آبجی تویی؟
رفتی حموم؟
های یونگ؟
حالا چیکار کنیم؟
آه یونگ بیرونه
تو خونسردیتو حفظ کن
تا من اول بکشم بیرون
چی؟! نه وایسا
عااه!
پس داخلی
هیچی نمیگی
چرا جوابمو نمیدی؟
ببخشید نشنیدم
چان هون رو ندیدی؟
تو اتاقش نبود
وایسا ببینم!
یعنی هنوز نفهمیده؟
خاله و نامادری
مترجم: LichKing
قبل اینکه بیام حموم
خونه بود
من موندم یه آدم بیکار
چرا انقدر باید بره بیرون
خب حتما اونم
کارای خودشو داره
چه غلطی میکنی؟؟
آخه کنترل این سالار
دست ما نیست
شرمنده!
ولی این بیشتر لاپاییه ها
تا سکس
با اینکه خودم قبول دارم
لاپاییه ولی حشریم میکنه
راستی درباره یچیزی
میخواستم باهات حرف بزنم
عهه
من دیگه نمیتونم
طاقت بیارم
بیا ترتیبمو بده
زودباش دیگ
وقت داری بعدا
حرف بزنیم؟
مطمئنی؟ باشه پس
آره چرا که نه
چرا انقدر نفس
نفس میزنی؟
اینجا خیلی گرمه
دارم از شدت
گرما میمیرم
وا! خب درو باز بذار
عااااح
عااااح
کصت انقدر داغه
کیرمو داره آب میکنه
بخاطر خواهرت
که پشت در بود
انقدر حشری شدی؟
آره بخاطر اون
فکرکردن به اینکه
ممکنه مارو ببینه
آبجی داری
چیکار میکنی؟؟
ببخشید آه یونگ
میخواستم زودتر بهت بگم
منو خیلی حشری کرد
پس منحرفی
آهه
فکرکنم..
این پوزیشن مناسب
افراد منحرف باشه
چطوره؟
کیرمو که تا ته میره توت
حس میکنی؟
آره این یکی
حسش متفاوته
کصش نمیدونم چرا
انقدر میلرزه
این خیلی خوبه!
الان رو اوجم!
آخ گفتی
منم رو اوجم!
هاااا؟!
عاااااااحح
هاههه
هاهه
الان که فکرمیکنم
من صلاحیت خواهر
بزرگتر بودن رو ندارم
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com