#16
هومم...
چوب شماره سه...
چوب شماره سه قربان!
عجب ضربه ای!
چه ضربه خفنی!
امروز خیلی سرحالید
قربان!
خوشحالم که امروز واسه
گلف اومدم بیرون هاها!
خانوم کدی!
وقشته برگردیم به ویلای
جنگلیمون!
بله قربان!
واقعا قربان؟
همش مال منه؟
اره بگیر برو قبل اینکه
گروهبان از دستشویی
بیاد!
مرسی قربان!
امروز روز شانسمه...
سرجوخه آدم خوبیه!
یینای دوست داشتنی
هر روز داره بهم پیام میده!
هی، چکاره ای؟
عه جدی؟ منم میخواستی آیس کافی بخورم
برای توهم میگیرم!
کارم تموم شد دارم استراحت
میکنم.
چه خوب!
نه، نمیخوام.
هی چپتو ببین!
چپو ببینم؟
آخخخ!
نگرفتیش
ابله؟!
فقط یه سربازی
دیگه چکار میشه کرد!
هی ، با همتونم!
باشه باشه الان
میام!
فقط واسه همین
گفتی بیام؟
خب چیه؟
منتظر چیز دیگه ای
بودی؟
نه...
من خیلی بهش
فکر میکنم؟ فکر میکردم
خیلی دلش بخواد...
امم راستش به
اون روز که فکر میکردم
دلم میخواست بازم انجامش
بدم...
ای وای ! خجالت
میکشم!
عه...چه ناز شدی
پس میخوای بازم باهم
سکس کنیم اره؟
اره...
تو نمیخوای؟
خب من...
آماده ام!
هااه...
عاشق کیر عین بیل کلنگیتم!
حتما کصخل شدم...
داشتم چه چیزای مسخره ای
تصور میکردم!
سرجوخه نیت پارک
همین الان برو به
پارکینگ مجتمع مسکونی
ارتش.گروهبان یکم دنبالت
میگرده.
ها؟!
مرسی بابت
نوشیدنی.
فعلا...
من خیلی
ناامیدم!
خودم بهش گفتم
بیاد اینجا ، چرا یهو
شکمم انقد درد
گرفت؟
و حالا این
بهتره...
فکر میکردم پریود
شدم...ولی فکر کنم مشکل
عصبیه.
هوف...
چکار کنم...؟
هنوز به اون روز
فکر میکنم!
لعنتی...
خیلی خیسم!
خیلی حشری ام!
نمیتونم...
چسب چوبم که
خالی بودو کجا
گذاشتم...؟
اگه داخلش آب گرم
بریزم دقیقا هم دمای
بدن انسان میشه...
عالیه!
خیلی وقت بود
خودم تنها اینکارو
نکردم...
عاااحح...
به اندازه کیر
واقعی خوب نیست
ولی بازم!
ازش میخوام دفعه
بعد همینطوری منو بکنه!
هااعع...
هااعع...
کصم بدجوری
خیسه...!
هاااه...
عااحح...فکر کنم...
دارم ارضا میشم!
وااای!
خیلی حسش فرق
داره!
خیس ترم شدم!
داشتم از
حال میرفتم...
ها؟!
درش کجاست؟!
نکنه...؟
ببخشید؟!
داری میگی با زن فرمانده
عملیات برم سفر؟!
اره زود باش برو!
ایشون منتظرته!
چرا منو میخواد
نه جوزف؟!