قسمت 16
پناه بر خدایان...!
چرا انقد بزرگه؟
یعنی... یعنی داری میگی
یه چیز به این کلفتی
کردی توم؟؟
چرا اینطوری میکنه...
چرا اینجوری زل زده
به کیر یه مرد...
اوه اره... اون گفته
بود اولین بارشه!
پس کیر یه مرد
اینجوریه!
گرمه...
خب... باید لیسش بزنم؟
ها؟ خانم شمن داری
چیکار میکنی الان-
فکر کردم که نفرین ازبین
رفته. پس دیگه داری چیکار میکنی؟!
اممممممممم
(تکون نخور!)
اممم... داره چیکار
میکنه آخه؟ یهو شروع
کرد به ساک زدن...
عوقق...
بوش...
اهه~ واقعا اولین بارشه؟
وایسا...!
م-من آبم نزدیکه
که بیاد!
بخواب!
ها؟ باشه...
اصلا عادلانه نیست که
دفعه اولم برای یه شبح باشه
که از بدنم استفاده کرده! منم خودم
باید امتحان کنم...!
اخ... اگه بخواد همینطوری
بماله کیرم رو، دلم میخواد
سریعتر بکنم توش
هاهه... الان... وقتشه
بکنمش توی خودم!
ها...
عاهخخخ~
خ-خیلی کلفته... هنوز
کامل هم نرفته توم ولی
حس میکنم کل کصم پر شده...
درد داره!
تا ته رفت!
عاههخخ~ داری
چیکار میکنی؟
من مجبور بودم دفعه اولم
رو بیخیال شم تا تو رو
نجات بدم...
اخ... خانم شمن
منو... ببخش!
ولی، این چیه اخه؟
کل کصم پر شده.
همه... مردا...
انقد چیزشون بزرگه؟
اخ... من جزو
کیر کلفتام...
عاهخخ~ مشخصه...
خیلی خوبهه...
داره تا رحمم
میرخ... عاهخخ..
هیونهو~
داری چه گوهی
میخوری؟
هاه~ دیدن شما دوتا
توی این وضع باعث شد
بازم دلم بخواد انجام بدم!
تو که میدونی اونم
میتونه تو رو ببینه...
عاههه~ اونو ولش
کن ققط~
عاح... به تخمدانم~
اگر اون دختر خواستههاش
رو ارضا نکنه، دوباره انرژی
یین توی وجودت جمع میشه!
دقیقا. داره توم جمع میشه
دیگه نمیتونم نگهش دارم...!
هاه... بازم...
این خیلی...
عجب منظرهای!!
این واقعا...
خیلی حشری کنندس~
کی اهمیت میده...
داره حسش عجیب
و عجیبتر میشه...
فکر کنم آبم
داره میاد!!
فکر کنم آب منم
داره میاد!
عاهخخ...
اخخ!!! فکر کنم...
آبم داره میاد