پادشاه زمان قسمت ۱۰۹ از ۱۵۵۱۶ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶
109
عاع
نمیتونم نگهش دارم
الانه ارگاسم شم
حالا باید چیکار کنم؟
دیگه قدرتی
تو پاهام نیست
حالا باید کل
حمومم بشورم!
جونگوون اینجایی؟
اوهیونگ
دارم میام داخل
نه، وایسا!
من هنوز
کارم تموم
نشده!
چی!؟ تنهایی داری
چیکار میکنی؟
اوهیونگ
هممم
پادشاه زمان
چیکار میکنی
جونگوون!؟
دیر کرده بودی
اومدم دنبالت
ولی اومدی دستشویی
و داری جق میزنی
عااه
ببخشید
عذر میخوام
مشکلی نیست
گیر افتادن موقع جق
که گناه نیست
عممم
ببین کف دستشویی
رو کثیف کردی
چون جلوی بقیه انگشتت
کردم اینقدر حشرت زد بالا؟
چون خیلی وقت بود
بهم دست نزده بودی
اینجوری شدم
اوه...؟
پس یعنی چون نکردمت
اینجوری حشری شدی؟
ببخشید
که باعث شدم
اینجوری منُ ببینی
نیاز نیست
عذرخواهی کنی
این عادیه که یه زن
با فکر به مردش جق بزنه
ببین
کیر منم بخاطر
تو شق کرده
آه
چیکار می‌کنی؟
زودباش بخورش
ولی...
اگه پسرم و دوست‌دخترش
بفهمن چیکار کنیم؟
میترسی گیر بیفتیم؟
نه، فقط نمیخوام تو
توی دردسر بیفتی
نگران من نباش
حالا تا ته بکنش تو حلقت
باشه
عوووم
آره، خودشه!
عوپ
عوپ
وقتی تو ساک میزنی
برام یه چیز دیگه‌ست
تو چی عشقم؟
تو هم حال میکنی؟
عووم
کیرت خیلی خوشمزه‌ست
جدی؟
پس نگران بقیه نباش
و کیرتُ بخور
مطمئنم اونا هم
الان مشغولن
وونگ، مطمئنی
مشکلی پیش نمیاد؟
اگه مامانت و اوهیونگ
یهویی بیان چی؟
نگران نباش ، اوهیونگ
گفت میذاره یکم تنها باشیم
ولی آخه...
من یکم
میترسم
گفتم مشکلی نیست
چیکار
میکنی!؟
نه، وونگ!
اینجوری نمیتونم
جلوی ناله‌هامُ بگیرم
یون مینیون
به من اعتماد نداری؟
دارم ولی...
عشقم
فاااک!
آره، همینُ
مبخواستم
میتونم بریزم
توت؟
آره، حتماً
هر چقدر دوست
داری بریز...
تو کصم!
چطوره تو کصت
هم آبمُ بریزم
هم بشاشم!
اوووع
هر جور
راحتی
عاه!!
داره میاد!
آره!
اگه یکم دیگه
منُ بکنی...
هااع
عشقم
آره!!!
دارم ارگاسم
میشم!
نه...
شاش داغ شوهرم
داره از کصم میزنه بیرون
چی؟ خوشت اومد
شاشیدم تو کصت؟
دیگه خیلی جنده شدی
یک تهدید خارجی برای
کیمران شناخته شد
چی...؟
چی شد عشقم ؟
چیزی شده؟
اوهیونگ!
یه اتفاق
بد افتاده!
کجایی؟
بیا بیرون
واااای!
عشقم
حالا چیکار کنیم؟
نگران نباش
فقط نترس و
ساکت بمون، باشه؟
ممم
معارت توقف زمان
سطح ۳ فعال شد
هی...
چرا داد و بیداد راه انداختی؟
داداش!؟
یه اتفاق بد افتاده!
الان، کیمران نونا...
میدونم
مهارت تلپورتت
قابل استفاده ‌ست؟
آره...!
باشه
بریم
درمانگاه
عاه
کجاییم؟
بس کن!
نمیتونم
نفس بکشم!
کیمران نونا؟
تو همینجا
بمون وونگ
داداش!؟
هی... عینکی!
گاااع!
آه
اوهیونگ!؟
هی تو...
داشتی با دوست‌دخترم
چیکار میکردی حرومزاده!؟
ادامه دارد...
پایان

قسمت 109 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 110

این قسمت را دوست داشتی؟

۸ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی پادشاه زمان
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت