.14.
الان بهتر شدی؟
عهه
چان هون...
خاله و نامادری
مترجم: LichKing
مگه الان ابش نیومد؟
پس چرا هنوز
انقدر بزرگه؟
اگه بازم
ادامه بدیم...
های یونگ...
چیکار کنم؟
ممنونم ازت به لطف تو
الان حس بهتری دارم
عهه
گرفتن
واقعا بهتری؟
آره
پس من میرم
ای وای باز زد به سرم
مگه حیوونم؟!
بابا کار اشتباهیه
انقدر بدبخت حشریم
که دوباره با های یونگ
انجامش دادم
استراحت کن
باشه باشه
بچه بابام نیستم
اگه اینکارو کنم
عمرا دیگه اینکارو
با نامادریم کنم
ولی به چی داشت
فکرمیکرد؟
اوممم های یونگ
بعد اون شب بود
که تصمیم گرفتم
واقعا تغییر کنم
های یونگ هم بدون هیچ ترسی
بهم نزدیک و نزدیکتر میشد
چان هون پاشو
خروپف
منم بهونه هایی برا
دوری ازش پیدا میکردم
صبحونه
درست کردم
بیا باهم بخوریم
ولم کن حسش نیس
خودم یه چی میخورم
عهه
میخوام برم خرید
توهم میای؟
شرمنده امروز
کار دارم
کار؟!
کار چی؟
میوه آوردم برات
بزنش دیگ
نوب سگ
کمپ نکن
چیتر حرومزاده
گذاشتمش اینجا
ممنون
فکرکنم خودشم
فهمیده بود
دیگه از نزدیک شدن
بهم دست کشید
این دستو ببرم
میرم سراغ زندگیم!
آخه کدوم خری
وسط بازی زنگ میزنه
هوفف
الو؟
چان هون
سرت شلوغه؟
آره یکم کار دارم
چیزی شده؟
میشه کارت تموم شد
بیای پیشم؟
میخوای یچیزی بهت بگم
تلفنی نمیشه
باشه باشه میام
یعنی چی میخواد
بهم بگه؟
خیخی
واااای!
خودت دیدی
آه یونگ اصلا
درس نمیخونه
اینم که نمراتشه
نمیدونم چی
بگم واقعا
اصلا سر کلاس
حواسش به درس نیست
منو کار داشتین؟
آره عزیزم
بیا تو بشین
تو اینجا
چیکار میکنی؟
فقط ساکت شو!
میخوام به من
اعتماد کنی
قول بده فقط یکسال..
یکسال بهترین
تلاش خودتو کنی
فشار دادن
دوس دارم ببینم
وارد کالج مورد علاقت میشی
منم تموم تلاشمو میکنم
که هرجور شده قبول شی
باشه
منم تلاشمو میکنم
پس قول
باشه قول
خب این که باهاش حرف زد
دیگه چرا به من گفت بیام؟
خیلی براش
زحمت نمیکشی؟
نه بابا فقط
کارمو میکنم
قراره از این به بعد
کلی تکلیف داشته باشی
ولی میدونم از پسشون برمیای
آهه باشه
بابا من نمیخوام
درس بخونم
ممنون سیولگی
من ازت ممنونم
با وجود اینکه اضافه کار بودی
پاشدی اومدی
اضافه کار؟!
توکه اصلا بیکاری
پس اضافه کار چی؟
شت!
ادامه دارد...
داستان های سکسی تصویری
بیشتر در: sarrast.com