پادشاه زمان قسمت ۷۶ از ۱۵۵۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷
76
منم همینطور!!
داره میاد!!!
ارباب...
اومدین؟
آاااه
واو...
چی...
داری چه غلطی میکنی؟!!
اوهوم...
حالا...
بریم سراغ مصاحبه
نظرتون؟
مصاحبه؟
چه مصاحبه‌ای؟
سعی نکن بپیچونیش!
گفتم داشتین
چه غلطی میکردین!
چرا...؟
باید واسه تو
توضیح بدم؟
پس انگار
نمیدونی...
نه، حقم داری!
ببخشید خانوم پارک
تو خیلی بی ادبی
فقط یه سوالی...
تو فکر میکنی
دوست دختر اوهیونگی؟
خب...
فقط جهت اطلاع...
من خودمُ تمام و کمال
وقف اوهیونگ کردم
خودمُ مثل تو گول نمیزنم
که مثلاً معشوقشم
فقط میخوام یه خدمتکار
وفادار به ارباب باشم
و همیشه خوشحالش کنم
مهم نیست کی و کجا...
اگه ارباب بخواد...
بدون هیچ خجالتی
لنگامُ جلوش باز میکنم
تا آبشُ توم خالی کنه
من خدمتکار وفادار
و صادقشم
من اینم خانوم
پارک نامی
ولی...
تو جوری رفتار میکنی
که انگار خیلی واسش خاصی!
جان؟
حالا چیکار کنم؟
بین این دوتا
گیر افتادم
حالا که لباسامُ درآوردم
بهتره همه چی رو نشونتون بدم
ببینین من چقدر به
ارباب وفادارم
میبینین هنوز آب ارباب
تو کصمه...
واقعاً آدمای بالغ...
خیلی بی پروان
چقدر جنده‌ست!
چطوره؟
بگو؟
چقدر خوشحاله
حشرم زد بالا!
کصشُ که دیدم
کص منم خیس شد
حالا درست فکر کن
تو هم دقیقاً
مثل منی، نه؟
تو هم همینطور
یونجی
پارک نامی
شنیدم مثل جاروبرقی
کیر اربابمونُ ساک میزدی
خب...
چی دارم میگم، معلومه
دیگه... وگرنه ارباب واسه
استخدام معرفیتون نمیکرد
کی گفته من
مثل جاروبرقی...
براش ساک زدم!؟
انکارش میکنی!؟
ولی درست نیست
اینجوری بگی!
هی
شما هر دوتاتون ساکرای
فوق‌العاده‌ای براش بودین
که الان اینجایین، پس به
خودتون افتخار کنین
میدونین این شرکتی که
دارین واسش مصاحبه
میدین چه شرکتیه؟
شرکتی که قراره
توش استخدام شین...
یه شرکت سرمایه‌گذاریه
که ارباب شخصاً تاسیس کرده
چی...!؟
خود جو اوهیونگ!؟
آخه چجوری!؟
نمیفهمم!
چجوری یه آدم علاف
و بی پول همچین شرکتی
تاسیس کرده!؟
شاید باورش سخت باشه
اما حداقل سرمایه‌ی این
شرکت ده بیلیون وونه
و همش متعلق به
ارباب اوهیونگه
ما تنها یه هدف داریم
و اون افزایش ثروت اربابه
به عبارت دیگه
شما به عنوان کارمندای
رسمی شرکت...
بانوان اول اربابین
که از ثروتش محافظت
میکنین...
اوهیونگ...
بانوی اول!؟
باشه، مصاحبه رو
شروع میکنم
اگه کسی نمیخواد مصاحبه
بده لطفاً بره بیرون
کسی نبود؟
پس میخواین
مصاحبه شین
میشه لطفاً لباساتونُ
دربیارین!؟
نمیخواین درشون
بیارین؟
پس یه نمره‌ی منفی
براتون ثبت میشه
یعنی منی که قراره مصاحبه
ازتون بگیرم باید تنها کسی باشم
که لخته!؟
نه! ببخشید!
درشون میارم!
اوه...!
خوبه، خوشم اومد
تو معلومه کاری هستی!
مرسی!
پس...
خانوم پارک نامی چی؟
نمیخوای لباستُ
دربیاری؟
فقط باید لباس
روییمُ در بیارم؟
چی؟ نشنیدم؟
فقط باید...
لباس روییمُ
دربیارم، درسته!؟
ادامه دارد...
پایان

قسمت 76 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 77

این قسمت را دوست داشتی؟

۴ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها
برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی پادشاه زمان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت