مظلوم ولی حشری قسمت ۲۹ از ۸۲۱۳ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳
.29.
هی جنتلمن...
میتونم فندکتو
قرض بگیرم؟
عه تو؟!
او مای گاد
کوین؟
النا؟
چه عجب
میدونی چقدره
ندیدمت
دیشب، جشن خصوصی باشگاه....
ماری...
اون کیه؟
هنوز ندیدیش؟
یه دختر جدیدس
که جون باهاش میگرده
آخرین بار باهم بودیم
و تماشا میکرد که ری
چجوری منو میکنه
خیلی خجالتی
و البته ناز بنظر میرسه
النا تو میشناسیش؟
آره یکم دربارش شنیدم
فکرکنم جون علاقه
شدیدی بهش پیدا کرده
گرچه اون یه
دنیای دیگس و
جون هم یه دنیای دیگه
و چیز عجیب تر اینکه
بهم گفت درباره مهمونی خصوصی
به کوین چیزی نگم
واقعا چرا باید
اینکارو کنه؟
مهمونی خصوصی
گفت به این دلیل
که کوین میتونه برا
گروهمون مشکل ایجاد کنه
و حق داره
اگه قرار رابطه سالم داشته باشیم
نباید اجازه بدیم افراد متاهل
به باشگاه ملحق بشن
کوین بیچاره
حتما براش خیلی سخته
که دیگه نمیتونه تو
مهمونی ها شرکت کنه
چه تصادفی النا
میشه اول اون
فندکتو بهم بدی؟
باورم نمیشه همین
اتاق بغلی باشی
ولی من باورم میشه
مگه یادت نیس هروقت مهمونی داریم
میاییم این هتل
براهمین دیدن اعضای باشگاه
تو این هتل طبیعیه
درسته
وایسا ببینم...!
دیروز مهمونی بوده؟
دیشب آره
من تامی رو
انتخاب کردم
و فکرکنم توهم
با همسرت باشی
لعنتی تموم این مدت
مهمونی داشتن
فقط من خبر نداشتم
چرا بهم خیره شدی؟
کوین گوش میدی؟
داری چه غلطی میکنی؟
نزدیک بود بیفتی
خطرناکه!
هاا!
چجوری؟!
ببینم واس یه کص
خودتو میکشی
خیلی وقت میشه ندیدمتون
انقدر سکسی نتونستم
جلوی خودمو بگیرم
وقتی همچین لباسی میپوشی...
طبیعیه که بخوام
واس یه کص
خودمو بکشم
ممه هات خیلی زیبان
نمیدونم دقیقا چقدر میگذره
از موقعی که ممه های یه
زن دیگه رو لمس کردم
هومم؟
الان نه کوین
وایس، کجا میری؟
خودت میدونی من کسی نیستم
که یه آدم عادی بتونه
از عهدش بربیاد
خلاصه بگم الان نمیتونی
رایگان میمی هامو لمس کنی
چیزی شده؟
عه کوین؟
اینجا تو بالکن
چیکار میکنی؟
منظور از حرفت
چیه النا؟
منظورم اینه که...
تو دیگه عضو باشگاه نیستی
یعنی چی؟
یعنی همین
دیگه از جزئیات
خبر ندارم
البته شنیدم این
تصمیم جون پارکه
میبینم که تو و همسرت
رابطه خوبی دارین
چرا از این فرصت
برا تمرکز رو خانوادت
استفاده نمیکنی؟
لطفا بیا دربارش حرف بزنیم
من میخوام همین الان
باهات سکس داشته باشم
چرا هربار که همدیگه رو میبینم
این تنها چیزیه که برات مهمه؟
مگه معلوم نیس؟!
میدونی چند وقته
بدن سکسیتو ندیدم
یعنی میگی دیگه
اجازه ندارم بدنتو
لمس کنم؟
یا حتی نمیتونم
بهش نگاه کنم
چه برسه طعمشو بچشم؟
فکرکردی تو همچین لحظه ای
میتونم به حرفات خوب
گوش بدم؟
پس بهم بگو
چقدر میخوای؟
تا بزاری این هلوی
خوشمزه رو بکنم
چقدر باید
پرداخت کنم؟
داری جدی حرف میزنی؟
چی؟ هلو؟
چه چندش
پس الان شدی یه مشتری؟
اینطوری قضیش
فرق میکنه
خودت میدونی ازونجایی
که من ویژم پس قیتم
ارزون نیست
میدونم میدونم
فقط لب تر کن!
شرمنده تامی
یکم سرم شلوغه
خب کوین ازونجایی
که همو میشناسیم...
زیاد بهت سخت نمیگیرم
این لباس...
سوپر سکسیه
بچرخ و بهم نشون بده...
کصتو
ههه
دوست داری؟
دوست داری
ترتیبمو بدی؟
دارم دیوونت میشم
تو خیلی سکسی
شکل و ظاهر بدنت
باورنکردنیه
هاههههه!
دست همونجا
فقط یکم پایین تر
همینطوری انگشتتو نزار
بمالش یکم
هومممم...
همینجوری ادامه بده
کصت...
خیلی خوشمزس
چرا اول شورتتو درنمیاری؟
دوست داری؟
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com
پایان

قسمت 29 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 30

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی مظلوم ولی حشری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت