مظلوم ولی حشری قسمت ۲۱ از ۸۲۱۶ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶
.21.
تق!
تق!
تق!
شلپ!
شلپ!
شلپ!
وایس...
نهه!
با اینکه نمیتونم صورتشو ببینم
ولی میدونم داره لذت میبره...
چون کصش داره
هی تنگ تر خیس تر میشه
اههههه...!
آره خب من رشته
کص شناسی خوندم!
خب حالا...
چطوری دیگه
بیشتر بهت
لذت بدم؟
اگه بزارمت
جلو پنجره
چطوره؟
یا گرفتن موهات از پشت
و داگی استایل...
یا مقابل میز...
وسط یه کلاس بزرگ...
برام ساک بزنی؟
نهه...!
اینا باعث میشه بیشتر خجالت بکشه
ولی من میخوام راضیش کنم
ارضاش کنم...
نه نکن...!
نهه!
درد میکنه!
با اینکه کسی مارو نمیبینه
ولی نمیدونم چرا انقدر
خجالت میکشه
مطمئن باش کاری میکنم
لذت ببری...
به طوری که
کصت...
خودش کیرمو
بکشه داخل!
اوففففف!
موهامو کندی ماری!
حس خوبی داری؟
اوف...!
اههه...درد داره...
انجامش روی زمین!
زمین اینجا خیلی
سرد و سفته
ولی بعضی موقع ها هم
درد باعث ایجاد لذت میشه!
من ابم داره...
میاد...!
نه وایساااا...!
نریزش داخل...!
هرجور که
تو بخوای!
آفرین ماری!
تو دختر خوبی
بودی...
تو کف کلاس رو
کامل خیس کردی...
مثل اینکه
کلی لذت بردی ها
اینطوری نگو...
هاهاها...ببخشید
دیدن اینکه چقدر خجالتی
باعث میشه بیشتر اذیتت کنم
فقط میخوام بدونم
لذت بردی یا نه؟
بالاخره باید
بهتر بشناسمت
برای ارضای ترجیحاتت!
بهم بگو دیگه...
تا دفعه بعد بیشتر
تلاشم رو بکنم
فقط گفتنش مگه
چه اهمیتی داره؟
حتی من اگه به
دروغم بگم آره
راضی میشی؟
اصلا به چیز دیگه ای
بجز لذت اهمیت میدی؟
بنظرم فقط رابطه سکس نیس
باید باهم دیگه ارتباط هم داشته باشن
و همینطور رابطه عاطفی...
باید بیشتر بهم نزدیک بشن
تا بتونن احساسات هم رو درک کنن
لااقل این چیزیه
که من فکر میکنم
خب میتونی برام
یه مثال بزنی؟!
یه مثال...؟!
یوحان: من نگرانتم
وقتی به خونه رسیدی یه پیام بده
یوحان...
اون همونیه که
امروز نشسته بود کنارت؟
گوشی منو
نگاه نکن
پس این همونیه
که دربارش حرف
میزنی...؟!
به عنوان یه عشق!
پس وقتی گفتی دوست پسر داری
منظورت همین پسره بود؟
من باهاش هیچ
رابطه ای ندارم
ما فقط دوستیم
واقعا؟؟؟
ولی این چیزی نیس
که اون فکر میکنه ها
خب درواقع
دوستای صمیمیم
ولی من که اینطور فکر نمیکنم
شاید تو اینو بگی...
ولی بدتر از اون چیزی
که فکرشو میکردم ماری
مشکلت باهاش چیه؟؟؟
شاید تو بهش
احساساتی نداشته باشی
ولی اون اینطور نیس
میشه اینو واضح فهمید
بزار روراست باشم
احساس میکنم تو
داری باهاش بازی میکنی!
تو...
منظورت چیه؟!
یا شایدم من خیلی حساسم
خب بیا طبق گفته خودت
برای برقراری ارتباط بیشتر
تلاش کنیم...
ارتباط چی؟!
مثلا بریم یه قرار...
تا بتونیم همو بیشتر بشناسیم
شنبه چطوره؟
پس شد...
شنبه!
شنبه.....
سلام بچه ها
خیلی وقته ندیدمتون
سلام رز
چخبر از این طرفا
من یکم سرم شلوغ بوده
مارک امشب با من میمونی؟
آره من فقط میخوام
که لذت ببرم
به به چه عالی
جوی! هی جوی! باتوعما!
امروز من با آلنم
میخوای توهم بیایی؟
لونا...
جون پارک چی گفت؟!
امروز نمیاد؟؟؟
نه جون اوپا چیزی
بهم نگفت
اها اونو آخرین بار با یه
دختر جدید به اسم ماری دیدم
چیییییی؟؟؟
ماری؟!
ادامه دارد...
مترجم: LichKing
پایان

قسمت 21 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 22

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی مظلوم ولی حشری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت