شبح سکس قسمت ۱ از ۲۶۱۵ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵
قسمت یک
وقتی سنم کمتر بود،
از تکواندو که پدرم بهم
یاد داده بود، متنفر بودم.
اون واقعا امیدوار بود من اون
مدالی که خودش نتونسته بود بگیره
رو بگیرم؟
ضعیفی!!
محکمتر!!
هر روز تمرینات سخت وطاقت فرسا
انجام دادن،
آخرش کارم به المپیک کشید،
اونم با لباس تیم ملی!
خلاصه که خیلی شیک و مجلسی
تو یک چشم بهم زدن شکست خوردم!
وقتشه بریم سربازی و
حسابی جون بکنیم!!
در نهایت، تنها کاری که از دستم
برمیومد، رفتن به سربازی بود، مثل
اینکه داشتم فرار می‌کردم.
از این نقطه به بعد
شما همتون سربازید!
باهم قدم
بردارید!!
البته که بالافاصله وقتی وارد
اونجا شدم از کرده‌ی خودم پشیمون شدم.
یه مشت کماندوی
افسانه‌ای شدین
هُپ، دو،
سه، چار!
اینجا دیگه جایی
واسه پشیمونی نیست!
کماندوهای افسانه‌ای
جنگجووو~
دنیااااا! وایسا ما بیایم بیرون،
دیگه چیزی نمی‌مونه واسه کسی!
۱۸۸ روز بعد از تموم شدن سربازی
چقدر دیگه میخوای
خبر مرگت بخوابی؟ پاشو
لطفا!!
آخخخ
اه! باز چیشده...؟
دیشب باز تا صبح
نشستی بازی کردی، نه؟
تا کی میخوای این
رفتارا رو داشته باشی ؟
از وقتی که سربازیت تموم شد
خیلی وقته گذشته.
من میخوام برم بیرون .
پس لطفا غذا بخور، گشته نمونی.
باشه~
ا-اون رفت واقعا؟
اووچ...
به بههه~
چه خوش میگذره!
جلویی جونش کمه!
جونش کمه!
کجا~
کجا~
تفنگ ندارم!
تیر هفت یا هشت
میلی متری داری؟
اگه فقط دستم به اون
حرومزاده برسه، میگیریم
سوخرایش میکنیـ~
اااخخ
چیشد لعنتی؟!
کی گفته میتونی
توی خونه بی ادبی کنی؟
آخه کی بازی می‌کنه
فقط به خاطر دل خودش؟!
هیچی بلد نیستم
بجز این تکواندو کیری.
اصلا کجای زندگیم
این تکواندو بدردم خورد وقتی
که حتی توی سن ۲۶ سالگی
یه دیت هم نرفتم؟!
با خودم فکر میکردم
دنیا رو هم میتونم فتح
کنم وقتی سربازیم تموم شد...!
هه... بالاخره این
تلفنم یه بار زنگ خورد؟‍
این هیونگ
چیکارم داره؟
خیلی وقته باهم
حرف نزدیم، هیونگ.
چه خبر؟
آره... همچی خوبه....
ببخشید چی؟ مامور حراست
ت-توی یه هتل پنج ستاره؟!
اره، حتما
رزومه‌م رو برات
میفرستم ...
وواه
عجب هتل بزرگیه
خیلی خفنه!!
پس هتل های پنج
ستاره اینجورین؟
کجا باید برم؟
یه جورایی ترسناکه...
آقا، اینجا!
زود اومدید!
هیونگ بهم زنگ
زده بود... ها؟
اینجا~
با منی؟ شما
کی هستی؟؟
من دویون‌ام،
آقا.
دویون؟ ه-همون
چا دویون؟!!
بله.
چ-چه خبره!؟ این دختر
تامبوی از کی انقدر سکسی شده..
کی به تو گفته از
من خوشت بیاد؟
دوست داری بمیری؟
چیشده آقا
بنظر ناامید میای...
خیلی تغییر کردی...
الان تعریف کردی
یعنی؟
البته... از بس خوشگل شدی
نتونستم اول بشناسمت.
آقا، ایشون توی
اتاق مانیتورها کار میکنن
این کارمند جدیده!
خوشبختم از
دیدنتون!
اه~ خوشبختم!
هیوک‌جائه هیونگ
کجا رفته؟
اون باید الان توی اتاق
استراحت کارکنان باشه!
میخوای بری پیداش
کنی ،آقا؟
حالا این اتاق استراحت
کجا هست ؟
یعنی همینه...؟
اینجا هم که نیست.
پس کدوم گوریه این هیونگ؟
اوفف مگه میشه؟!
امروز خیلی تنگی
سرپرست، من هنوز
جایی رو تمیز نکردم،
عجله کن...
ب-باشه. دیگه
داره آبم میاد!!
آآههخخ
اوپس
توش
نریز!
شق کردم! سکس کردن
با یکی از خدماتچی‌ها...
خوش به حالت هیونگ، من که کل
این مدت فقط ورزش کردم
و هیچوقت
یدونه قرار هم نداشتم...
خیلی وقته ندیدمت
هیوک‌جائه هیونگ
هاها~ خیلی وقت
شده واقعا؟!
شیطون، خیلی
خوب شدی توی
این لباس
بیا دنبالم~
بهت این اطرافو
نشون میدم!
باشه...!
اینجا لابیه
خفن نیست؟
آره...
این اولین
بارمه میام
همچین هتلی.
اوپس...! این دختره کیه
اون اندازه بازیگرها سکسیه...
هایئونگ! این مامور
حراست که تازه استخدام
شده!
هی پسر کجایی~؟
ایشونم یو هایئونگ هستن
که پشت این میز کار میکنن!
اه...
ا-اره...!
س-سلام. من
لی.هیون.هو هستم!
سلام... منم
یوو هایئونگ هستم.
چ-چقدر
بزرگه!
میتونیم بریم جای
بعدی رو نشونت بدم؟
پس...
بله~ فعلا!
اون مسئول پذیرش
خیلی خوشگله نه؟
چشمت رو گرفت نه؟
اره! خیلی
خوشگله!!
خب اینم هال
مرکزی که توی
طبقه اول هست.
اینم سالن ویژه
مهمانان هست.
برگام!
اینم اتاق کنفرانس
مدیرانه.
وواه~
خیلی بزرگه!
این هتل فقط
۳۰۰ تا اتاق داره!
چی؟ ۳۰۰...
فوق العاده‌س...
تو که با روند
کار آشنا هستی
درسته؟
آره~ هیونگ
اه... سرپرست؟
تاحالا اتاق‌های یه هتل
کرون قیمت رو دیده بودی؟
میخوای یه نگاه بندازی؟
داری چیکار میکنی
هیونگ...؟ اگه اینطوری
دستگیره در اتاق هتل رو...
اه~ خب
باز شد!
ها؟ چرا در
اتاق بازه...؟
از این اتاق کسی استفاده
نمیکنه و درش هم خراب، و اگه
اینطوری یکم فشار بدی درش باز
میشه!
...ولی بازم فکر نکنم
اجازه داشته باشیم هیمنطوری
بیایم این داخل ؟
چی فکر میکنی
حالا؟ ارزش ریسکش
رو نداره؟
خ-خیلی
خفنه!
این اتاق بلااستفاده شده چون
یه شایعه‌ای پخش شد که اینجا شبح
هست. ولی من یواشکی میام اینجا
استراحت میکنم هر از چند گاهی~
باید از اون شایعه ممنون
باشیم که میتونیم همچین جایی
استراحت کنیم. تو هم از این به بعد
میتونی بیای اینجا استراحت کنی.
وواه... واقعا
میتونم؟
باشه باشه.
الان میام.
یه استراحت کوچیک
کن و بعد برو پیش دویئون~
باشه...!
ااه~ این بالش
از بهشت اومده!!
عاااع... داره
خوابم میگیره کم کم...
راستش این موقع روز معمولا داشتم
یه بسته رامن می‌خوردم و می‌خوابیدم...
ها؟ یه دختر؟
دارم خواب میبینم؟
اه... خیلی
سکسیه...
بوس؟ اولین بوسه زندگیم
توی خواب...؟
خب مگه چه اشکالی داره که خواب
باشه... وقتی اینقدر خوشگله.
عوضی
دیوونه!
چ-چیه؟
این خواب
نیست خنگ
آخخ-
ت-تو کی هستی؟!
نباید اینجا باشی اصلا.
لطفا بر-
میدونم!
ولی میدونی
چیه~
تو میتونی...
منو ببینی؟
پایان

قسمت 1 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 2

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی شبح سکس
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت