سکس های پنهانی خواهربرادری2 قسمت ۱ از ۱۵۲۹ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹
قسمت اول
کله سکسیا اگه سری اول
این داستان رو نخوندید
(حتما برید اول اونو بخونید)
به اسم: "سکس های پنهانی خواهر برادری"
لی تائه سونگ
21 ساله
لی هائون
23 ساله
من و لی مثل بقیه
خواهر برادرا معمولیم
عااح
عااحح
ولی یه روز از خط قرمزامون گذشتیم
سر یه شوخی!
نونا دوستت دارم
عااااح
منم دوستت دارم
اینجوری رفته رفته
حتی عاشق همم شدیم
گفتم ولم کن!!
خیلی حرومزاده ای!!
البته این وسطا مثل هر زوج دیگه ای
مشکلاتی برا رابطتون پیش اومد..
اما ما یا بهتره بگیم من
تونستم احساسات واقعیمو منتقل کنم
بیا مثل قبل باشیم!
چییی؟؟؟
به لطف اون دعوا بود که
تونستم احساساتمو بفهمم
اتفاقا خوب
روزی اومدی
خودم
هواتو
دارم
من لی هائون
از کلاس 21 ام
رشته معماری هستم
هرروزی که میگذشت
جنبه های شگفت انگیزتری
از هائون میدیدم
همین باعث امیدی برام شد
تا زندگیمو جدی تر بگیرم
به کمک آجومای
مرموز، جیاه!
تونستم هدفمو نسبت
به مهارتام انتخاب کنم
و یه شغلی تو زمینه
آشپزی گیرم اومد
حالا..
منی که میخواستم
با نونای عزیزم لی هائون
خاطرات بیشتری بسازم..
بالاخره یه هتل رزرو کردیم
و الان تو راهیم
سکس های پنهانی خواهر برادری 2
مترجم: LichKing
پس چش شد؟
تا همین چند
دقیقه پیش که
خیلی هیجان
زده بود
ولی یهو
ساکت شد
خیلی وقته میگذره
دخترم!
از آخرین باری که اومدیم کره
این اولین باره میبینیمت
سه سالی میشه
آره؟
آره
از وقتی رفتم کالج
این اولین باره
تو تموم این مدت
هزینه های زندگیت
و شهریتو برا پدر
تائه سونگ فرستادم
پس به پول
که نیاز نداشتی؟
نه نه
ممنون
خوبه
مهمتر اینکه..
با مردی
قرار نمیزاری
درست میگم؟
عه عزیزم!
چند دقیقس داریم میبینیمش
بعد تو همچین حرفی میزنی
به هرحال که باید
گفته میشد
چون نگرانشم
نمیتونه با هرکسی
قرار بزاره
ولی من میترسم!
میترسم که دیگه..
رابطمون مثل قبل نشه
نباید اینکارو کنیم
میخوام یه آدم
مسئولیت پذیر بشم
بخاطر دختری که
خیلی برام ارزشمنده
هاها نه بابا
نگران نباشید
خوبه میشنوم
سعی کن تو انتخاب
مرد آیندت
خیلی دقت کنی
فهمیدی دخترم؟
نونا؟
نونا!
گرسنت
نیست؟
میخوای یجا
وایسیم استراحت؟
ععع!!
تا همین چندلحظه پیش
دیگه داشتم نگران میشدم
نکنه چیزی شده
حتما بخاطر گرسنگی
رفته بودی تو خودت
خفهه شوو!!
عه دارم
رانندگی میکنم!
تائه سونگ!
اینو ببین
سوسیس و
تئوکبوکی!
خیخی
میتونی همشو بخوری؟
چرا که نه
هه هه
مثل
همیشه
کیوت
دیدنش که چطور
غذا میخوره..
خیلی
نازه
(یکساعت بعد)
عاامم
چرا انقدر
خوابم میاد؟
اول صبح که
یه شات قهوه زدم
میخوای چرت بزنی؟
نه دیگه چیزی
نمونده برسیم
آره..
خواب آلود بودن
برام طبیعیه
بخاطر پول
جمع کردن برای
این مسافرتمون..
حتی شبام
کار میکردم
یعنی باید
امتحانش کنم؟
نونا
چیه؟
اگه بتونی
با دستت برام
انجامش بدی..
اینجوری
خوابم میپره
چییی؟؟؟
خب میدونستم
پیشنهاد خوبی نیست
الان که گفتمش
عجیب تر شد
عه!
نونا!!
تائه سونگ...
با مردی که
قرار نمیزاری
درست میگم؟
اگه اینکارو
برات کنم..
خوابت میپره
آره؟
پایان

قسمت 1 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 2

این قسمت را دوست داشتی؟

۵ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی سکس های پنهانی خواهربرادری2
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت