.27.
حالا بیا بریم...
به سمت خونت
ازت میخوام بیشتر بکنیم
جون
پارک!
تو باعث میشی
من احساس لذت کنم
اههه
کیرت بهم
لذت میده
میتونی
حسش کنی؟
عمیق تر!
اههه چیشد؟
چه بلایی سرت اومده؟
انقدر سریع
تموم کردی؟
ولی خسته نیستم
داری دروغ میگی
چطور میتونی تو کارت
انقدر حوصله سر بر باشی؟
قبوله جون کوچولو
هاههه!
امروز میخوام
بخورمت!
پس تکون نخور
سعی کن...
نگهش داری
اههه!
اوففف!
شادی!
ههه یعنی
انقدر خوبه؟
ازش لذت میبری؟
حالا اگه...
انگار تو بهشتم!
اینجوری
انجامش بدم
چه حسی داره؟
به طرز عجیبی
باورنکردنیه
این خیلی
حس خوبی داره
میدونم...
اههه!
خیلی عمیقه!
تو به عمیق ترین
نقطه کصم رسیدی
هاههه!
رسیدی به رحمم
من همش
فکرمیکنم...
به تو!
جون!
دارم دیوونه
میشم
عالیه
چیکار میکنی؟
هی وایس...!
اههه جون!
که گفتی...
کی خستس؟
داری خیلی خشن
انجامش میدی
خیلی خشنه!
دارم از لذت
دیوونه میشم
ابم...
داره میاد...
ماری عیون وو
رو سپردم به تو
تقریبا 6 ساعت بیرونیم
برای لذت بردن
لحظه ای از عشقمون
اونم دونفری
خب دیگه
ما میریم عزیزم
بعدا میبینمتون
عزیزای من
بای بای
مراقب
باشید
ماما
ماری!
یوهان
چه تصادفی
میخوای شام بریم بیرون؟
عه؟!
بابا
باباااااا
یه دیقه آروم باش
شرمنده یوهان
چی داشتی میگفتی؟
داشتم میپرسیدم
میخوای شام بریم بیرون؟
ولی مثل اینکه مراقب این بچه ای
پس فکرنکنم موقع خوبی باشه
ماما
آره بنظرم اصلا
موقع خوبی نیست
بازم شرمنده
چی داشتی میگفتی؟
اصلا بیخیال ولش کن
هاهاها
چرا انقدر
گریه میکنی؟
مامانی و بابایی
رفتن دکتر
گریه نکن
تا باهم بازی کنیم
باباااا
بابااا
ماما؟
چی؟!
بنظر میرسه
که دوستت داره
یهو ساکت شد
داری به بچه
خواهرت کمک میکنی؟
شما دوتا شبیه
تازه عروس
دوما هستین
ههه شوخی میکنن
مهم اینه این ساکت شد
ماری...
چیه؟
میخوای بهت
کمک کنم؟
کمک به نگهداری
خواهرزادت
یوهان
مرسی ولی خودم میتونم
علاوه بر این فکرکنم
کلی کار داشته باشی
پس نمیخوام اذیتت کنم
میبینمت...
نه چیزه...
ماما
بیا بریم خونه عزیزم
سایت سرراست
SARRAST.COM
پس گریت بخاطر
گرسنگی بود
عاااممم...
عاااممم...
خوشمزس؟
ههه خوشت
اومده ها
همینجوری وایس...
تا ازت یه
عکس بگیرم
اومم
اومم
(لرزش گوشی)
آره میدونم، شبت بخیر
خواهرزادم نازه؟
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com