قسمت 36
مکان
رمزآلود
ترجمه اختصاصی
سایت سرراست
GERALT
درمورد چی حرف
میزنی؟
مثل چیزی که گفتم.
کسی که عاشقشم...؟
هیچوقت حتی از
ذهنمم رد نشده...
تو قطعا دروغ گوی
بدی هستی.
اگه دروغ میخواستی بگی
باید میگفتیدحتی نمیدونی
چه معنی ای داره.
واقعا؟؟
چی فکر میکردی اونموقع
که لباسام رو توی
صورتت کرده بودی؟
هممم....
خب...
من...
نه...نه...!!
بس کن!
فقط باید اینو
ساک بزنم نه؟!
اممم...
همم...
چطوریه؟
آبت داره میاد؟
تو...
افتضاحی توی این
نه؟
عه؟!
میدونستم...
اولین بارته با مرد
سکس میکنی.
خب با اون راکول های
حرومزاده تنها کاری که میتونستم
بکنم باز کردن پاهام بود.
و بقیه شو
انجام میدادن؟
پس...
از سکس با من
خوشت نمیاد...؟
عااخ؟!
هاا خب این
جدید بود...!!
چطوری میشه از یه
خرگوش منحرفی مثل تو
خوشم نیاد؟
پاهاتو باز کن والتماسم کن
برای کیرم مثل اون حیوونا.
بقیه شو انجام میدم.
چطوره؟
اره...
بهتره.
هنوز از کون
نکردمت.
اوخ!!
اوق!!
ولی انگار اون حیوونا
راهشونو به سوراخ کونت
پیدا کردن!
چرا همش داری از
سوراخ کونم حرف میزنی
اوخ....
منو از کص
بکن...
انتظارات مهمن.
ععههه؟!
احتمالا میمیری برای
اینکه یچیزی از اینجا
بره توت.
هااااا
وقتشه باهم
بازی کنیم؟
باید ازم
تشکر کنی.
عععع!!
هااان؟!
اینطوری قراره
انجامش بدیم...؟
میشه اسباب بازی
رو در بیاری...
هنن؟!
حس میکنم دوتا سوراخم
داره پاره میشه...
خوشت میاد؟
حتی یکاری میکنم
بهتر حال کنی.
یااا؟!
صدای خوبی
بود!
تو حتما یه منحرف روانی ای
ببین چطور وقتی بهت اسپنک
زدم حشرت زد بالا؟
اووووع؟!
عااح...؟!
عالیه این حس!
عااخ...منم...!!
ولی باید اول
مزه ی کونتو بفهمم!
بزار اینو بکشم
بیرون!
اووووه؟!
این سوراخا خیلی خوب باز شدن
لذت میبردی از اینکه راکول ها هرروز
شاخک هاشونو میکردن تویکونت؟
خفه شو و انجامش بده...
انجامش بده یا
دست من نیست.
و الان انجامش میدیم
چونکه...
من میخوام!!
هنن؟؟
واو...
تنگ تر از چیزیه که
فکر میکردم!
فکر میکردم خیلی
گشاده و حال نمیده!
عااح...!
داری خیلی محکم
انجامش میدی...عااح!!
قراره جر بخورم!!
باورم نمیشه نگران اینی!
فقط رو لذت تمرکز کن!
یاا!!
میتونم کیرتو توی
شکمم حس کنم!
عمیق تر!
عاااخ!!
عاااق
عاااخ!!
آبم داره میاد!
میتونم آب داغتو توی
سوراخ کونم حس کنم...
حس اینو میده که مایع
داغی رو به زور ریختی
توی کونم...!!
اووه...
هقق...
تو همیشه مثل یه
جنده رفتار میکنی...
ولی ببین الان چقدر
رام شدی.
اوووه؟!
یچیزی داره میاد
بیرون...
انگار که یه منبعی از
اسپرم شدی!
خخخ...
خفه شو...
اینا همش بخاطر توعه...
عااخ...
ولی هنوزم دوسش
داری نه؟
اره...
مواد هم کارشو
کرد نه؟
هاه؟
وقتی که استراحت میکنیم...
میشه ازم لب بگیری؟
اوکی.
ممم...
از لب گرفتن بیشتر از
سکس لذت میبری؟
نه
نه واقعا...
اونا فرق دارن.
ولی فقط بخاطر اینکه
تویی خوشم میاد 704.
پس میتونی بگی که
جفتشو دوست دارم.
بیل یکم دیگه
دوباره انجامش بدیم.
ایندفعه میزارم هرکاری
بخوای باهام بکنی.
سایک...
میخوای باهام
فرار کنی؟
بنظر نمیاد که مراقبمون باشن
و اون گردنبند رو دور گردنمون
نداریم...
نه...
اگه دوباره توسط راکول
گرفته بشم...
احتمالا اونا منو تبدیل به یه
قوطی گوشت انسانی میکنن.
ولی تو براشون ارزش داری
نه؟
من شکنجه میشم
بعنوان مجازاتم...
شکنجه...؟
فکر نمیکنی که من معنی
درد رو میدونم؟
خب میدونم.
ببین باهام
چیکار کرده...
اون چشممو دراورد و این
دستگاه رو بجاش گذاشت.
اون حرومی شاخکش رو
کرده تو چشمم که مستقیم میخوره
به مغزم.
یبار اشتباه کردم و
شکنجه شدم.
اول منتظر شد که اثر
دارو از بدنم بره...
نمیتونستم جلوشو
بگیرم.
ولی اون فقط
اولش بود.
این دردی که بهم داد با اون
شاخکش توسط این دستگاه
هیچ ربطی به مقدار منحرف بودنم
نداشت.
این دردی که هیچوقت نفهمیدم....
دردی که روحمم میسوزونه...
عاااخ...
این خیلی خیلی ترسناک بود...
حتی نمیخوام دوباره این اتفاق
بیوفته...
هااا...ارباب
ببخشید...
لطفا
منو ببخش...
سایک...
لطفا...
هققق...
ببخشید...
گریه نکن...
هقق...
ببخشید ارباب...
لطفا...
فقط منو بجاش بکشید...
هقققق....
ادامه دارد