتو بیار بالا
دراوردن*
مظلوم ولی حشری
مترجم: LichKing
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 38 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 39

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی مظلوم ولی حشری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت