پادشاه زمان قسمت ۱۲۹ از ۱۵۵۱۴ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴
قسمت 129
...
...
...
آاه
*میلرزه*
*میلرزه*
...
خخخ
آاع
آاه
ببخشید!
نمیتونین
برین داخل
حالا میبینی!
چه خبره!؟
آع
میدونستم
با اینکه این پیرسگ
تنبیه شده بود ولی بازم
درسشُ یاد نگرفت
تو...
عه
هع
منشی کنگ!؟
خیلی وقت بود
ندیده بودمت
☺
خوبی!؟
پادشاه
زمان
منشی کنگ...
اینجا چیکار میکنی؟
آع
...
...
من؟ اومدم ازت
یه لطفی بخوام
چی؟
*میلرزه*
عع
اومدی از
من یه لطفی
بخوای؟
خب، بهتره بهش
بگیم اخاذی
بیپ
بیا، این هدیه‌ی
اتحاد دوباره‌مونه
آع
...
هدیه!؟
هاا!
صبرکن...
این چیه؟!
این ویدیوی
سکس منه؟
جنده! تو از
کی اینجایی؟
...
انگار متوجه نشدی...
اون دوربین امنیتی
رو میبینی که تو
اتاقت نصبه!؟
اون یه دوربین با
کیفیت بالاست، من
هکش کردم و ۲۴ ساعته
دارم تماشاش میکنم
وییررر
وییرر
وییر
چی!؟ اینهمه
وقت منُ زیرنظر داری؟
آره
*برداشت
کلی ویدیوی جذاب ازت دارم
این نشون میده
که چقدر بهت اهمیت میدم
☺
جنده! چطور جرات
میکنی با من اینجوری
رفتار کنی؟
دختره‌ی جنده، من
بزرگت کردم
اینجوری جواب محبتامُ میدی؟
وییررر
دینگ
کاندیدای پادشاه اهریمنی
در حال استفاده از مهارت
تهدید کشنده میباشد
یادت رفته من
کی هستم؟
آقا
فکر کردی چون
با احترام صدات میکنم
این کارام یه بازیه
وو
شش
دینگ
آنا کنگ ۳۱ ساله
برده‌ی اولین پادشاه شیطانی
در حال استفاده از مهارت
پیامبر پادشاه میباشد
آع
عاع
...
...
دینگ
هشدار
تهدید جانی علیه کاندیدای
پادشاه اهریمنی پیدا شد
گوش کن
پیرمرد
آخ
آااییی
من الان به عنوان
پیامبر وفادار ارباب
اینجام
آخ
پس مثل یه گنهکار واقعی
گناهتُ بپذیر و کاری که
میگمُ انجام بده، فهمیدی؟
آخ
*میلرزه*
من چه گناهی کردم
که لایق این رفتارم؟
اول از همه
گناه ناراحت کردن اربابم
خخخ
گناه بعدی هم اینه
که اصلن قابل رقابت باهاش
نیستی
و...
*پاشو برداشت
بدترین گناهت اینه
که نقطه ضعف داری
آااع
آخ
آااه!!
آخ...نه!
کیـــرم!!!
اوه
عویی...
آقا..!
*میلرزه*
*میلرزه*
راستی...
...
...
این اسباب بازی
جدیدُ جای من آوردی!؟
بذار ببینم
گریه نکن
...
عیح عیح
لطفاً رحم کنین
لطفاً
با اینکه ترسوئه
*میلرزه*
*میلرزه*
*میلرزه*
ولی باهوشه
خوشگله و بدن
خوبی داره... یکم
برات زیادی نیست؟
درسته خیلی ضعیفی
ولی چشمات تو انتخاب
کص حرف نداره
*میلرزه*
آع!!
لعنتی... چرا!؟
با اینکه این قدرتا
رو دارم...
چرا بازم نمیتونم
تحقیرش کنم؟
دینگ
به دلیل شکست در
مقابل این زن مهارت
خود را از دست میدهید
آه
وایسا...
چی؟!
به دلیل شکست در
مقابل این زن مهارت
خود را از دست میدهید
چی!؟ بخاطر این
جنده مهارتمُ از
دست میدم؟
نه، نه!
*میلرزه*
*میلرزه*
حاضرم همه چی
رو از دست بدم
ولی قدرتامُ نه
ازم چی
میخوای؟
*میلرزه*
*میلرزه*
همم
هرچی بخوای
بهت میدم
*میلرزه*
*میلرزه*
آخ
پس دیگه شکنجه‌م نکن
و از جلوی چشمام
گمشو
خوشحالم زود
رسیدیم به اصل مطلب
...
....
خب... واسه من
اینجوری بهتره
نترس، نیومدم مثل
دفعه قبل چیز بزرگی
ازت بکنم
هه هه
هه هه
فقط کافیه شرکت
سرگرمیتُ بدی به من
چی!؟ شرکت
سرگرمیمُ میخوای؟
البته اون قسمتایی که
واسه کص بازیات استفاده
میکنی رو‌نمیخوام، فقط
اون تیکه از شرکتت که واقعاً
استعدادا رو شناسایی میکنه
باشه
باشه
*عرق کرده*
همش همین!؟
راستش...
این جزیی از
نقشه نبود
ولی مجبورم
یه چیز دیگه هم بخوام
واسه خودم البته
آع
ععع
آع
چیکار میکنی؟!
دیدم تو هم مثل
ارباب یه مهارت
خاص به دست آوردی
*میلرزه*
*میلرزه*
از کجا فهمیدی؟
خُب
وقتی چشمات مثل
ارباب میدرخشه معلومه
که میفهمم!؟
مهارتتم مربوط به
تهدید آدماست
واقعاً همیشه چیزایی رو
به دست میاری که نباید
آی
نکن
دینگ
چشم جهانبین
ارباب واقعی رو
فرا میخونه
دینگ
چشم جهانبین ازت میخواد
که با تحقیر کاندیدای پادشاهی
این قدرت را مال خود کنی
کنترل کردنش سخته
اولین باره همچین چیزی
رو تجربه میکنم
هاا
هاا
*جوون
دینگ
با دزدیدن این مهارت
وفاداری خود را به پادشاه
زمان ثابت کن
میبینی، یه سری
پیامای عجیب غریب
میاد که میگه باید
مهارتتُ ازت بگیرم
آاه!
میخوای
چیکار کنی؟
تکون نخور
آااع
هاع
واسه به دست آوردن
مهارتت باید وقتی از لحاظ
جنسی تحریک میشم، تحقیرت کنم
عممم
عمم
پس...
دوست نداشتم اینجوری شه
ولی بعد اینهمه مدت میتونی
کص خوشمزه‌ی منُ تست کنی
...
...
...
...
ععع
ممم
راستش این کص‌مخصوص
اربابه، پس باید ازم سپاسگذار
باشی که میذارم بخوریش
...
...
هممم!
چون این جایزه
واسه خوک پیری مثل
تو خیلی زیادیه
هااا
هااا
هااا
چطوره؟
چه حسی داری
کصی که خیلی عاشقش
بودی رو دوباره داری
میخوری؟
عمم
عووم
عووم
نه، این
درست نیست
زبونم بدون خواست
خودم داره کصشُ لیس میزنه
...
عووم
عووم
خودشه...
یکم سریعتر زبونتُ
بچرخون پیرمرد
عوم
عووم
آع
عووم
عووم
هربار که زبونت
فرو میره تو کصم
میتونم ورود قدرتتُ
به بدنم حس کنم
عووم
عوم
عوم
عووم
عالیه
ادامه بده
دینگ
چشم جهانبین به
ارباب جدید منتقل شد
آررره
آااع
بالاخره
قدرتی رو به
دست آوردم که میتونم
تمام زحماتی که ارباب
برام کشیده رو جبران کنم
آ
ه
آه
هاا...
کاندیدای جدید
بازم بگا رفت؟
خب، پس...
...
بهتره دیگه وقتمُ
واسه ساختن یه پادشاه
جدید هدر ندم و برم دونه‌های
پادشاه اصلی رو جمع کنم
...
پایان

قسمت 129 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 130

این قسمت را دوست داشتی؟

۴ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی پادشاه زمان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت