پادشاه زمان قسمت ۱۰۱ از ۱۵۵۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
101
کنگ آنا
بله ارباب
لطفاً ادامه بدین
ممکنه تو...
آدمای جدیدی رو
استخدام کرده باشی؟
چی؟
خب آره، بخاطر پروژه‌ی
جدیدمون چندین نفر رو
استخدام کردم تا بهره‌وری شرکت
رو افزایش بدم
اگه به دخترای جدیدی
نیاز داری میتونم برات
جور کنم
نه ، نمیخواد
میشه از امروز
مامورای امنیتی رو
بیشتر کنی؟
هر چه زودتر بهتر
و یه باشگاه کرایه
کن که هروقت خواستم
برم ورزش کنم
باشه
فهمیدم
پادشاه زمان
من میرم عشقم
مراقب باش
با بابایی خدافظی کن
چارین
خدافظ
حالا ما بریم
داخل مهد؟
باشه
مهدکودک
خدافظ مامان!
مراقب باش
ببخشید
لازم نیست
عذرخواهی کنی
جان؟
انگار اسم دخترت
چارینه؟ مثل مامانش
خیلی جذابه
چی؟ تو؟
چرا اینقدر سوپرایز
شدی؟ داری قلبمُ
میشکنی
منم، اربابت!
میدونم توئی!
همون پسری که
تو درمانگاه سعی کرد
بهم تجاوز کنه!
اوووف، اگه هیپنوتیزم
رو بردارم همه چیز
یادت میاد، نه؟
پس چیز جالبی
هم نیست
اوه!
چرا بدنم
دوباره اینجوری شد؟
بریم یه جای خلوت
که به اربابت خدمت کنی
نظرت؟
مگه کارت
همین نیست؟
آره ارباب
حق با شماست
هممم
آه
وقتی بیرون بودم
مراقب خونه بودی؟
آره
گردنبندی که بهت
هدیه دادم چطوره؟
خوشت اومد؟
آره
مگه میشه از هدیه‌ی
ارباب خوشم نیاد
جدی؟
خوبه
میدونی پولش
چقدر بود؟
راستش،
قابل ارزش گذاری
نیست
واسه خرید همچین چیزی
باید کارای بدی میکردم
و ۵۰۰ امتیاز از کارمام
خرج شد
ولی بازم...
فکر کنم وسیله‌ی
موثری بود
وقتی میپوشیش
لازم نیست از هیپنوتیزم
استفاده کنم
گردنبند سطح یک
با پوشیدن آن تحت هیپنوتیزم قرار میگیرید
شخص استفاده کننده مطیع ارباب خواهد شد
کاندیدای پادشاهی با خرج کردن
امتیاز کارما میتواند این آیتم را بخرد
حالا که این رو پوشیدی
رفتارت عوض شده
خب...
مثل همون وقتی
شدی که ارگاسم
شدی
درسته؟
هااااه
هاااع♥
آه..آه♥
آه
جنده‌ی کثیف
بخاطر تو
بدنم دوباره
کثیف شد
ببخشید
ارباب
خیلی حال داد
خودمم نفهمیدم
دارم ارضا میشم
ارباب
به دستورتون
دوش گرفتم
تموم شد؟
بیا اینجا
باشه
حالا هر کاری که
ارباب بگه میکنم
قبلش یه هدیه
برات دارم
با این هدیه مشخص
میشه که تو مال منی
مرسی
عااه♥
خیلی خوبه
ارباب
سوپرایزم
کردی
چرا هر زنی که
انتخاب میکنم
شوهر داره؟
اون جنده شوهر نداره
ولی با دوست‌پسرش
زندگی میکنه
تو هم که
حتی بچه داری
ببخشید که
ناامیدت کردم
ارباب
مشکلی
نیست
راستش، من
اینجوری بیشتر
دوست دارم
میدونی که دزدیدن
زنی که صاحب داره
بیشتر میچسبه
درسته
من مال
توئم ارباب
انگشتمُ
لیس بزن
میخوام ببینم
چقدر صادقی
ببینیم یه مادر
و همسر خوب
چه کارایی بلده
باشه
ارباب
این زن متاهل
و کثیف و جنده...
همه‌ی انگشتاتُ
لیس میزنه
اوه!
پای کثیف ارباب
خیلی خوشمزه‌ست
فقط دارم
پاتُ لیس میزنم
ولی کصم
خیس شده
ارباب
لطفاً بکنش
تو دهنم
ادامه دارد...
پایان

قسمت 101 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 102

این قسمت را دوست داشتی؟

۴ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟۱ نفر حسشان را گفته‌اند
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی پادشاه زمان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت