.36.
دیوونه ای؟!
همتون دیوونه اید
من برا مهمونی یا
دیدن شما بازنده های
حشر ی نیومدم اینجا
میخواستم...
کسی رو که دوسش دارم
بیشتر بشناسم
عشق؟!
منظورت از عشق چیه؟
خیلی عجیب رفتار میکنی
میدونم عشق عالیه
ولی الان هممون مگه
ابراز محبت نمیکنیم؟
نکنه تو گذشته
زندگی میکنی؟
اصلا چرا باید دختر ساده ای
مثل اون انقدر جذاب باشه؟
هی ماری میخوای
امشب با من باشی؟
بهت یاد میدم
چطوری امروزی باشی
واقعا شوخی کردی دیگه ها؟
هاهاهاهاها
چرا قرمز شدی؟
لابد خجالتم میکشی
بسه دیگه مسخرش نکنید
ماری فکرکنم بهتره
بری خونه
اینجا جاییه که
برا خودت شریک
انتخاب میکنی
و لذت میبری
فکرکنم هنوز برات زود باشه
که همچین جایی باشی
من معذرت میخوام بچه ها
نباید انقدر سریع میاوردمش اینجا
ببخشید ماری
بیا خودم تا بیرون
راهنماییت میکنم
الان که اومدیم بیرون
میخوام یچیزی بهت بگم
جون گفت که میخواد
تورو به عضو باشگاه
خصوصی کنه
ولی حق با الناس
تو درحد ما نیستی
ما کسیو مجبور نمیکنیم
که بیاد مهمونی
اگه دوست داری به
زندگیت برگردی
بهتره دیگه با جون قرار نزاری
چون تو و جون...
به هم نمیاین
جون تو...
باهام خوب بودی
چون میخواستی به اون
گروه لعنتیت ملحق بشم؟
درسته این هدفم بود
برات...
مهم نیس که من درحال
نوشیدن، بوسیدن و بغل
کردن پسرای دیگه باشم؟
بعلاوه هیچی دلیلی برای
قرار های عاشقانه ندارم
برای من اینکه ببینم
با یه زن دیگه ای...
دردناکه
حتی اگه تو
زندگیت نباشم
بازم بدون من
مشکلی نداری؟
خوب آموزش ندیدی
دوست نداری لذتو
به آغوش بگیری
بلکه خودتو درگیر ینفر کردی
این بدترین نتیجه ایه
که میتونست بده
ماری هنوز درباره
لذت واقعی نمیدونه
درموردش اشتباه میکردم
فکرمیکردم کم کم
بخاطر لذت رام میشه
ولی انگار بدتر
نتیجه برعکس داد
دیگه ازش
انتظاری ندارم
باید این رابطه
رو تمومش کنیم
به هرحال تا موقعی که باهاش بودم
کلی لذت بردم
ولی حیف که خودش نخواست
هاااا؟!
دارم چه غلطی میکنم؟
اینطوری نگو
چرا....
واقعا داره برام
چه اتفاقی میفته؟
چرا بدنم به چیزی
که میگم گوش نمیده؟
چرا کار خودشو میکنه؟
گریه نکن
واقعا نمیتونم درک کنم...
نمیتونم درک کنم
که چرا اینکارو کردم
حتی اگه ماری
هم باشه...
تا الان نفهمیده
بودم که...
این منم که دارم رام میشم!
یعنی منم که تحت
تاثیر ماری قرارگرفتم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com