مکان رمزآلود قسمت ۲۴ از ۶۲۷ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷
مکان
رمزآلود
ترجمه اختصاصی
تیم سرراست
GERALT
هف هف
باید روانی باشی ولی هنوزم هاتی
مثل همه خرگوشا.
خفه شو و ارضا شو!!
داد نزن و تمومش کن...
اگه انقدر مثل جنده ها
رفتار نکنی تا الان تموم بود.
همم...
704!
هاه؟
بیا بغلم من.
باشه.
همو...
شوخی‌میکنی؟
فراموش نکن هنوز منم
که کیرم تو کصته.
ممم...
فکر کنم حالم بهتره
وقتی بهت نگاه میکنم.
میتونی حالمو
بهتر کنی؟
چطوره؟
عاحح!!
اوه این...
خیلی...
سریع بود...
جدی میگی؟
فکر کنم بیشتر از قبل
حسش کردی.
یکم اذیت کننده اس که
دارم از پشت گاییده میشم...
توسط کسی که خوشم نمیاد
و نیپل هامم لمس میشه...
به وسیله تو
همزمان...ننن..
خیلی عجیبی...
ولی فهمیدم خیلی
جذابی.
صبر کن!
بوس نه.
هاه؟
تا الان سکس کردیم
ولی بوس نه؟
همین الانش
کسیو دارم.
کسی عاشقته؟
میتونی اینطور بگی.
لعنتی حتی اهمیت نمیدی
من این پشتم؟!
خب
اینو بگیر!!
همم...!
فوو...تموم شد
میتونید از اینجا برید؟
امیدوارم جفتتون حامله
بشید.
عه..؟
مطمئنی؟
میتونه بچه ات باشه.
مردا خیلی بی مسئولیتن.
ولی میدونم کسی مثل تو میتونه
منو از پا دربیاره.
اگه حامله بشم مطمئنم
پدر بچه ام 704 عه.
704 کصه هویانگ رو تمیز
میکنه از آب تو.
واقعا یه جنده ای
نه خرگوش؟
همم
گمشو!
ببخشید قهوه
بهترین کاریه که میتونم
بکنم.
خوب نیست ولی تقصیر
تو نیست 704.
فردا میبینمت.
هویانگ!!
خوبی؟
چرا بیدار نمیشه؟
فکر نکنم بخاطر کتکی باشه که
از قهوه خورده.
هوچی برو تو دسشویی
و بهم چوب خیس بده.
باشه.
اوخ...
هی خوبی؟
بیداری؟
عهه؟!
عاخح؟!
میدونستم اینکارو
میکنی.
عاخ...
لعنتی...
هویانگ؟!
هوچی...؟
اوکیه 704مرد خوبیه
میتونی بهش اعتماد کنی.
اگه تو میگی پس...
فوو...
چی حس میکنی؟
خوبی؟
باورم نمیشه از هوش رفتی.
چه اتفاقی افتاد اونجا؟
سلام امیدوارم
باهم حال کنیم‌.
اون مرد قهوه
نمیدونم چرا ولی باهاش
دعوا کردم...
بعدش که باهاش درگیر شدم
بخاطر این گردنبند که انگار
یچیزی بهم تزریق شد.
اون حرومی ها میدونن
چطوری یه گردنبند بسازن.
اون حرومی ها؟
داره درمورد کسایی که اینجارو
مدیریت میکنن حرف میزنه؟
باید یسری چیزا بدونه...
به هرحال
704 عالیه.
باید اینطور باشه
اگه که تو میگی.
704 کاری که باهام کردی رو
با این بکن.کنترلش کن.
هان؟!
میدونم تجربه ی جدیدی بدست میاره
مثل خودم.
میخوای همونکارا رو تکرار
کنم؟
ازشون لذت میبرم..
نه یکم قراره
متفاوت باشه.
میخوام به تو و هویانگ
کمک کنم لذت بیشتری ببرید.
واو کیرت عالیه
704.
تصور اینکه این کیر میره
توی هویانگ...هاهاه
اره قطعا حس متفاوتی
میده.
هننن؟!
همه شو برای تو
میزارم...
اره باید همشو به
خودم بسپری و لذت ببری.
عاح..
خیلی عجیبه دیدن اینکه
هویانگ با یه مرد سکس میکنه...
عاااق...
بعلاوه اینکه پاره میشه
با یه مرد قوی...!
کصتو تنگ کن.
اوه! هننن!!
منم همچین قیافه ای
داشتم؟
نمیتونم بیشتر
تحمل کنم
خیلی خوشگلی
اممم...
وقتی گفتی مال یکی دیگه ای.
منظورت خواهرت بود؟
اینطوری با خواهرت بازی میکنی؟
باورم نمیشه!!
ما دوتاییم
ولی انگار یکی ایم.
مثل جق زدنه.
برام مهم نیست
جفتتونو میگام فقط جق بزنید.
امشب آبمو توی
جفتتون میریزم و میریزم!!
هرچی بخوای!!
هرکاری میکنم!!
عاحح..
آب704...
خیلی هاته...
هوچی فکر کنم فهمیدم
درمورد چی حرف میزدی...
هیچوقت نمیتونستم
این حسو با یه مرد دیگه
داشته باشم...
اره؟
جدید بود نه؟
اره هنوز میتونم توی
کصم حسش کنم.
فکر میکنی بهمون بیشتر حال میده
اگه باهم دیگه بهش بدیم؟
البته.
باید یکاری کنیم برای اونم شب
فراموش نشدنی باشه.
عالیه.
و به دلایلی انگار حس
ناآشنایی نمیده بهم.
انگار زندگی کیریم
همچین خوشگذرونی هایی داشته.
ولی نمیتونم فراموش کنم
چیزی که واقعا میخوام
از این خوشحالی سریع.
از اینجا فرار میکنم
مهم نیست چه اتفاقی بیوفته.
ادامه دارد
پایان

قسمت 24 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 25

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی مکان رمزآلود
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت