.9.
تپش قلب
تپش قلب
اگه بهش
اجازه بدم...
نه نمیشه
خاله و نامادری
مترجم: LichKing
اوکی
پس لااقل بزار
اینکارو کنم
نکن..جاش
کبود میشه ها
هاهه
هاهه
نگران نباش
جوری انجامش دادم
جاش نمونه
ولی...
هاهه
هاهه
عااح
های یونگ..
هوفف
داره ابم میاد
هاهه
هاهه
هاهه
اوفف های یونگ
الان حس
بهتری داری؟
آره به لطف تو
الان عالیم
خوبه پس خوشحالم
لذت بردی
دلم میخواد دوباره
انجامش بدم
نه نمیتونم
قول دادم این
آخرین بارمون باشه
ای خداااااااااا
انقدر سگ حشر بودم
با نامادریم خوابیدم
الان چطوری تو روش نگاه کنم؟
چه برسه باهم سر میز غذا بشینیم
آخه اون چه
گوهی بود خوردم
چان هون؟
در زدن
های یونگ؟!
میشه یلحظه
حرف بزنیم؟
بخاطر سکسمون
اینجاس؟
حتما خودشم خیلی ناراحته
هوفف
میدونی خیلی تعجب کردم
منظورم اوایل امروزه
قلوپ
درباره چندتا آکادمی
مناسب آه یونگ
تحقیق کردم
اینکه تو معلمشی
خیلی خوبه
ولی احساس میکنم
کافی نیس
هوفف
واقعا نمیدونم کدوم آکادمی
براش مناسبه
میشه تو بجای من
تحقیق کنی؟
آره حتما
واقعا؟؟
ممنونم ازت
خفه میشما
آهه خیلی آزاردهندس
گفتم بچه نیستم
که تنهایی نتونم
چرا باهام اومدی؟
انگار من خیلی خوشم میاد
پس ساکت شو بیفت دنبالم
انقدر نزدیکم نشو
آبرومو میبری
پس بیا از
پله ها بریم
تو چه مرگته؟
خودت چه مرگته؟
ببین نزار لج کنما
مثل اون سری؟
عهه
ببخشید خانم
مهلت قبلی
تموم شده؟
بله متاسفانه
الان کلاسا پرن
و ثبت نام یکمی سخته
آها
یس!
چقدر باید صبر کنیم؟
لعنتی بد شد
یلحظه اجازه بدین
حداقل سه ماه
باید صبر کنید
سه ماه؟!
نمیشه کاریش کرد؟
واقعا کمبود داره ها
فریاد
چی کم دارم؟؟
بهت گفتم باهام
مثل یه بچه رفتار نکن
تو خودت
کمبود داری
دیدید گفتم
حتی حرفاشم بچگونس
برای ثبت نام اومدین؟
فکرکنم من بتونم
کمکتون کنم
واقعا؟؟
عجب
ممنون میشم
بیایید دنبالم
نیاز به تشکر نیس
خیلی وقته
ندیدمت چان هون
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com