مکان رمزآلود قسمت ۱۳ از ۶۲۱۱ صفحه
مهمان · قسمت ۱ از ۳ امروز
صفحه‌ی ۱ صفحه‌ی ۲ صفحه‌ی ۳ صفحه‌ی ۴ صفحه‌ی ۵ صفحه‌ی ۶ صفحه‌ی ۷ صفحه‌ی ۸ صفحه‌ی ۹ صفحه‌ی ۱۰ صفحه‌ی ۱۱
مکان رمزآلود
ترجمه ی تخصصی
تیم سرراست
GERLAT
میلچ
خجالت نمیکشی درمورد سکس نه؟
عاشق سکسم...
وقتی سکس دارم
همه دوسم دارن.
اون تو همه چی عالیه...
باورم نمیشه
کصشم پیرسینگ داره...
و اون ممه هارو
ببین...
پسرایی بودن دوست داشتن
از این چیزا...
اونا گفتن ممه های بزرگمو
دوست دارن...
توم دوسشون داری704؟
اونا عالین...
خب منو میکنی پس اره؟
هنن...
نمیتونم بیشتر از این
صبر کنم...
پسرا گفتن کصم خیلی شل شده
بخاطر اینکه زیاد استفاده شده...
ولی میتونم کارای
دیگه هم بکنم...
پس فقط بگو بهم.
اره اره...
بزار لباسمو دربیارم اول.
فکر کنم خوب میده
بدون مصرف دارو هم...
دوست داری چطوری شروع کنم؟
میخوای سرشو بگیرم اول؟
یا کار دیگه ای میخوای بکنم؟
نمیدونم...
کسی ازم نپرسیده بود قبلا...
داره بهم
منو پیشنهاد میده؟
هههه...
تو خجالتی ای 704؟
معمولا
پسرا مجبورم میکنن یکارایی
کنم...
ولی امشب تو رئیسمی
704.
صبر میکنم تا وقتی اربابم
بفهمه چی میخواد.
هنن
هنن
هننن
واقعا؟
انقد جلو میری ای؟
بهتره سریع یکاری
برای این دختر بکنم.
بزار ببینیم چقدر خوبی.
میتونی کیرمو بخوری.
چشم ارباب.
اومم...
ههه...
عاشق این بو ام...
بوی کیر...
حالا میفهمم چرا خوشحال
از دختره خیلی خوشش میومد.
اون خیلی حرفه ایه...
همممم!!
ارباب
لذت بردی؟
اره...!
ههه!چقدر عجیب؟
الان آبت اومد ولی کیرت
هنوز سفته.
بخواب روی تخت
میلچ برات زمان خوبی رو میسازه.
کصم
یکمی شله...
ولی اینو جایزه ای برام
بدون تا بتونم بهتر رو کیرت تکون
بخورم...
هیییییح؟!!
کیرت تومه...
آخخخخ؟!!
اره
اره
اره
کیرتو دوست دارم ارباب!!
اونقدر هم بد نیستی!
هممم؟
توم داری لذت میبری؟
ممه های کیریه بزرگت
خیلی عالین!!
عههه؟
این چیه...؟
بهم نگو شیر سینه اس!
چی هستی گاو شیرده؟
نیپل هام...!
محکمتر فشارشون بده!!
توی نیپل و کصم
حسش میکنم!
ارباب ببخشید نمیتونم
بیشتر نگه دارمش!!
دارم ارضا میشمممم!
همم!
آبه منم داره میاد.
هوف..
هوفف...
هوفف...
بچه داری؟
نه...
3 بار تا الان
بچه بدنیا اوردم...
ارباب ازم تعریف کرد و گفت
خیلی بارور ام...
پس داری بچه بزرگ
میکنی؟
اون ازدواج کرده؟
نه اونا بچه هامو خیلی زود
ازم گرفتن هیچوقت ندیدمشون...
از اونموقع
اربابم شیر منو...
با یچیز عجیب میکشید
توی خودش...
برای ورودی مهمان هاش.
از سکس خوشم میاد...
یه هیچ چیز فکر نمیکنم
وقتی دارم سکس میکنم.
پس...
بیا دوباره منو بکن...
خب پس اون...
مثل حیوون باهاش رفتار کردن...
ولی چیزی نیست که
بتونم انجام بدم...
واقعا...؟
دوست داری این بار چیکار کنیم؟
خیلی اسباب بازی های سکسی ای
توی اون جعبه هست.
میری به جعبه نگاه کنی؟
اره اره
اسباب بازی دوست دارم!
خب...
متعجب نمیشم که
از همه چیز خسته شده باشی.
میخوام همه اسباب بازی هارو
امتحان کنم!
میخوام منو بد بگایی...
تا نتونم دیگه
به چیزی فکر کنم...
وقت صبحانه اس.
در کافه تریا به زودی باز میشود.
باید خسته باشه...
خب ما شب خوبی داشیتم.
در باز شد.
فکر میکنم که مطمئنم از...
اینکه باید بعدش چیکار کنم.
راهی پیدا میکنم
برای فرار از اینجا!
به بقیه میگم اینجا
چجور جاییه و به همه کارای کصشرشون
پایان میدم.
ولی نمیدونم میتونم
انجامش بدم یا نه.
هی بچه!
چه خبره؟
خیلی وقته اینجایی اره؟
کسی بوده از اینجا فرار کنه
یا زنده خارج بشه؟
هممم...متاسفانه چیزی نیست که
بدونم درموردش.
بهم نگو...
داری به فرار از اینجا فکر میکنی؟
نه...
فقط کنجکاو بودم.
اوکیه.
بیاین صادقانه حرف بزنیم
مطمئنم فکر از ذهن هممون رد میشه.
قهوه؟!!
هیچکدوم ما نمیدونیم
فردا مغازه چی داره.
میفهمی چی میگم 704؟
فکر میکنی کسی که ناپدید
شده یعنی آزادش کردن؟
بزارید ببینیم...
7 یا 8 نفر از وقتی اینجا اومدم
ناپدید شدن.
ولی دلیلش چی بود؟
یکی برای وحشی بودنش
یکی برای تلاش خودکشی
یکی برای دیوونه شدن...
ولی...
درمورد نصف بقیه شون...
فقط باید تا صبح
روز بعد صبر کنیم.
خدا میدونه.
اپه اونا یچیز اشتباه انجام دادن
یا به خرگوشی حمله کردن...
یا شاید کاملا اتفاقی باشه...
میدونستم
اگه الان کاری نکنم
یه روز بیدار میشم و خودمو...
مرده میبینم...
ادامه دارد
پایان

قسمت 13 تمام شد

بدون حساب، امروز ۲ قسمت دیگه هم می‌تونی بخونی با ساختن حساب، محدودیت روزانه برداشته می‌شه و از همون‌جا که موندی ادامه می‌دی. ساختن حساب
قسمت بعدقسمت 14

این قسمت را دوست داشتی؟

۰ پسند

برای پسندیدن وارد شو
این قسمت چه حسی بهت داد؟
برای گفتن حست وارد شو
حرف خواننده‌ها

هنوز کسی درباره‌ی این قسمت چیزی نگفته؛ اولین نظر مال تو!

برای نظر دادن وارد شو
بازگشت به صفحه‌ی مکان رمزآلود
از ادامه دادی
روی صحنه‌ای بزن که می‌خواهی درباره‌اش بنویسی
سرعت