مظلوم ولی حشری قسمت ۱۶ از ۸۲۱۸ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸
.16.
هوای سرد...
همراه با
بوی عرقش...
و درحالی که هرلحظه
ممکنه ابم بیاد...
همه اینها...
بهم لذتیو میدن
که هرگز قبلا
احساسشون نکرده بودم!
بدنشو هنوز
کمی سفت گرفته
و تو چشمامم
هنوز نگاه نمیکنه
ولی داره
محکم فشارم میده
و نمیدونه
این تازه شروعشه
بزودی قراره
برده لذت شی...
و منم فقط که میتونه
اونو بهت بده!
ابم داره میاد...
احساس...
خستگی میکنم
بیدار شدی؟
ببخشید منم
خسته بودم...
وگرنه قصد
موندن نداشتم
امممم...
دیشب...
اونکارارو نکردم
چون خودم نمیخواستم
پس چرا
هرچی میگفتم
گوش میکردی؟؟؟
چون خب...
تو بهم قول دادی...
که به خواهرم
کمک میکنی
پس چاره ای
نداشتم...
ولی...
این به معنیه
ما با کاری که انجام
دادیم موافقت کردیم
یعنی میخوای
بگی اینطور نیس؟!
میخوای بازم
انجامش بدیم؟
من باید
برم کلاس...
نگران نباش
هنوز وقت
زیادی داری
ولی الان...
اتاق خیلی
روشنه!
هنوزم خجالت میکشه
ولی برای من
خیلی لذت بخشه
یک روز بعد.....
آموزش بعدیش
بهتره چطور باشه؟!
یا کجا ببرمش
تا احساس راحتی کنه؟!
خیلی دوست دارم بدونم
برای سری بعدی چهرش چطوریه...
بی صبرانه
منتظر دیدنشم...
جون...
کاری که بهت گفته بودم
تا امروز انجام شه
تمومش کردی؟
لعنتی تو روز
اصلا نتونستم تمرکز کنم
کسی اینجاس؟؟؟
آقای پارک جون
شماهم هنوز اینجایی؟
آقای مین؟
برای شام امشب
برنامه ای داری؟
آره امشب قراره
برم خونه...
ولی داشتم فکر میکردم
بعد شام برم جنده خونه
اما بهتره پولام رو پس انداز کنم
خیلی خوبه
خوشحالم که اینو شنیدم
حتما تو
تاحالا پات به
جنده خونه باز نشده؟
آخه کسایی مثل تو
با دخترای زیادین
نه بابا منم بدبختم
دروغ نگو بهم
مثلا خود اون منشیه
هاااا...؟!
جوری که باهات
حرف میزنه
دوست دخترته؟؟؟
نه نیس...
ولی بهم نزدیکیم
جدی؟!
خب میتونی
منو بهش معرفی کنی؟
چیییییی؟؟؟
ولی سنت...
بیخیال بابا
مهم اینه
هردومون
تنهاییم
سینگل
و سنمم زیاد نیس که
هاهاهاهاها
باشه یکاریش میکنم
ازت ممنونم
خیلی هیجان زدم
فکرکنم با این اوضاع
امشبو مجبورم برم جنده خونه
خب دیگه من میرم
فردا میبینمت...
شبت بخیر
یعنی واقعا میخوای
بهم معرفیش کنی؟!
نه خره...
اگه اینکارو کنی
از الان بهت بگم که
میکشمت
من از همین
کیر تو راضیم
و یهو اون پیرخرفت
حرومزاده اومد گند زد
به حال و هوام
ولی میدونستی
اگه گرفتار میشدیم
برامون خیلی بد میشد؟
میدونم...
ولی یه هفتس
که انجامش ندادیم
و الان
خیلی هات و هورنی ام
همین الان
کیرتو میخوام
بهت نمیخورد...
انقدر شیطون باشیا
ادامه دارد...
مترجم: LichKing
پایان

قسمت 16 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 17

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی مظلوم ولی حشری
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت