بلوک69 قسمت ۳۲ از ۷۲۱۱۶ صفحه
مهمان · قسمت ۲ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱ صفحه‌ی ۱۲ صفحه‌ی ۱۳ صفحه‌ی ۱۴ صفحه‌ی ۱۵ صفحه‌ی ۱۶ صفحه‌ی ۱۷ صفحه‌ی ۱۸ صفحه‌ی ۱۹ صفحه‌ی ۲۰ صفحه‌ی ۲۱ صفحه‌ی ۲۲ صفحه‌ی ۲۳ صفحه‌ی ۲۴ صفحه‌ی ۲۵ صفحه‌ی ۲۶ صفحه‌ی ۲۷ صفحه‌ی ۲۸ صفحه‌ی ۲۹ صفحه‌ی ۳۰ صفحه‌ی ۳۱ صفحه‌ی ۳۲ صفحه‌ی ۳۳ صفحه‌ی ۳۴ صفحه‌ی ۳۵ صفحه‌ی ۳۶ صفحه‌ی ۳۷ صفحه‌ی ۳۸ صفحه‌ی ۳۹ صفحه‌ی ۴۰ صفحه‌ی ۴۱ صفحه‌ی ۴۲ صفحه‌ی ۴۳ صفحه‌ی ۴۴ صفحه‌ی ۴۵ صفحه‌ی ۴۶ صفحه‌ی ۴۷ صفحه‌ی ۴۸ صفحه‌ی ۴۹ صفحه‌ی ۵۰ صفحه‌ی ۵۱ صفحه‌ی ۵۲ صفحه‌ی ۵۳ صفحه‌ی ۵۴ صفحه‌ی ۵۵ صفحه‌ی ۵۶ صفحه‌ی ۵۷ صفحه‌ی ۵۸ صفحه‌ی ۵۹ صفحه‌ی ۶۰ صفحه‌ی ۶۱ صفحه‌ی ۶۲ صفحه‌ی ۶۳ صفحه‌ی ۶۴ صفحه‌ی ۶۵ صفحه‌ی ۶۶ صفحه‌ی ۶۷ صفحه‌ی ۶۸ صفحه‌ی ۶۹ صفحه‌ی ۷۰ صفحه‌ی ۷۱ صفحه‌ی ۷۲ صفحه‌ی ۷۳ صفحه‌ی ۷۴ صفحه‌ی ۷۵ صفحه‌ی ۷۶ صفحه‌ی ۷۷ صفحه‌ی ۷۸ صفحه‌ی ۷۹ صفحه‌ی ۸۰ صفحه‌ی ۸۱ صفحه‌ی ۸۲ صفحه‌ی ۸۳ صفحه‌ی ۸۴ صفحه‌ی ۸۵ صفحه‌ی ۸۶ صفحه‌ی ۸۷ صفحه‌ی ۸۸ صفحه‌ی ۸۹ صفحه‌ی ۹۰ صفحه‌ی ۹۱ صفحه‌ی ۹۲ صفحه‌ی ۹۳ صفحه‌ی ۹۴ صفحه‌ی ۹۵ صفحه‌ی ۹۶ صفحه‌ی ۹۷ صفحه‌ی ۹۸ صفحه‌ی ۹۹ صفحه‌ی ۱۰۰ صفحه‌ی ۱۰۱ صفحه‌ی ۱۰۲ صفحه‌ی ۱۰۳ صفحه‌ی ۱۰۴ صفحه‌ی ۱۰۵ صفحه‌ی ۱۰۶ صفحه‌ی ۱۰۷ صفحه‌ی ۱۰۸ صفحه‌ی ۱۰۹ صفحه‌ی ۱۱۰ صفحه‌ی ۱۱۱ صفحه‌ی ۱۱۲ صفحه‌ی ۱۱۳ صفحه‌ی ۱۱۴ صفحه‌ی ۱۱۵ صفحه‌ی ۱۱۶
#32
چقدر خیسم
عاااح
وااایی
عاااوح
هااا
اییییی
خداااا
شت
خرسم خیس شد
ببخشید خرسی
قیافت شبیه امروز خودم شد
اگه کیر جیمز بود
احتمالا ابم بیشتر هم میومد
اخه چطوری میتونم
مجبورش کنم منو بکنه؟
سوفی میخواست که
جیمز بکارتشو بگیره
چی؟ نمیتونین
نیروی کمکی بفرستین؟
یعنی مشکل خودتون
اینقدر جدیه؟
رییس میخواد
ما سرباز بفرستیم به روستا
همزمان انتظار دارهمه گروهان
آماده حمله باشن
باشه
حالا با بقیه هم هماهنگ میکنم
نایس
چند نفرو میشناسم که میتونن
کمک کنن بابا
ها؟
ببخشید؟
سرباز کمکی؟
نمیخوای؟
نه نه
از خدامه
یکم هوای تازه بخورم
اخیش
نوبت منم شد
بشین بریم
چشم
عه
اونیسه
اوه؟
سلام اونیس
سلام بچه ها
عه
چرا سنگ میزنن بهمون؟
برم بزنم تو گوششون؟
ما حق اینکارو
نداریم کصخل
جیمز به کیرشم نبود
فقط خوشحال بود که میره یه هوایی
بخوره
فقط به غذا و مشروب
هایی که میتونست بخوره فکر
میکرد
ولی...
سوفی؟
ممنونم ازتون
وظیفمونه بانو
میخواین دیوار ریخته
رو هم اوکی کنیم؟
نگاش کن
ای جنده پولی
اومده داوطلب بشه؟
پس چرا همچین لباسی
پوشیده؟
اومده مادلینگ مگه؟
یکی از سربازارو
به من میدین؟
کمک میخواین؟
تو میخوای کمکشون
کنی؟
اگه اون سربازو
بهم بدین...
ممنون میشم ازتون
جیمز
پاشو
چشم!
ای سگ شانس
چه گوهی میخواد
بخوره؟
این برای عذرخواهیه؟
اره
شوخیم زشت بود
واسه همین ببخشید
چون میدونستم
میای گفتم اینارو بیارم برات
اینا مهم نیست
من هنوزم عصبیم
باشه
منم میدونستم که اینطوری
راضی نمیشی
رمانت چطوره؟
یه جاهایی گیر کردم
بخاطر بی تجربه بودنم
همشو خوردم
واسه همین...
میخواستم باهم
سکس کنیم
مرغ سوخاری
جیمز بین دوراهی
مونده بود
چون میدونست
زندگیش بین ینا و سوفی ممکنه
بگا بره
فکر کردی اینقدر
راحتم؟
مرغو ببر
نمیخوام
بیخیال
مگه چی میشه؟
عواقبش قراره
پدرمو دربیاره...
هاه؟
باید بزنیم
به چاک
پایان

قسمت 32 تمام شد

بدون حساب، امروز ۱ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 33

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی بلوک69
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت