مکان رمزآلود قسمت ۶۰ از ۶۲۷ صفحه
مهمان · آخرین قسمت امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷
قسمت 60
از تنهایی خسته
شده بودم
باهام بیا
امروز یه حال اساسی بهت میدم
میدونم شما خرگوشا فقط
سکس تو مغزتونه ولی
نمیبینی چی تو دستمه؟
اگه میخوای زنده بمونی
گمشو برو
اگه نیومده بودم
کشته بودیش
تو فقط چون اسلحه دستته
تونستی جلوی ۷۰۴ دربیای
اصلن بلدی شلیک کنی؟
باشه، نشونت
میدم جنده
کله خر
هه هه
آاااخ
بهت گفته بودم اگه یه بار
دیگه ببینمت، میکشمت
آاااخ!
این یه چاقوی ورومیه
پس خونی درکار نیست
ها؟
آروم آروم تیکه
تیکه‌ت میکنم
وایسا
ها؟
نگو که میخوای
بهش رحم کنی؟
فقط چندتا سوال
ازش دارم
۷۰۴؟
نگرانت شدم
ببخشید، یه کار ضروری
پیش اومد
انگار یه چیزی
با خودت آوردی؟
میدونم عجیب بنظر میرسه
ولی لطفاً گوش کن
چیه؟
میخوام برم منطقه‌ی شورشیا
یه کشتی آماده‌ی حرکت
به اونجاست
میتونی همه چی رو
رها کنی و باهام بیای!
یکم یهویی شد
ولی باهات میام
معلومه که میام
مرسی
چی؟ میخوای یکی
رو با خودت بیاری؟
مسئله پول نیست
قرار ما یه نفر بود
حالا تصمیم بگیرین
کی باهامون میاد؟
هیچ راهی نیست
دو نفرمونُ ببرین؟
اگه گشت ساحلی بهمون برخورد کنه
فقط واسه یه نفر جا داریم
من فردا برمیگردم
این تنها راهه
جایی هست که بتونین
یه نفرو یه روز اونجا
مخفی نگه دارین؟
آره، ما خودمون
ازش محافظت میکنیم
خطرناکه ولی مجبورم
بهشون اعتماد کنم
اول می رو میفرستم
خودم همینجا مخفی میشم
پس اول دختره
رو ببرین
باشه، حله
چی؟ میخوای
تنهایی برم اونجا؟
فقط یه روزه
اینُ با خودت ببر
فردا میبینمت
باشه، هر چی تو بگی
لطفاً بیا پیشم
باشه
چون با کیف فرستادمش
حتی اگه بدترین چیز پیش بیاد
میتونه زنده بمونه
باید یه جایی
واسه مخفی شدن
پیدا کنم
هی
فکر کنم تو رو میشناسم
من قبل از اینکه یه
قاچاقچی بشم عضو
شورشیا بودم
بگا رفتیم حاجی
تو رییس مزرعه‌ی
مرکزی نیستی؟
شنیدم اعدام شدی
ولی زنده‌ای
این مرد با کافی فرق داره
میدونستم گناهانم یه روزی
یقه‌مُ میگیره ولی الان نه
باید واسه زنده موندن تلاش کنم؟
آره، کاریش نمیشه کرد
اینا همش تقصیر منه
هه هه هه
ها!؟
درسته، من رییس
مزرعه‌ی مرکزی هستم
جالبه که منُ شناختی
میدونستم!
شت
فکر کردی میذارم
زنده بمونی؟
ببخشید که نتونستم
سر قولم بمونم می
همچنین سایکو
همینطور...
نه، حق ندارم به
اون فکر کنم
قبل از مرگت
حرفی نداری بزنی؟
درسته، یادم رفت
از کافی بپرسم
اسممُ میدونی؟
نمیدونم و برام
مهم نیست
تو فقط دشمن بشریتی
پس...
بمیر
بنگ
بیا، بخورش
اوه
مرسی
اون سرزمینُ میبینی؟
تقریباً رسیدیم
استراحت کن
اینجا سرزمین شورشیاست؟
آره، حالا دیگه آزادی
ادامه دارد...
پایان

قسمت آخر(60) تمام شد

این آخرین قسمتی بود که امروز بدون حساب می‌تونستی بخونی برای قسمت بعد فقط یه حساب بساز؛ کمتر از یک دقیقه و بدون هیچ هزینه‌ای. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 60.5

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی مکان رمزآلود
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت