بلوک69 قسمت ۵۴ از ۷۲۱۴۱ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹ صفحه‌ی ۱۱۰ صفحه‌ی ۱۱۱ صفحه‌ی ۱۱۲ صفحه‌ی ۱۱۳ صفحه‌ی ۱۱۴ صفحه‌ی ۱۱۵ صفحه‌ی ۱۱۶ صفحه‌ی ۱۱۷ صفحه‌ی ۱۱۸ صفحه‌ی ۱۱۹ صفحه‌ی ۱۲۰ صفحه‌ی ۱۲۱ صفحه‌ی ۱۲۲ صفحه‌ی ۱۲۳ صفحه‌ی ۱۲۴ صفحه‌ی ۱۲۵ صفحه‌ی ۱۲۶ صفحه‌ی ۱۲۷ صفحه‌ی ۱۲۸ صفحه‌ی ۱۲۹ صفحه‌ی ۱۳۰ صفحه‌ی ۱۳۱ صفحه‌ی ۱۳۲ صفحه‌ی ۱۳۳ صفحه‌ی ۱۳۴ صفحه‌ی ۱۳۵ صفحه‌ی ۱۳۶ صفحه‌ی ۱۳۷ صفحه‌ی ۱۳۸ صفحه‌ی ۱۳۹ صفحه‌ی ۱۴۰ صفحه‌ی ۱۴۱
مجبور بود
اینطوری هلم بده؟
اینقدر ازم عصبی بود؟
نه
شاید واقعا خجالت کشید
خجالت زده بود
چون فکر کرد زشته اگه اینطوری
حشری بشه
اره از نحوه
بوسیدنش
و اون حجم آب
که کیرش داشت
میداد بیرون...
جیمز
هاه؟
چیزی نمیتونم
ببینم
شاید داره
با بقیه والیبالی
چیزی بازی میکنه
هووف
اگه بخوام بهش فکر کنم
حشری تر میشم
به این زودیا
بدنم ساکت نمیشه
یعنی مجبورم
خودمو بمالم؟
راستی اون
چیزی که دختر خالم فرستاده بود...
اونی که بعد از
نوشتم ریویو درموردش
بهش هدیه داده بودن
اون...
ویبراتور
ولی تاحالا
از همچین چیزی استفاده نکردم
بذار اول
از روی شرتم
بذارمش
باید بذارم
کلیتمو بمکه
اوه...
چرا اینقدر
قویههه؟
کلیتم خیلی
حساس شده
شاید
باید یه بار دیگه هم...
اووووه
عاااه
هاااع
اییی
هاااه
وااای
اههه
جیمز
فرمانده باهات
کار داره
حالا حساب کار
دستت اومد؟
بله قربان
چرا هر کسی از تعطیلات
برمیگرده انگاری سربازی از ذهنش
پاک میشه؟
برو دست فرمانده
جوخه سه رو ببوس که برات
تخفیف گرفت
چشم قربان
ببین تروخدا
به کی بدهکار شدم
شب بخیر
نذار فرمانده ما
بد به نظر برسه
ببخشید قربان
فکر کردی اینا
یه جوکه؟
نه قربان
خبر مرگت
فردا سرباز
رده یک میشی
تازه زیر دست هم داری
نباید کصخل بازی دربیاری
بله قربان
امروز بخاطر دنیل
جریمه شدم
دردش کمتره
قربان
تاحالا دستم در نرفته
واسه همین نمیدونم
ولی مطمئنی
اوکیی؟
اره اره
متاسفم قربان
مجبور شدی بخاطر من
تنبیه بشی
نه من باید
مراقب تو میبودم
تقصیر من بود
که وقتی این اتفاق افتاد
پیشت نبودم
ولی خداروشکر بهتری
فردا میبینمت
چشم قربان
بهتر بود
اگه حقیقتو نمیفهمیدم
کی فکرشو میکرد
این دیوث سر منو شیره بماله
بعدا فهمیدم ولی
خودش کاری کرد
دستش در بره
فکر کرد من اون تایم
سکس کردم
چون من میتونستم
لوش بدم خواست اول
مچ منو بگیره
چطوری؟
خب...
اااااا
اخخخخخ
اینطوری...
چون قبلا اینکارو
کرده بود واسه همین براش
سخت نبود
پس کی
برمیگردی؟
شاید چند روز
دیگه
اون نگهبانا
خیلی سرشون شلوغه
باورم نمیشه
که داری منو اینجا تنها می‌ذاری
ببخشید عسلم
میگم مسئول خانه داری
حواسش بهت باشه
قول میده که
مراقب تو و خونه باشه
چون امروز
نجاتش دادم از بگا رفتن
هانو میگی؟
چیکار کرده بود؟
زیردستش
ارنجش در رفته بود
اون احمقم جای دیگه ای بود
اون یارو؟
خودش ارنجشو ترکونده
بودااا
هاااع؟
پایان

قسمت 54 تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 55

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی بلوک69
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت