#35
ممم
چیکار میکنی؟
اگه میخاره برو
یه دوش بگیر خو
بیخیال بابا
مگه یاد نداری در بزنی؟
اصلا چرا خونه ای؟
دنبال چی میگردی؟
کجااااست؟
اه پیداش کردم
بدش به خالت
بعد شیمی درمانی یکمی ناراحته
دلش برای مادرت تنگ شده
کی بدم بهش؟
هرچه سریعتر بهتر
خوب اسکنش کن
و اونو براش بفرست دیگه
فکر کردی نمیدونم؟
خوب تورم میخواد ببینه
بدو برو
باشهه
دستا بالا و گرنه
شلیک میکنم
سرباز هان هشتم
قربان
خوبه خسته نباشی
شبتون بخیر قربان
جیمز
تو دردسرم نندازیا
چشم
کص سوفی...
چقدر تنگ بود
به به
چه شاهکوصی
هربار با دستاش
کیرمو میگرفت میخواست
ابم بیاد
میخوام دوباره
بکنمش
کاش میشد یه جق
بزنم و بیخیالش شم
اگه این یارو نبود
سریع میزدم
بیخیال
خیلی طول نمیکشه
عاااه
هاا
بخاطر باده؟
خیلی سریع خشک میشه کیرم
چاره دیگه ای
نیست...
یا خدا
اخ
یه روحههه
هاه؟
فاک
هی
سرباز هان کجاست؟
گوزن؟
اون بعد از ظهر
چونت چش شده؟
بهش مشت زدی؟
نه قربان
موقع دیده بانی افتاده زمین
بله قربان
مگه از تو پرسیدم
تو کار خودتو انجام بده
تو مسایل جیمز دخالت نکن
باید همیشه
موقع رفتن به بقیه خبر
بدی
دیگه تکرار
نمیشه قربان
توهم اماده رفتن
شو
چشم
جیمز ببخشید
میخوای کاری برات بکنم؟
نه نه اوکیه
خداروشکر که تو دردسر نیفتادی
چی؟
منطورت چیه؟
واستا ببینم
وووهووو
اولین تعطیلاتم
اخیییش
اقای هوانگ
اقای کیم
چه مرگشه
عجب روزیه
اوی
هنوز که تعطیلات نرفتی
وقتشه آماده بشیم
این شبیه...
رفتن پیش روانپزشک
بود
رسیدیم
خیلی ترافیک بود
مگه نه؟
استفانی؟
اوی؟
عجبا
معلومه دختر یه سربازی
فک کنم خیلی
مست کرد