مکان رمزآلود قسمت ۴۳ از ۶۲۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
قسمت 43
مکان
رمزآلود
ترجمه اختصاصی
سایت سرراست
GERALT
بعد از تصمیم گرفتن
اعدام بدون وقت گذرونی
انجام شد.
ما شهر های مختلف
و پایگاه های نظامی رو
نابود کردیم.
بعد از این حدود100000
پهباد جنگی فرستادیم...
و برنامه داشتیم حدود 200000
تا دیگه بفرستیم توی 10 سال...
برای اینکه 90% جمعیت
رو نابود کنیم و پروژه مزرعه رو
شروع کنیم.
ولی سوپرایز شدیم...
یه مقدار حجیمی از
انسان ها خواستار کمک
ما شدن.
و کاملا تسلیم شدن
و خودشونو برای ما
تسلیم کردن.
بخاطر اونا تونستیم 70%
جمعیت رو نابود کنیم و بازم
مزرعه رو راه بندازیم.
و محصولات و مدیریت همشون
توسط انسان ها بود.
حدس میزنم خیانت به
نژاد خودشون بهترین راه
برای زنده موندنشون بود...
ولی...
همم...
تو داری به نتایج درستی میرسی
ولی هنوزم نمیدونی چرا اینجایی.‌.
تو آرزو های
قوی ای داری...
مطمئنم که تو تا نفس
آخرت مبارزه میکنی.
ولی در اون صورت باز هم
نیازه که از یسری تاکتیک ها
برای زندگی استفاده شه...
و اونا مجبورن سرزمین های
بیشتر و ساختمون های بیشتر
پیدا کنن‌
انسان ها به اون میگن
جنگ انقراض...
ولی ما بهش میگیم
فرهنگ سازی.
بخاطر اینکه
5 میلیارد انسان نابود شدن
تو اون جنگ ولی...
هیچ ورومی کشته
نشد.
بعد از اون انسان ها
ارزش هاشون کم شد.
همه اون منابع بیولوژیکی ژن ها
و اینکه دوست داشتن که
ما تولیدشون کنیم.
استرس اینکه میدونن زیردست
ارباب های قدرتمندی هستن...
که باعث میشه
خرگوش ها و پاپ کورن های
ضعیفی ساخته بشن.
از اینجا بود که
شکنجه کردن خرگوشا شروع شد.
تو همه اینارو میدونستی
و تصمیم گرفتی هیچکاری
نکنی؟
خرگوشا منابع قابل
معاوضه هستن برامون...
ولی همچنین راهی بود
برای کنترل کردن انسان.
اونا ساخته شدن که جذاب
باشن و زیبا و سکس طلب...
و برای رسیدن
به مقصد بعدی.
اگه خودتو برای وروم
وقف کنی به آزادی میرسی...
و همچنین میتونی با خرگوش های
زیادی سکس کنی...
و به دلایلی
ما میتونیم صاحبشون بشیم.
بعضی از خانواده ها بچه میارن
با استفاده خرگوشا و فقط مردا رو
وارث بعدی میکنن.
دیوونه ها.
برای تو شاید
همش دیوونه
کننده باشه.
ولی این یه تمرین ساده اس
برای افرادی که اینجا
زندگی میکنن.
تو بهم گفتی که من یه دلیلی
برای وجود دارم پس چرا داری
اینارو بهم میگی؟
فقط میخوام ببینم به این
اطلاعات چه واکنشی
نشون میدی.
و با دیدنش فکر‌کنم بتونم
هدفمو تعیین کنم.
این نگهشون دار.
اگه تو بتونی نفوذ کنی
به مزرعه اصلی با تترا
فقط این USB رو داخل
سیستمشون بزار.
چیه؟
انسان ها نمیتونن قدرت الکترومغناطیسی
رو کنترل یا دستکاری کنن کوانتوم رو
پس نمیتونی توی سیستم ما
ازش استفاده کنی.
پس من یه رابط برای
وصل شدن به سیستم
درست کردم...
و کار گذاشتن این توی تنظیماتش.
اگه از این استفاده کنی میتونی
برای اطلاعاتی که میخوای سرچ کنی.
چرا دوتاس؟
سبز برای اطلاعاتی که
لازم داری استفاده میشه...
و قرمزه برای اینه
تترا نفهمه اینارو.
اگه کار بزاریش به شکل
خودکار 5 دقیقه کار میکنه.
مهم ترین‌چیز اینه که
به دست تترا گیر نیوفتی.
نمیفهمم واقعا
یعنی چی...
ولی چرا باید باهات
همکاری کنم؟
این احتمالا کلید
نجات انسان هاس‌.
چی...؟!
اونجا چیه؟!
بهتره که الان
ندونی‌...
اگه یه حشره مرده روی
زمین باشه.
فقط از کنارش رد میشی
بدون‌اهمیت داشتن اینکه
مرده اس یا نه.
این یچیز طبیعیه برای
انسان ها.
وقتی داشتم تورو الان تست
میکردم نشونه هایی نشون دادی
از این موقعیت.
حتی برای می
میخواد که بشریت
آزاد بشه.
البته
سناتور و تترا هیچکدوم
اینارو نمیخوان.
خداروشکر که
تترا بهت علاقه ای
نداره.
ولی وقتی بیشتر درمورد
تو بدونن ریسک اینکه بفهمن
برای چی قراره اونجا بری
بیشتر میشه.
ما باید برای
بدترین ها
آماده بشیم‌‌...
تو از همه اینا
چی گیرت میاد.
این خیانت به
نژادت نیست؟
خب...
نه دقیقا..‌
من فکر میکنم بهتره
که کارمون تموم شه.
به کسی قول دادم...
خیلی وقته.
باید انتخاب کنی که
بهم اعتماد کنی یا نه.
هیچی برای ازدست دادن
ندارم به عنوان انسان.
درسته.
میتونم حسش کنم.
بهتره بری پایین.
قبل از رفتنم...
میتونی یه خرگوش خاص رو
برام پیدا کنی؟
اگه معاملات زیادی نشده باشه
میتونم کمک کنم.
این دختر همونیه که
تو یادت میومد؟
نه ربطی به حافظه ام
نداره...
خرگوشی به اسم
کیتی رو دیدم...
و شنیدم که فروخته شده به
جایی به اسم خونه اجاره ای...
اجاره ای؟
این برخلاف قرارداده
نمیتونیم کیفیت تولید رو
تضمین کنیم...
حتی الان هم اونا کارای
سکسی عجیب و برخلاف قوانین
میکنن.
کیری...
اون به اونجا رسید...
چرا دنبالشی؟
باید...
عذرخواهی کنم.
و اگه بشه میخوام از اونجا
بیرون بیارمش.
همم امکانش هست که
دنبالش بگردم...
ولی اگه اونو دوباره
ببینی...
مثل قبلش
نیست.
اوه 704 اومدی
پایین.
باید اش رو برمیگردوندم
و یه خرگوش دیگه برات میاورد.
خیلی درخواست های
زیادی داری.
آقای 704 شما استراحت کنید
و برای امشب آماده بشید.
باعث ناراحتی که به این
زودی باید بری.
میدونم اونجا قراره باهاش
مثل حیوون رفتار بشه...
ممنونم ازت که باهام
خوب رفتار کردی قربان.
ولی هیچکاری درموردش
نمیتونم بکنم.
اش...
باید حرف فلکس رو‌جدی بگیرم
و زندگیمو ادامه بدم...
خیلی احمقانه اس که
بابد با وسیله قدیمی تو
رانندگی کنم...
یلوتینگ
قراره یه شب دیگه هم
بمونی؟
تا وقتی که بهم‌بگن
باید اینجا‌بمونم و از خرگوش ها
مراقبت کنم.
البته که
شانسی ندارم...
میدونم از اونجایی که دستور دارم
اتاق خاصی برای تو درست کنم...
تا باید با من بخوابی
این چند وقت رو تا
وقتی درست شه
درسته.
به هرحال یه تخت برای
704 درست کن.
بیا بریم بیرون
اش.
مواظب باش 704.
هیچوقت فراموشت
نمیکنم.
ادامه دارد
پایان

قسمت 43 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 44

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی مکان رمزآلود
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت