سکس های پنهانی خواهر برادری2 قسمت ۲۰ از ۲۰۱۰۹ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹
حتی..
الآنم..
…اگه بخوام
همین الانم
می‌تونم انجامش
بدم!!
تـ..تو..
همین الآنم
میتونی؟
وات د فاک..؟
ینی چی؟
کاپیتان آمریکا
بازیا چیه؟؟!
من میتوانم تمام
روز دعوا بکنم.
عه…
عم…
من چه زری زدمممم؟؟؟؟؟؟!!
نههههههههههههههههه!!!!
ینی خار مادر سوتفاهم :)).. میخوام
سرمو بکوبم به دیوار. اسکل تو ذهن
خودش افتاده تو هچل ولی نمیدونه
سونگ فک میکنه منظورش دعواست
حالا یورا چطوری
خودشو از این
وضعیت دربیاره؟
مترجم: گیگامن
یهو از هیچی
دعوا راه انداخته؟
حتی اگه قوی هم
باشه، این هیچ
منطقی نداره…
اگه اینجا که
بزرگ‌ترم دو دوتا
چهارتا کنم…
…ته‌سونگ فقط
فکر می‌کنه من
یه مسخره‌ام…!
یالا، یورا!
ما الان داریم
فیلم می‌بینیم…
تو چی…
قرچ
دعوا؟!
ممف!!
لیس
چطور…
اینطور
چطوره…؟
ببین، منم می‌تونم
این کارو بکنم…!
ما قطعاً داریم همدیگه
رو اشتباه می‌فهمیم…
…ولی تو این
وضعیت من چطور
حرفی بزنم…!
خ-خب بعدش
چی می‌شه…؟
وب‌کمیک‌های
عاشقانه‌ای که خوندم
هیچ‌وقت از اینجا
جلوتر نرفتن…
ته‌سونگ…
عرق
…احتمالاً
می‌دونه، نه…؟
پس شاید
بهتره بذارم اون
جلو بیفته…
لی…
ته‌سونگ!!
ف-فقط…
هرچی خودت
می‌خوای!!
صبر کن…
یورا…
اصلاً داری چی
می‌گی الان؟
مگه حرفمون
دعوای خواهر و
برادری نبود؟
د-دعوای خواهر
و برادری…؟
ممف…!
یورا داره…
…می‌لرزه…
فقط از
دست من…!
یورا…
من واقعاً
نمی‌تونم…
…بیشتر از این جلوی
خودم رو بگیرم!
کیااا!
چنگ بزن
ت-ته‌سونگ
می‌خواد ببینتش!
می‌خواد کُسم
رو ببینه!
این خیلی
خجالت‌آوره!!
مشکلی
نیست، یورا…
منم لُختم…
آ-آه!!
ا-اون کیره…؟!
مگه قراره
این‌قدر بزرگ
باشه؟
واو!!
این خوابه…؟
باورم نمی‌شه
دارم می‌بینم…
…این بدن
تازه و نرم یورا رو
همین الان…
یورا، کُست…
…الان خیلی
خیسه.
ه-هیچی به این
خجالت‌آوری نگو
با انگشتام
شروع می‌کنم.
آآی!!
آه… نغ!!
نه، یورا!!
باید پاهاتو باز
کنی، این‌طوری
بهتر می‌شه…
چلپ‌چلپ
چلپ‌چلپ
آ-آره…
هاا…
یورا…
می‌خوام
سینه‌هاتو بمکم…
هه‌نننگه
آآه…
لمس
ته‌سونگ مدام تنم
رو می‌لرزونه…
حس می‌کنم دارم
آب می‌ندازم…!
این…
…این‌طوری
می‌خوام…
…سکس کنم…
…با ته‌سونگ؟
ادامه دارد
پایان

قسمت 20 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
به روز هستی

قسمت بعد ۲۳ ساعت بعد

فردا ۰۷:۰۰

وارد شو تا قسمت بعد را خبرت کنیم

این قسمت را دوست داشتی؟

۱ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی سکس های پنهانی خواهر برادری2
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت