#17
چرا من و جوزف
نه؟!
مین های زمینی!
سوپاپ دوم! سوپاپ چهارم!
زیردریایی امنه
قربان!
عالیه! این بخش
توی فیلما رو میلی
دوست دارم، توچی؟؟
اه چقد رقت انگیز،
ولی در عین حال خیلی
حسودیم میشه!
فقط میخوام برم داخل
زیردریایی و برا همیشه
محو بشم!
چرا اون باید
اینکارو بکنه و من
نه؟!
برای سرباز جوزف
بهتر نیست که ببرش؟
شنیدم قبلا تو کارائوکه بار
کار میکردی...
پس بهتر نیست
راجب بلندگو ها و این
چیزا بدونی؟!
چه گوهی میخوام
بخورم؟!
خارج از وظیفه
قربان!
بله اوکیه!
دیگ بخار
هی جیمز! اگه چن گفت
واست ناهار میخره نرو به
رستوران چینیش!
اونا واسه غذای جانبی
از سربازا پول اضافه میگیرن!
عجب...!
یه چیزی مشکوکه!
اووه...خیلی وقت بود
بیرون نیومده بودم،چه
خوشگلن اونا!
چقد طول میدی!
بله خانوم!
اه اه...
مرتیکه...
داره دخترا رو دید
میزنه!
آزارم میده!
همش به خاطر
به احتیاطی جوزف
بود!
حالا هر چی...
بیخیال...این بهترین
راه واسه خفه کردنشه!
خوبه! بسه
دیگه!
نمیبینی؟ از بس
ته ریشت خورده بهش
قرمز شده!
آع...نزدیک بود فکم
در بره!
باشه...
این فقط برای اینه
که دهنشو ببندیم!
اوه...
صندوق پر پره، وایسا...
فکر کنم قرار نیست
برام ناهار بگیره!
همینجوری باید
برگردیم؟ هعی...
واقعا؟ هر وقت
میشینه سریع خوابش
میگیره!
امیدوارم خوب ضبط
شده باشه
پس شروع
میکنیم!
آخ!
شما خوبید خانوم؟!
قرص آلرژی خوردم
خیلی سرگیجه دارم...
میشه یکم استراحت
کنیم؟
معلومه خانوم!
حتما قرصش خیلی
قوی بود، غش کرد قشنگ!
اومم....
ها؟!
شورتش صورتیه!
چقد سکسیه!
امم...اینجا
خیلی خفه است!
اه لعنتی
چرا بیدار شدی!
بهتره برم بیرون...
ها؟ چرا باز
نمیشه؟!
هااه
اگه کاری نکنه
چی؟
امکان نداره...مگه اینکه
خیلی ابله باشه!
بیخیال...
همه مثل تو
نیستن!
هه هه...
واقعا؟
به هر حال اگه
کاری نکنه میریم مرحله
بعد...
هاااه...
قول بده عصبانی
نشی...
چراه ای نداریم جز اینکار
پس انجامش میدم...
آه!
ها؟!
بدنم درد میکنه...
ماساژم بده!
بیخیال...
بدو!
بله خانوم!
واقعا اینکار
مشکلی نداره؟!
اونجا نه!
راجب کجا حرف
میزنی خانوم؟!
اینجا!
هاااا!!!
چی؟! باید دستمو
حرکت بدم...!
عاه...!
هوم...پس به کسم
دست زدی ها؟!
الان وقت
کشتنه؟