مکان
رمز آلود
ترجمه ی احتصاصی
تیم سرراست
GERALT
سیستم هایی که اینجا
دارن بی نقصه...
حدود 2 سال اینجا
بودم بیشتر از هرکسی...
ولی جاهایی که میتونیم
بریم محدودن.
اتاق هایی که بهشون
دسترسی داشتم
اتاق خودم،همسایه ها، کافه تریا
و اتاق فعالیت.
اتاق همسایه هات؟
میتونی بری اونجا؟
ما میتونیم بعضی مواقع
2 به 2 سکس کنیم با همسایه مون و
خرگوشش.
اوه...
من همسایه بچه ام.
بعد از دیدن اینکه با خرگوشش
چیکار کرد فهمیدم بچه خیلی
منحرفه.
هی حداقل مثل تو
خرگوشم رو به سدون وصل نکردم.
به هرحال
همه میدونن چه مدلی هستی.
شنیدم کافه تریا و اتاق استراحت رو
یه اندازه دراوردن دور اتاق فعالیت.
یعنی اینکه 5 در هست
که هیچوقت باز نشدن
میخوام بدونم به کجا راه دارن.
همچنین دوست دارم بدونم
چقد اینجا بزرگه.
با این اطلاعات
حتی نمیتونیم حدس بزنیم.
کی میدونه؟
شاید اگه اون در بسته رو باز کنیم
خودمون رو وسط شهر ببینیم.
به هرحال جاهایی که ما دسترسی
داریم خیلی محدوده برای
ما که چیزی بدونیم.
یک نفر میاد به اتاقا و تمیزشون
میکنه وقتی جای دیگه ایم نه؟
ما میتونیم بوی شوینده هم حس کنیم
حتی ملحفه هم عوض میکنن.
ولی تاحالا ندیدیمشون.
کجا میرن اونا...؟
مشکل چیه؟
همه چیزو برامون تمیز میکنن
متقاعد کنندس.
باید برم کار کنم.
هرکسی که هستن...
مطمئنم از اون در توی راهرو
استفاده میکنن.
وقتی دقیق تر بهش نگاه میکنم.
ردی از در که باز شده دیدم.
یعنی یکی از اون در میاد
بیرون و میره توش دوباره.
شرط میبندم خرگوش خدمتکار
میاد تا اتاق رو هرروز تمیز کنه.
مطمئنم...
و یچیز دیگه هست
که شما دقت نکردید...
این یقه.
خب من اولین نفرم اینجا که
شاهد اولین کارش بودم...
این یقه فقط شوک الکتریکی
نمیده.
واقعا...؟
اون شوک...
واقعا درد داشت...
یادته گفته بودم از یه
دیوونه؟
اون اهمیتی به شوک الکتریکی نداد
و اینو از گردنش باز کرد.
از گردنش جدا کرد؟
بعدش چیشد...؟
خیلی قوی بود...
اون همونجا از هوش رفت
اون روانی با صورت افتاد زمین.
مارو سریع برگردوندن به
اتاق هامون...
نتونسم درست بفهمم
چه بلایی سرش اومد...
ولی مطمئنم اون مرد.
منظورم اینه خیلی مشخصه که
اونا میتونن مارو با ریموت بکشن.
به هرحال به این دلایل...
غیرمممکنه فرار کردن.
من میگم از اینجا لذت ببرید.
انگار امیدی نیست...
ولی شاید راهی باشه.
در باز شد.
لطفا به اتاق استراحت بروید.
و این مکان یچیز آشنایی داره...
در باز شد.
اگه خاطراتم برگرده
مطمئنم میتونم راهی پیدا کنم.
و برای اینکار فکر نکنم
انتخاب دیگه ای داشته باشم...
میلچ از سکس خشن
خوشش میاد...
هننن...!!
عقق!!
میتونم توی روده ام حسش کنم!
هننن
همممم!!
خیلی حال میده!
داری از وسایل اربابت بدون
اجازه استفاده میکنی؟
ولی کصم داشت میخارید برای یکاری...
نمیتونستم بشینم یه گوشه و
کاری نکنم.
وقتی اینجایی اربابت منم؟
اگه به وسایل ارباب واقعیت دست میزدی
بدون اجازه اش چیکارت میکرد؟؟
عهه...
متاسفم
لطفا ببخش!!
این سری رو میگذرم ازت.
میخوام امشب مثل اربابت
رفتار کنم پس خودتو برای
چیزای بدتر اماده کن.
ارهه
لطفااا...
چرا انقد هیجان زده ای؟
نمیخوام کاری کنم حست بهتری
داشته باشی.
آخ؟
بزار ببینیم...
عققق؟!
تعجبی نداره کصت انقد شله.
هننن...
ببخشید...!
پس...
سوراخ کونت چطور؟
هننننق
توی کونمم باشه دوست دارم...
بیشتر...بیشترر...
پس تو اسباب بازیارو بیشتر
از انگشتام ترجیح میدی؟
فکر کنم بتونم کل اینو
بکنم تو کونت.
هننننن
اره
فکر کنم...
چطوری از این
خوشت میاد؟
اون حتی گذاشت
اینکارو باهاش بکنم...
هممن؟
کونمم!
آییی!
فکر کنم داره قیافش هم
یادم میاد...
از این خوشت میاد؟
ممنونم ارباب...
حس خیلی خوبی داره
دارم لذت میبرم
میلچ هم لذت میبره.
ههه...
چقد دیگه میخوای دراز بکشی
رو زمین؟
پاشو!
بله ارباب...
باید یکاری کنم منو
حشری تر کنی.
یچیزی میخوای نه؟
اره...
خب بهم بگو چی میخوای!
لطفا...
کیرتو بهم بده ارباب
نه.
هاه؟!
ولی چرا...؟
از اون اسباب بازی بیشتر
از من خوشت میاد.
به همین دلیل ازش
استفاده میکردی مگه نه؟
نه...ولی بعضب ارباب ها
خوششون میومد منو درحال جق زدن
نگاه کنن...
پس به این دلیل بود...؟
خب پس باید جلوم انجامش بدی
بجای اینکه خودت لذت ببری.
خب اگه بهم نشون بدی
که چقد خوب میتونی جق بزنی
برای اربابت
بعدش ادامه کارمونو میکنیم.
بله...
میتونم هرچی اربابم بخواد
انجام بدم.
ادامه دارد